گر‌‌چه بـا دوریِ او زندگیم نیست،

گر‌‌چه بـا
دوریِ او زندگیم نیست،
ولـی

یاد او
می‌دمدم ‌جــان
به رگ و پوست هنـوز . . .


#سیمین_بهبهانی

روزی آید که دلم هیچ تمنــــا نکند

روزی آید که دلم هیچ تمنــــا نکند

دیده ام غنچه بـــــه دیدار کســـی وا نکند

سیمین بهبهانی

منم آن شکسته سازی

‏منم آن شکسته سازی
که تو ام نمی نوازی

#سیمین_بهبهانی

خوشم همیشه به یادت

خوشم همیشه به یادت ،‌
اگر چه صفحهٔ جانم
به جز غبار ملال از تو یادگار ندارد

#سیمین_بهبهانی

من از سوزاندنِ اندیشه در آتیش می ترسم

هراسم ، جنگ بینِ
شعله و کبریت و هیزم نیست
.
من از سوزاندنِ
اندیشه در آتیش می ترسم


تنم آزاد؛ اما،
اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاقِ
افکار تهی بر خویش می ترسم..!!
سیمین_بهبهانی

در عالم کودکی به مادرم قول دادم

در عالم کودکی به مادرم قول دادم
که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.
مادرم مرا بوسید.
و گفت : نمی توانی عزیزم !
گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .
مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .
نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .
ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .
معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !
بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .
ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛
کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.
سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .
همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !
من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .
من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .
آخر من خودم مادر شده بودم ...

سیمین بهبهانی

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که می‌گذری تلخ بر من، از سرِ قهر
گمان برم که غم‌انگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توأم
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی..!


سیمین_بهبهانی

چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی

چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی
چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی

کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار
در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه مینالی؟

یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست
کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟

#سیمین_بهبهانی

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!

ضربه خوردیم وشکستیم و نگفتیم چرا؟!
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟!
جای "بنشین" و "بفرما", "بتمرگی" گفتند..!
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟
"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!
دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!
چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟
سیمین بهبهانی

با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد

با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد

ای من به فدای دل دیوانه پسندش

"سیمین بهبهانی"