| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
هیچکس مرا برای خودم نخواست
مثل زنبورعسل
به آنان گفتم آنکه نوشی در دهان دارد، نیشی هم...
و با زندگیام بازی کردم
مثل زنبورعسل
"لیلا کردبچه"
مُهری به نشان دوست داری زده ام
صد شاخه گل امیدواری زده ام
بر لحظه به لحظه خاطراتت با عشق
یک بوسه به رسم یادگاری زده ام
"جواد مزنگی"
غزل! هم صحبت دیرینه ام؛ تنها شریک غم!
من از دیوانه ماندن خسته ام، دست از سرم بردار
غلط کردم! اگر یک شب نباشی این دل کوچک
شبیه تکه سنگی می شود بر سینه ی دیوار...
"امید صباغ نو"
از تاریخ بی حضور تو یعنی دروغ محض
دوستت نمی داشتم، چه می کردم؟
دنیا
برای ادامه ی زندگی
توجیه عاشقانه ای می خواست.
"لیلا کردبچه"
آهسته و بی صدا مرا خواهد کشت
قبل از همه ی شما مرا خواهد کشت
از سرفه ی بی وقفه ی من معلوم است
آلودگی هوا مرا خواهد کشت... .
"صابر قدیمى"
داغ و درد است همه نقش و نگارِ دل من
بنگر این نقشِ به خون شسته نگارا تو بمان
***
تا نیاراید گیسوی کبودش را به شقایق ها,
صبح فرخنده در آیینه نخواهد خندید!
***
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست
***
امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
***
چنان تو در دل من جا گرفته ای ای جان
که هیچ کس نتواند گرفت جای تو را
***
تو می روی و دل ز دست می رود
مرو! که با تو هر چه هست می رود ...
***
ای عشق همه بهانه از توست
من خامُشم این ترانه از توست ...
***
بیـچـاره دلٖ کـه غـارتِ عشقش بـه بـاد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست
***
دیری سٖت که از روی دل آرای تـو دوریم
محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم
***
دل به امید مرٖهمی، کز تو به خسته ای رسد
ناله به کـوه می بـرد، شکـوه به مـاه می کند
"هوشنگ ابتهاج"
