ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند
زان سر زلف مسلسل فکر زنجیرش کنند
شاهد خالی ز صورت کی تواند دل ربود
تا نه بر شکل نگاری چون تو تصویرش کنند
کی بود روی نهفتن قصه شوق تو را
بس که بررخ مردمان دیده تحریرش کنند
آنکه باشد چون تو تیرش رحمتی بر کشتگان
عاشقان کی مرحمت برکشته تیرش کنند
جان عاشق از ملامت قوت گیرد باک نیست
گربه جرم عشق گرد شهر تشهیرش کنند
صورت عالم بود خوابی پریشان لیک نیست
جز مسلسل زلف تو روزی که تعبیرش کنند
چیست پیدا در رخت جامی کند تحقیق آن
گر نه از تقلیدیان ترسد که تکفیرش کنند
تو آن قدر بالائی ...
که نردبان عشق من
به تو قد نمی دهد !
کمی مرا نظاره کن ...
تا ... به ریسمان عشق تو
... در آویزم !
پرویز صادقی
آوازهایت را دوش ,بر لبم چسباندم
وصدایت باعشق, برمِدارم جاری
آنقدر گوش سپردم به تو که !
از لبم باریدی؛
از نگاهم شرّه ,آستینم خسته!
جمله هایم حیران
واتاقم تاریک!
مثل هر شب ,ماه خوابید ولی من بیدار
شب دراز است
وقلندر ......ای وای
نکند صبح بیاید نشوم
سیرزتو!
نشوم سیر ز,تو
شب که شد,باز بیا منتظرم
پشتِ غزل !
کنجِ دلم!
خانه ی تو.....
فاطمه شایگان
زیر چتر خیال تو ..... عـــــــمری عاشقانه زیستم من
زیر بارون خیال .... بی تو .. نیستم من .. نیستم من
پرویز صادقی
دستهای مضطربم را
در اغوش می کشم
و تمام حجم تنهائیم را
بر دل عاشقم می فشارم
تا باور کند ...
او ... همیشه ... تنهاست !
پرویز صادقی
تا کجا ...
از خاطر من دور می شوی ؟
یک بوسه ... ؟
یک گل ... ؟
چند شبنم ... ؟
اصلا ... می توانی ؟!
پرویز صادقی