شاید الان کنار تو بودم

شاید الان کنار تو بودم
اگر به جای این‌همه شعر
از کلمات طنابی بافته بودم...


مریم ملک دار

شعر را به تو می سپارم

شعر را به تو می سپارم
کلید خانه
و چراغ را
سفارش نمی کنم
خیالم راحت است..
مریم ملک دار)

و رویا،

و رویا،

که روزی خیال می‌کردیم تعبیر خواهد شد

تنها، حباب رنگی بزرگی بود

که به اشاره‌ی انگشتی

در هم شکست...


((مریم ملک‌ دار))

شعر را به تو می سپارم

شعر را به تو می سپارم

کلید خانه

و چراغ را

سفارش نمی کنم

خیالم راحت است..

مریم ملک دار)

و رویا،

و رویا،

که روزی خیال می‌کردیم تعبیر خواهد شد

تنها، حباب رنگی بزرگی بود

که به اشاره‌ی انگشتی

در هم شکست...


((مریم ملک‌ دار))

چه کاری از من بر می آید ؟

چه کاری از من بر می آید ؟

وقتی خدا 

تمام خودش را 

میریزد توی چشم های تو و 

نگاه ام می کند ...

"مریم ملکدار

می خواهم نه بهشت را و نه اردیبهشت را

می خواهم
نه بهشت را و نه اردیبهشت را
سیب را می چینم
و با تو
به زمین می آیم
تا به دور از چشم های شیطان
دوستت بدارم


مریم ملک دار

چشمانت حرارت محض است

چه کاری از من بر می آید ؟

وقتی خدا 

تمام خودش را 

میریزد توی چشم های تو و 

نگاه ام می کند ...

مریم ملکدار 

...................................................................

چشمانت حرارت محض است

رَبَّنَا آتِنَا عَذَابَ النَّارِ

حسین صیامی

....................................................................

چشم های تو مهر بان بودند

دهانت مهر بان بود

و گنجشک ها واقعا می امدند

از گوشه ی لبت آب می خوردند

غلامرضا بروسان

روزنامه ها هرگز نمی‌دانند

روزنامه ها هرگز نمی‌دانند
تمام اتفاق های تلخ جهان
می‌ تواند از فنجانی چای شروع شود
و گاهی دریا در سکوت رفتن کسی
غرق می‌شود



مریم ملک دار

وقتی آدم نمی‌نویسد

وقتی آدم نمی‌نویسد
یا پر از حرف است
یا چیزی برای گفتن ندارد

پر از حرفم
اما
چیزی برای گفتن
ندارم

♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

مریم ملک دار