آرام باش

آرام باش
بن بستی نیست
عشق مشکل گشاست

سید حسن نبی پور

تب دارم از

تب دارم از
آغوش گرمی که نیست
درشب های تنهایی ام
درانتظارمعشوقی که نیامد

سید حسن نبی پور

دستانم برتاک موهایش

دستانم برتاک موهایش
درشب چه آهنگ نرمی
می نوازددرشب
درآغوش ستارگانی
که چشم چرانی می کنند

سید حسن نبی پور

برای باتوبودن

برای باتوبودن
درساحل چشمان آبی رنگت
اتراق می کنم
که دریاراببینم

سید حسن نبی پور

روزه ی سکوت گرفتم

روزه ی سکوت گرفتم
بخوان مرا
میان دواذان
تاافطارکنم
بالبهای تو

سید حسن نبی پور

با تو دنیایم

با تو دنیایم
سراسر شعر است
ولی شعر چشمان تو
آنقدرزیباوجذاب هستند
که ردیف نمی شوند
واژه هایم


سید حسن نبی پور

سراسر کلبه را

سراسر کلبه را
نورانی می کنم
بافانوس فروزان
که عشق شعله می کشید
آمدنت را

سید حسن نبی پور

تو برای من متولد شدی

تو برای من متولد شدی
در شب زیبایی و مهتابی
پاییز برگ‌ریزان

سید حسن نبی پور

اگرخاکش باشید

اگرخاکش باشید
قلبش
جوانه می زند
برای تو


سید حسن نبی پور

آنقدر نبودی

آنقدر نبودی
که چایی م ازدهان افتاد
کاش بودی
چایی ام راباطعم لبانت
نوش می کردم


سید حسن نبی پور