ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دلم تنگ است
مثل لباس سال های دبستانم
مثل سالهای ماموریت های طولانی پدر
که نمی فهیدم..
وقتی می گویند کسی دور ست..
یعنی چقدر دور ست..
"لیلا کرد بچه"
جادهها
جایی اگر برای رفتن داشتند
غربت با پوشیدن کفشهایت آغاز نمیشد
"لیلا کردبچه"
دست شسته ام از تو.
بین من و تو...
هر آنچه بود
تیمور بود
یک پایش می لنگید...
"نسیم جعفری"
من اصلا نفهمیدم جوانی یعنی چه؟
من یک راست از بچگی به سن کهولت رسیدم …
ژان پل سارتر .. دست های آلوده