-
و من، شاخه ی نزدیک!
چهارشنبه 28 مرداد 1394 09:55
در نهفته ترین باغ ها، دستم میوه چید و اینک، شاخه ی نزدیک! از سر انگشتم پروا مکن. بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست، عطش آشنایی است. درخشش میوه ! درخشان تر وسوسه ی چیدن در فراموشی دستم پوسید دورترین آب ریزش خود را به راهم فشاند پنهان ترین سنگ سایه اش را به پایم ریخت. و من، شاخه ی نزدیک! از آب گذشتم، از سایه بدر رفتم...
-
ای آنکه مرا بستهی صد دام کنی
سهشنبه 27 مرداد 1394 10:10
ای آنکه مرا بستهی صد دام کنی گوئی که برو در شب و پیغام کنی گر من بروم، تو با که آرام کنی همنام من ای دوست، که را نام کنی "مولانا"
-
شاعری که نشانی ات را نداشت
دوشنبه 26 مرداد 1394 10:03
شاعری که نشانی ات را نداشت شعرهایش را به پیراهن باد سنجاق کرده است کاش امشب پنجره ی اتاقت باز مانده باشد! "بهرام محمودی"
-
عطرهای تو در باران
یکشنبه 25 مرداد 1394 10:27
عطرهای تو در باران مرا آسوده نمیگذارند پس بازآی در این فصل بیباران. اقرار میکنم: تورا دوست داشتم احمدرضا احمدی
-
من زخم های بی نظیری به تن دارم..
شنبه 24 مرداد 1394 10:01
من .. زخمهای بینظیری بـه تن دارم تو .. مهربانترینشان بودی عمیقترینشان عزیزترین شــان .. بعــد از تــو آدمهــا تنهــا خــراشهــای کــوچکــی بــودنــد بــر پــوستــم کــه هیــچکــدامشــان بــه پــای تــو نــرسیــدنــد بــه قلبــم نــرسیــدنــد . . { رویا شاه حسین زاده }
-
امروز جهان تعطیل است
جمعه 23 مرداد 1394 09:53
امروز جهان تعطیل است تو اما فکر میکنی این یک پنجشنبه معمولی است و تمام مردم دنیا با تو هم عقیدهاند حق با شماست اتفاق مهمی نیفتاده است .. من برای تو دلتنگم همین ! { راضیه بهرامی }
-
من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم
پنجشنبه 22 مرداد 1394 10:01
من قولِ تو را به تمامِ شهر داده بودم به تمام کوچه های بن بست به تمام سنگفرشهای خیس به تمام چترهای بسته به تمام کافه های دنج اما حالا که فنجان ها از من نا امید شده اند باور میکنم از اول هم کافه چی قولِ تو را به قهوه ی دیگری داده بود ! " سمانه سوادی "
-
جـدال عـقـل و دل هـمـواره در مـن مـاجــرا دارد
چهارشنبه 21 مرداد 1394 10:11
جـدال عـقـل و دل هـمـواره در مـن مـاجــرا دارد شـبـیـه سـرزمـیـنــی کـه دو تـا فـرمـانــروا دارد شـبیـه سـرزمـیـنـی که یـکـی در آن بـه پـا خـیـزد یـکـی در مـن شـبــیـــه تــو خـیـــال کـودتــا دارد منِ دل مـرده و عـشـق تـو شایـد منطـقـی باشـد گـل نـیـلـوفـــر اغـلــب در دل مــرداب جــا دارد تو دلگرمی ولی همپـا و...
-
تاوان هر دلدادگی
سهشنبه 20 مرداد 1394 10:20
تاوان هر دلدادگی انتظار است و پاداش انتظار دلدادگی .. " واهه آرمن"
-
خداوندگاری که عشق است
دوشنبه 19 مرداد 1394 10:30
خداوندگاری که عشق است به اندازه داشتن نه به اندازه خواستن میدهد. زمین ضرب در باغ زمین ضرب در عطر باران زمین ضرب در شور گنجشک... و آدم که آمد و آدم که دلتنگی اش را بسر کرد و آدم که توجیه تنهاییاش شد گمانم که رازش همین چیزها بود. خداوندگارا! اگر عشق، رنج است مرا بهترین دسترنج است. سید علی میرافضلی
-
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ
یکشنبه 18 مرداد 1394 09:55
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫ ﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ! ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﺎﺩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ!؟ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ!؟ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ!؟ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ ! ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻌﺮ ... " محسن حسینخانی "
-
رفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتم
شنبه 17 مرداد 1394 10:19
همیشه دری باز به در به دری بودم رفتن را بیشتر از آمدن دوست داشتم صدای تو تنها سرزمین واقعی ام بود کلمات را در آغوشت پنهان می کنم از این به بعد همه می توانند شعر هایی از مرا در تو بخوانند " روجا چمنکار "
-
در چشم هایت..
جمعه 16 مرداد 1394 09:49
در چشم هایت جنگجویی مغول کمین کرده جرات نمی کنم دوستت نداشته باشم! " جلیل صفربیگی"
-
من از حضور تو در شب هام پروانه ام..
پنجشنبه 15 مرداد 1394 10:22
تاثیر پروانه ای حضور تو در شب هام همین شمعی ست که دارم می سوزد، همین عمری ست که دارم از دست می رود ، همین بوی گل که دارم مست می کند من از حضور تو در شب هام پروانه ام .. "کامران رسول زاده"
-
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ
چهارشنبه 14 مرداد 1394 10:01
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ او با دَم تیغ آمده ،ما با دِلِ تنگ ! ما رودِ مدامیم بگویید به تیغ ما شیشه ی عطریم بگویید به سنگ .. " میلاد عرفان پور"
-
بر دوش خسته کشیدم،ترانه هایم را
سهشنبه 13 مرداد 1394 10:23
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم تا با دهان کوچک تو بخوانم آواز سرزمین صبورم را در جشن زاد روز کودک آینده . . بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم ... " ایرج جنتی عطائی"
-
یاری که مرا کرده فراموش تویی تو
یکشنبه 11 مرداد 1394 10:14
یاری که مرا کرده فراموش تویی تو با مدعیان گشته هم آغوش تویی تو صد بار بنالم من و آن یار که یک بار بر ناله زارم نکند گوش تویی تو ما زهره و خورشید به یک جا ندیدیم خورشید رخ و زهره بنا گوش تویی تو در کوی غمت خوار منم زار منم من در چشم دلم نیش تویی نوش تویی تو ما رند خرابیم و تویی میر خرابات ما اهل خطاییم و خطا پوش تویی...
-
سلام
شنبه 10 مرداد 1394 22:09
کوچه باغی بود مثل تطویل کلام ناگهان گنجشکی از شکافی کوچک سر در آورد و به من گفت : سلام ! " عمران صلاحی "
-
تکرار به تکرار خودش میکوشد
جمعه 9 مرداد 1394 09:38
تاریکم و شب از دل من میجوشد تکرار به تکرار خودش میکوشد تکراریام آنقدر که حالا دیگر پیراهنم از حفظ مرا میپوشد ! جلیل صفربیگی
-
به روانی موسیقیست
چهارشنبه 7 مرداد 1394 10:17
به روانی موسیقیست عطری که میزنی به تنات امضای توست نمیشود جعلاش کرد "نزارقبانی"
-
زمین جای خطرناکی است
سهشنبه 6 مرداد 1394 10:04
باید خودم باد را متقاعد کنم که نوزد باید خودم حرمت کلبه ام را به دریا گوشزدکنم زمین جای خطرناکی است و کسی که باید بیایید همیشه دیر می آید ... رسول یونان
-
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
دوشنبه 5 مرداد 1394 09:44
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو ، مارا بکشد گر همان بر سر خونریزی مایی ، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی ، بازآ رفتی و باز نمیآیی و من بی تو به جان جان من اینهمه بی رحم چرایی ، بازآ وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی گرچه مستوجب صد...
-
آنروز به چشمهایم گفتم :«متاسفم !
یکشنبه 4 مرداد 1394 09:41
آنروز به چشمهایم گفتم : « متاسفم ! بعد از این بهطرز جنونآمیزی حرامتان خواهم کرد» گفتم: «او رفته است و آنکه مانده تا غربتِ شهر را کامل کند ، دیوانهایست با دو حفرهی خالی بر صورت و دو کلیدِ زنگزده در دست که حاضر نیست آنها را بههیچ دری امتحان کند» لیلا کردبچه"
-
تاواننویس تنهایی تو باشیم ؟
شنبه 3 مرداد 1394 09:29
یک مشق را مگر چندبار بیدلیل خط میزنند که ما باید باز با چشم بسته و دست شکسته تاواننویس تنهایی تو باشیم ؟ سیدعلی صالحی"
-
چه دیرآمده ای؟
جمعه 2 مرداد 1394 09:56
نمیگوید دوستت دارم اما آفتاب نگاهش راه را روشن میکند و با دل شورهای لرزان میپرسد : چه دیر آمدهای ؟ " کاظم بهمنی "
-
عشق جایش تنگ است!
پنجشنبه 1 مرداد 1394 09:51
نامه ای در جیبم و گلی در مشتم غصه ای دارم با نی لبکی سر کوهی گر نیست ته چاهی بدهید تا برای دل خود بنوازم .. عشق جایش تنگ است ! " حسین منزوی"
-
گل سرخ
چهارشنبه 31 تیر 1394 09:46
فرصتی بخواهید تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه شانه بزنید فرصتی بخواهید که مخفی ترین نام خود را که خ ون شم ا را صورتی می کند از رود بزرگ بپرسید به نام آن اسب به نام آن بیابان شما فرصت دارید تا چیدن گندم ها تا زرد شدن کامل گندم ها عاشق شوید فقط روزهای کودکی رابرای یکدیگر نگویید گندم ها زرد شدند گندم ها چیده شدند...
-
برایم کتابی بخوان
سهشنبه 30 تیر 1394 09:48
برایم کتابی بخوان کتابی که هر واژهاش عطر مخصوص دارد و هر صفحهاش ابتدای بهار است و هرفصل آن، شاخهای از رسیدن. کتابی که بوسیدنت را به باران بدل میکند و خندیدنت را به دریای آرام .. برایم کتابی بخوان با سرانگشتهایت . . " سیدعلی میرافضلی "
-
تو عشق می ورزم ای پریچه و خود نیز
دوشنبه 29 تیر 1394 10:22
اینکه گاه میخواهم کز تو دست بردارم حرف سرد مهری نیست مشکلی دگر دارم با تو عشق می ورزم ای پریچه و خود نیز از حضور یک دره در میان خبر دارم عشق من ! اگر تقویم چند سال پس میرفت میشد این مزاحم را از میانه بردارم مشکلم بهار توست در خزان من آری آنچه پیشِ رو داری من به پشت سر دارم ورنه خوب میدانی بی توقف و جاری دم به دم به...
-
این مرد خودپرست
شنبه 27 تیر 1394 10:52
این مرد خودپرست این دیو این رها شده از بند مست مست ایستاده روبه روی من و خیره در منست .. گفتم به خویشتن آیا توان رستنم از این نگاه هست ؟ مشتی زدم به سینه او ناگهان دریغ آیینه تمام قد رو به رو شکست .. " حمید مصدق "