آدمی که دو هفته پیش باهاش آشنا شدی

آدمی که دو هفته پیش باهاش آشنا شدی
ممکنه نیت بهتری در موردت داشته باشه
تا کسی که دو ساله میشناسی ...
نزار زمان گولت بزنه !

زندگی عجیبه ، نیست ؟

زندگی عجیبه ، نیست ؟
چیزهایی که یه روز درخشان و زیبا به نظرت می رسیدند
و با دیدنشون از خود بی خود می شدی
و حاضر بودی همه چیزت رو فداشون کنی
بعد یه مدتی با مرور زمان ، یا با تغییر دیدگاهت
یه دفعه از شدت گیراییشون کم میشه
و با کمال تعجب دیگه زیباییشون رو از دست میدن

تو فقط سنگ نزن

تو مرا آب نده
تو مرا دانه نده
به خدا هیچ نخواهم
تو فقط سنگ نزن
میرنجم ...

این شوخی نامردان است که امید می‌دهند

این شوخی نامردان است که امید می‌دهند
و سپس باز پس می‌گیرند
و بر نومیدشدگان از ته دل می‌خندند.

فرض کن که من رویایی بودم

فرض کن که من
رویایی بودم
که از زندگی تو گذر کردم...
بدرود...

سن که هی بالا میره

سن که هی بالا میره
عمیقا به این نکته میرسی که
دیگه نمی تونی کسی رو از ته دل دوست داشته باشی
و شرایط برایت تصمیم میگیره ...

زُلف خورشید را شانه بزن

زُلف خورشید را شانه بزن
در طلوع گوشهِ دنجِ دلت
میان سایه اقاقیا و لبخند حوض حیاط
به شعف آمده اند ماهی ها،
رقص کنان جای قدم های تو را
بوسه خواهند زد
مبادا پنجره ها دلتنگ گرمای آغوشت شوند!
مرتضی سنجری

راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد

راز ما از پردهٔ دل عاقبت بیرون فتاد

غنچه بوی خویش را تسخیر نتوانست کرد

یک شب به تو خواهم رسید

یک شب
به تو خواهم رسید
به شب ها
به روز ها
به خواب هایت
می دانم
می دانم
می دانم یک روز
دستم به تمام خوابت خواهد رسید ...