ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
ای تویی که
در اعماق وجودم
خانه کردهای
بیا و
سقف خانهام را
درست کن!
علیرضا ایمانی فر
در زمینی پر عشق
جنگلی بود سراپایش سبز
سینه اش خانه نیلوفر و سنجابی بود
و نمازش را نور
روی سجاده برگی ز صنوبر می خواند
انتهای شبی از جلوه پاییزی بدر
که به شبنم می داد
پرچم عشوه گری را شب تاب
بلبلی قصه ای از همهمه باد شنید
و به صحرایی دور
هم زمان زمزمه در گوش گون کرد نسیم
که به دشتی نزدیک
ارتشی تا که بیاندازد ظلم
و به جایش ستمی تازه بنا بنماید
و بسازد راهی
تا که ویرانه کند دنیا را
دشت گل را به لگدهایش کوفت
قامت لاله خمید
چشم نرگس شد کور
گل یوسف به ته چاه افتاد
و در ان بین چناری می دید
برگی از رز که به زیر افتاده
جای کفشی به تنش جا مانده
تکه ابریشمی از آه بلند
روی هر خرده اش انداخت و گفت
به خدا خواهم گفت...
میلاد ساعدی
نمانده طاقتی در من هنوزم چشم در راهم
تمامِ لحظه ها؛ خود را بسانِ شمع می کاهم
غریبانه نشستم من؛ کنارِ پنجره اینک
به سقفِ آسمانِ جان, رسیده شعله یِ آهم
بجز آهنگِ پاهایت, گذر از کوچه ای جانا
زِ دردِ انتظارِ تو شفایِ دل نمی خواهم
نمیدانی هنوزم دل؛ بهانه گیرِ دستانت
فراقِ تو چنان آتش, منم انباری از کاهم
گذر بر خاطراتت دائما تصویرِ افکارم
نمانده طاقتی در من هنوزم چشم در راهم
علی پیرانی شال
تن سبزت را
حجاب سفید برف پوشاند
گفتی به خاطره شکوفه ها
شِکوه نمیکنم
شکوفه هایت پیوست
به گوله برف ها..
لبخند زدی با برف
گریستی در ریشه,
تن سرد تو را دوباره
سبز خواهم کرد
با شاخه برگ خورشیدم.
علیرضا یوسفی
بغض خفته در گلو
درد دارد
راه طولانی و پای خسته
زخم دارد
باید که شبی با تو نشست
این دل خونین هزاران هزار
حرف دارد
هرچه گفتیم و نوشتیم
از دست تو بود
با این همه اما
کاغذ خالی دفتر
اسم تو را بر سرخط
پُررنگ دارد
مهرداد درگاهی
زمین چشم تماشا شد امام عسکری آمد
بهشت آرزوها شد امام عسکری آمد
هوای سامره گلپوش از عطر نفس هایش
گل ایمان شکوفا شد امام عسکری آمد
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام برشما مبارک باد