گس و شیرین،

گس و شیرین،

تو نوبرانه‌ی اناری

حتا اگر

میوه‌ی فصل دیگری باشی!


رضا کاظمی

برگ هـای مُضطـرب

برگ هـای مُضطـرب
مـنِ مُنتـظر
فصلِ هبـوط
از خویشتـن
خـزان
بهانـه ای
بـود
بـرایِ
دلتنگی بیشتر


حیدر ولی زاده

آنجا که تو

آنجا که تو
عبور می کنی
آفتاب راهش را
کج می کند


منوچهر پورزرین

واژه ها از دهانمان جاری ست

واژه ها از دهانمان جاری ست

عشق، برای همیشه

اما بدون طعم آب در اعماق چشم هامان

آنها فقط واژه هستند


پرویز صادقی

الا یا ایها الساقی

الا یا ایها الساقی
ببین با ما چه‌ها کردی
یکی شاد و یکی غمگین
ببین غوغا به پا کردی
یکی خاموش خاموش است
یکی در جوشش و شور است
یکی در راه بی‌پایان شبگردی
یکی راهش به دور از هرچه دلتنگی
یکی افتاده در چاه زوال عقل‌مندی
یکی خوابیده در جاه و توان‌مندی
ببین ساقی چه‌ها کردی

ببین ما را رها در راه‌ها کردی

مهرداد درگاهی

ماه من تا کی میان ابر پنهان می شوی؟

ماه من تا کی میان ابر پنهان می شوی؟
وز ستاره بودنم تا کی پریشان می شوی؟
آن زمان که دوستت دارم بگقتی با یقین
فکر کردی باعث این قلب ویران می شوی؟
از ازل تا انتها رویای من عشق تو بود
دل به مهرت گشته زنجیر و تو حیران می شوی
آمدی عاشق شوی اما مرا آتش زدی

گر ببینی حال من حتما پشیمان می شوی
بارها گفتم که گر دل را به کس دادی نمان
من شدم لیلا و از من تو گریزان می شوی

فاطمه_مهری

شعر تَر دارد لبانت،صد غزل دارد لبانت

شعر تَر دارد لبانت،صد غزل دارد لبانت
جای زهری از هلاهل، خوش عسل دارد لبانت

رنگ چشمانت چه زیبا، آسمانی، رنگ دریا
در میان قلب پاکت، مهر و باور گشته پیدا

گوهر چشمان نازت مثل خورشیدی درخشان
شعر نو خواند برایش بلبل مست و غزلخوان

خط به خط،وصفِ تو زیبا، قد و بالایت چه رعنا
عطر گیسوی بلندت، مست و خوش بو مثل گل ها

درگِلت ای گُل خدایت، بذری از عشق تا بکارد
از کویر خشک قلبم، صد جوانه سر درآرد

هر ملک باصدتعّجب، بر لبش گوید تبارک!
هرکسی دستت بگیرد بخت و اقبالش مبارک

یک شبی هم ماه من شو،عشقم و همراه من شو
در میان حوض قلبم، جای ماهی ماه من شو


محمد جواد شاروبندی