درمیان اینهمه کرمهای خاکی

درمیان اینهمه کرمهای خاکی ،
امسال وضع مان وخیم شد ،
کارمان افتاده به مار
با اینهمه معتادِ به سرقت ،
حتماً سرقت ، بیشترمیشود به ،
استناد آمار
حتماً ، بیش از پیش ،
حس میشود روو دوشِ همه بار
با اینهمه نالوطیِ بسیارلت وپار

راستی فکرش را کردید ؟
مدتهاست که روشنی ندیدیم ،
میان این مِهِ تار
به روی خودمان نمی آوریم
بدجور، حالمان گرفته ست
بازهم گُلپونه ای بخوان !
بسطامی !
ای نغمه خوانِ وادیِ بسطام
بخوان از پونه که میگویند تنها ،
ز پونه بدش می آید ، هرمار
شیرین کن دقایق را ،
ازاینهمه تلخیِ زهرمار

زَهر، تووی رگ تک تکمان بس نفوذ کرده
ای طبیب آسمانها !
برس به احوالِ اینهمه ، بیمار

ما بیماریم ازنیشهای هرمار
هرکدامشان رسید به ما نیشی زد و بُرد ،
همه ی دار و ندارمان را ، ای وای
تازه بس شان نبود ،
چقدرمیشنویم زآنها لیچار
اما امسال ،
بهرِهرتحولی ، بسان دعای خوبِ یا محول الاحوال ،
همه هستیم امیدوار

بهمن بیدقی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد