چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!

چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!

چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!
بر پُشتِ سمندی
گویی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه‌یی بیهوده است.



احمد_شاملو

به هر تارِ جانم صد آواز هست

به هر تارِ جانم
صد آواز هست
دریغا
که دستی
به مضراب نیست ...


#احمد_شاملو

تنهایی ِ یک درختم

تنهایی ِ یک درختم
و جز این‌ام هنری نیست
که آشیان تو باشم!

#احمدشاملو

با زمزمه‌ی تو

با زمزمه‌ی تو

اکنون رخت به گستره‌ی خوابی خواهم کشید

که تنها رؤیای آن

تویی …

#احمد_شاملو

پیراهن گرم تو

و من

همه ی جهان را

در پیراهن گرم تو

خلاصه می کنم!!

"احمدشاملو

زیباترین حرفت را بگو

زیباترین حرفت را بگو
شکنجه‌ی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌ای بیهوده می‌خوانید.
چرا که ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهوده‌گی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.

#احمد_شاملو

کار دیگری نداریم

کار دیگری نداریم

من وخورشید

برای دوست داشتنت بیدار می شویم

هرصبح!!

"احمدشاملو"

گستاخی خیالم را ببخش

گستاخی خیالم را ببخش

که حتی

لحظه ای

یادت را رها نمی کند..!

"احمدشاملو"

آی عشق! آی عشق!

لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی گردد

آی عشق! آی عشق!
چهره آبی ات پیدا نیست

و خنکای مرحمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون

آی عشق! آی عشق!
چهره سرخ ات پیدا نیست

غبار تیره ی تسکینی
بر حضور وهن
دنج رهایی
بر گریز حضور

سیاهی بر آرامش آبی
و سبزه برگچه بر ارغوان

آی عشق! آی عشق!
رنگ آشنایت
پیدا نیست!


"احمد_شاملو"

ماه میگذرد..

ماه می‌گذرد
در انتهای مدارِ سردش.
ما مانده‌ایم و
روز
نمی‌آید.

احمد شاملو