صدای تیک تیک ساعت شماطه دار

صدای تیک تیک ساعت شماطه دار
فضای اتاق را احاطه کرده
و زمان اسیر
و عقربه ها در تکاپو و چرخش
برای طی کردن زمان نبودنت
تا برسند به آن لحظه ای که
سکوت اتاق شکسته شود
صدایت بپیچد در گوش اتاق
و زنده شود من..
از شنیدن طنین دلنواز  صدایت....

سحر کرمی

من خسته‌ی روز و روزگارم بی‌تو

من خسته‌ی روز و روزگارم بی‌تو
فریاد دلی شکسته دارم بی‌تو
همراهِ خودت کاش مرا می‌بُردی
این عمرِ بد آید به چه کارم بی‌تو


مریم جلالوند

عصر آخر شده

عصر آخر شده
دجال و خرش معرکه گیری کردند
همه دورشان جمع شدند
و گفتگویی کردند
پخش حلوا شده
دجال و ملک رویِ بنا میخندند
گفته بودند روزی
عهد انسان خون است
بشر از عشق و وجود و معرفت
مکنون است
بشنیدید عاقبت اندیشان
غافل از زیرِ بنا بود
که ملائک پیش بینی کردند
چون فقط خالق عشق داند
عهد انسان حق است
بشر از عشق و وجود و معرفت
برحق است
که چنان
نگفته بودند روزی
در سلوک اساس انسان خلق است

رضا فریدونی

شانه ات را یاد کردم اشک بر چشمم نشست

شانه ات را یاد کردم اشک بر چشمم نشست
حسرت دیرینه ناگه بر دل تنگم نشست
یادت افتادم خیالت پر زد و پروانه شد
پرزد ایامم چنان رفت از دل تنگم گذشت
یاد ایام خوشی یا غم زیادم یاد شد
دل بهار جان شد و پاییز را بازم گذشت


زینب آبرون

می‌روم به خواب

می‌روم به خواب
می‌رَهَم از عذاب.
عذابِ بیداری‌های دروغین
و همه‌ی دروغ های بیداری.
می‌خوابم
تا سیگار نکشم
درد نکشم
آه نکشم
زجر نکشم.
وقتی بیدارم
همه را یکجا می‌کشم.
در خواب اما
فقط داد می‌کشم
از دستِ بیدادِ بیدار.
می‌روم به خواب
می‌رَهَم از عذاب.

عبدالمجید حیاتی

گر لطفی به ما رسد.

گر لطفی به ما رسد.

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است
شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

سعدی

گر رنجی به ما رسد.

حکمتت بار خدایا ز حُکم بیرون است
فهم احکام تو هرکز نکند حُکم گزار


عرفان محمدپناه

اینکه می بینی نمی پرسم حال تورا

اینکه می بینی نمی پرسم حال تورا
ترس دارم که مبادا بازهم برهم زنم
ارامش، روح ودل، پاک تورا

نیست انصاف غیر از این وصف کنی حال مرا
خود نمیدانم چرا میخواهمت ایا تو میدانی چووم، چرا؟


یعقوب پایمرد

در تصرف دیر تنت

در تصرف دیر تنت
هر چه فاصله هست را خون می ریزم
قتل عام میکنم پیراهن کاهنت را

در صومعه ی چشم هایت تمام خودم را به خاک می سایم
سردابه ی دهانت را می بویم
بوی خنکای مرگ می دهد

باورم را به عقب بر می گردانم
به توتم تنت نه
به آنیمیسم اندامت نه
به فتیشیسم جانت می رسم
و خودم را هر لحظه
برای تو قربانی میکنم


لیلامحمدی