-
پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد
شنبه 25 مهر 1394 11:09
پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد با اینهمه از منبر بلند باد بالا که میرود درختها چه زود به گریه میافتند ! "حافظ موسوی"
-
میخواهم برایِ تو نامه بنویسم
جمعه 24 مهر 1394 09:59
میخواهم برایِ تو نامه بنویسم میترسم؛ پستچی عاشقت شود کبوتر برگردد دق کند وُ دوریت را بمیرد میخواهم برایِ تو نامه بنویسم میترسم، شهر رفتنت را بفهمد رود نبودنت را مرداب شود وُ خواب، شب را کابوس کند میترسم؛ در راه، بهباد برود بعد بهدستِ چوپانی برسد وُ هوایِ گوسفندانش را رها کند وُ به هوایِ تو گوسفند شود!...
-
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم
پنجشنبه 23 مهر 1394 09:51
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنم صبوری میکنم تا کلمات عاقل شوند صبوری میکنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل شود صبوری میکنم تا طلوع تبسم تا سهم سایه تا سراغ همسایه صبوری میکنم تا مدار، مدارا ، مرگ ... "سیدعلی صالحی"
-
وقتی که زندگی من
چهارشنبه 22 مهر 1394 10:17
وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم .. باید ، باید ، باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچکس نیست ! "فروغ فرخزاد"
-
پنجره ها را می بندم
سهشنبه 21 مهر 1394 10:03
پنجره ها را می بندم مبادا اتاق " بوی تنت را به باد بدهد " و فنجان به دست به مورچه هایی نگاه می کنم که دور تا دور پای تو حلقه زده اند آنها هم مثل من منتظراند "بخند" تا شیرین ترین اتفاق دنیا از گوشه لب هایت بیافتد... "هانی محمدی"
-
چرا مرا با ظرف های شکسته مقایسه می کنی..
دوشنبه 20 مهر 1394 10:03
چرا مرا با ظرف های شکسته مقایسه می کنی من که هنوز می توانم تو را صدا کنم من که هنوز برگ زرد را نشانه ی پاییز می دانم تنها گاهی از نا امیدی با افسوس آهی می کشم سپس پنجره را در سرما می بندم هنوز تفاوت میوه های تابستانی و زمستانی را می دانم همانطور که میان اتاق ایستاده بودم سال تحویل شد دو سه پرنده به سرعت پر زدند سپس در...
-
دلگیرِ کسی هستم
یکشنبه 19 مهر 1394 09:48
دلگیرِ کسی هستم که شب نیامد روز نیامد همسایه ها خفته اند نیامد و خانه با تمام شعله هایش سرد است. ( علی شفیعی )
-
تو راز فصل ها را می دانی...
شنبه 18 مهر 1394 09:41
تو راز فصل ها را می دانی وقتی پائیز ؛ آهنگ رنگ رنگ موهایت. تابستان ؛ التهاب سرخ لبانت . زمستان؛ سپیدی شانه های برفی ات . و بهار ؛ قرار با اطلسی ها در مردمک چشمان توست ... "رسول رضایوف"
-
عشق برد و باخت دارد هر که عاشق میشود
جمعه 17 مهر 1394 09:48
آمدم گفتند کاری اضطراری داشته با خودم گفتم خدا! یعنی چه کاری داشته گفت دل تنگ تو بودم حالم اصلاً خوب نیست گفت بی من گریه کرده حال زاری داشته گفت میخواهم کمیخلوت کنم پیشم نیا من که میدانم دروغ است و قراری داشته از صدایش خوب میفهمم که از من خسته است خوب میفهمد چه گفتم هرکه یاری داشته گفتمش یک روز رازی داشته با غیر...
-
تو با تمام زن ها فرق داری
پنجشنبه 16 مهر 1394 09:46
خودم گفتم تو با تمام زن ها فرق داری خودم گفتم گل های پیراهنت هیچ وقت پژمرده نمی شوند اما تو هیچ وقت نفهمیدی عشق برای من چه رنگیست! روبه رویت بارها از باران های مانده در گلویم گفتم از خیال قبل ِ از آمدنت که این همه شعر را در پاکت دلم گذاشت. صحبت ِ گلایه نیست عزیزکم! اما فکر می کردم تنها کسی هستم که قلبش اندازه ی مشت...
-
بیا..من دستههای نرگس دی ماه را در راه میچینم
چهارشنبه 15 مهر 1394 09:25
هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خویش سرگرمم که رفت روزها و لحظهه ا از خاطرم رفته است هوا سرد است اما من به شور و شوق دلگرمم چه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب میبینم .. تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینم و وقتی از میان کوچه میآیی و وقتی قامتت را در زلال...
-
چشمانت کارناوال آتش بازیست!
سهشنبه 14 مهر 1394 10:23
چشمانت کارناوال آتش بازیست ! یک روز در هر سال برای تماشایش می روم و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم که زیر پوستم شعله می کشد ! از: نزار قبانی
-
می خواهی بروی..برو!!!
دوشنبه 13 مهر 1394 09:51
می خواهی بروی برو! نگو زمان همه چیز را درست می کند درخت که نیستم در پاییز گریه کنم در زمستان سبک شوم "محسن حسینخانی"
-
بیا .. اتفاق در آغوش های بسته می افتد
یکشنبه 12 مهر 1394 10:16
آغوشت را از کابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویش درد هایم را بالا بیاورم .. بیا .. چشم های پر حرفت را بیاور می خواهم شهرزادترین قصه هایت را به گوشم بیاوری و دنیا برای چند دقیقه در تو خلاصه شود .. بیا .. اتفاق در آغوش های بسته می افتد بی آنکه به هیچ کجای تقدیر بر بخورد .. { هومن شریفی }
-
بیمار غمم عین دوایی تو مرا
شنبه 11 مهر 1394 09:52
من ذره و خورشید لقایی تو مرا بیمار غمم عین دوایی تو مرا بی بال و پر اندر پی تو می پرم من کَه شده ام چو کهربایی تو مرا. "مولانا"
-
من اینجا از نوازش نیز
جمعه 10 مهر 1394 09:48
-
تو فقط در را باز کن
پنجشنبه 9 مهر 1394 10:10
تنها آمده ام هیچ غریبه ای نیست تنم را در خانه گذاشته ام نگاهم را در خواب لبخندم را در عکس گوشه ی آینه زیبایی ام را هم پشت در می گذارم تو فقط در را باز کن "آیدا عمیدی"
-
و زندگی آنقدر کوچک شد
چهارشنبه 8 مهر 1394 09:56
و زندگی آنقدر کوچک شد تا در چالهای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم "گروس عبدالملکیان"
-
ماه خود را پیدا نمی کنم.
سهشنبه 7 مهر 1394 09:54
آسمان را زیر و رو می کنم از سر خشم ستاره های لوسی را که مدام چشمک میزنند در سطل میریزم ماه خود را پیدا نمیکنم تو کجایی؟ (رضا چای چی)
-
با غروبهای غمگینی که دارم
دوشنبه 6 مهر 1394 09:40
با غروبهای غمگینی که دارم با آسمان نیمه ابری چشمانم با ایمان معصومانهام به حفظِ هر چه خاطره با شوقی که بدون تو ، از روزگارم پر میکشد بگو فرزند کدامین فصل باشم که پاییز را به یادت نیاورم و رنجِ مبهم برگ ریزان را ؟! " نیکی فیروزکوهی "
-
بعد گفتند که خدا همه جا هست
یکشنبه 5 مهر 1394 10:01
بچه که بودم فکر می کردم خدا آن بالا بالا هاست بعد گفتند که خدا همه جا هست اما حالا که به چشم های تو خوب نگاه می کنم می دانم ماجرا چیست! "محسن حسینخانی"
-
دست هایت رابه گردنم حلقه کن!
شنبه 4 مهر 1394 09:25
دست هایت را به گردنم حلقه کن! من این اسارت شیرین را دوست دارم "محسن حسینخانی"
-
وحشی عاقبت اندیش از آنسو نروی
جمعه 3 مهر 1394 09:31
بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است توتی ما که به غیر از قفس تنگ ندید این زمان بال فشان بر سر تنگ شکر است بشتابید و به مجروح کهن مژده برید که طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا که هنرها همه...
-
بگو به من که همان آدم همیشگی ام ؟
پنجشنبه 2 مهر 1394 10:20
سرت که درد نمی آید از سوالاتم ؟ مرا ببخش که این قدر بی مبالاتم چطور این همه جریان گرفته ای در من و مو به موی تو جاریست در خیالاتم ؟ بگو به من که همان آدم همیشگی ام ؟ نه! مدتی است که تغییر کرده حالاتم چقدر مانده به وقتی که مال هم بشویم درست از آب درآیند احتمالاتم تو محشری به خدا، من بهشت گم شده ام تو اتفاق می افتی، من...
-
سال هاست نبودنت
چهارشنبه 1 مهر 1394 09:59
سال هاست نبودنت در شب های پاییز یک ساعت زودتر شروع می شود "ناصررعیت نواز"
-
آشیانه بادها کجاست؟؟
سهشنبه 31 شهریور 1394 11:17
آشیانه بادها کجاست وقتی که در آسمانها نیستند روز را کجا سپری میکنند شب که به جارو کردن خوابهای من مشغولند . "شمس لنگرودی"
-
آه ای تمام شوکت هستی !
دوشنبه 30 شهریور 1394 09:48
آه ای تمام شوکت هستی ! ای شادی ی بزرگ ! ای روح جاودانه ی مادینه ! در ژرفای ظلمت این شب ، چون شط روشنایی ، جاری باش ... . ای جامد مذاب ! ای شکل ناپذیرتر از آتش ! ای گرمی همیشه صمیمانه ! – با من یگانه ، از من بیگانه – . من در تو ، نیمه ی دگرم را می جویم من از تو ، عطر سرخ بلوغم را می بویم با من همیشه بر سر یاری باش ،...
-
هنوز زنده ام..
یکشنبه 29 شهریور 1394 10:25
اهلِ سرزمین گل و بلبلم. رؤیاهام ، آرزوهام ، خاطرههامو مصادره کردن. دست راستم توقیفه. نوک مدادم شکسته. یه خیاطْباشیِ ناشی با نخ سوزن لبامو دوخته ... اما هنوز زندهام ! اگه نفس کشیدن تنها معنیِ زنده بودن باشه ، اگه زندگی همین جون دادن دم به دم باشه ، هنوز زندهام...
-
اگر یک روز از زندگی من ...
شنبه 28 شهریور 1394 10:43
اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد، از هر جای دنیا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم ایستگاه به ایستگاه مرز به مرز، پیدایت میکنم، کنارت مینشینم، روی سینهات به خواب میروم . " فخری برزنده
-
ظاهراً وقت رسیدن نرسیده است هنوز
جمعه 27 شهریور 1394 10:04
ظاهراً وقت رسیدن نرسیده است هنوز وقت از بند رهیدن، نرسیده است هنوز باغ پاییز پرست دل ما بی ثمر است باغبان! موسم چیدن نرسیده است هنوز خنده وسوسه انگیز شب چشم تو را در دل آینه دیدن، نرسیده است هنوز موعد رویش ما ، سرزدن از تیرگی و مثل خورشید دمیدن، نرسیده است هنوز آسمان هم که خود آبستن صد فاجعه است وقت از خاک پریدن...