عشق یک شیشه ی انگورِ کنار افتاده ست؛

عشق
یک شیشه ی انگورِ کنار افتاده ست؛
که اگر کهنه شود مَست ترت خواهد کرد...!

امیر_سهرابی

گفت بس است شعرِ تو سنگین ست

گفت بس است
شعرِ تو سنگین ست
غمِ این اشعارت
دردِ بی درمان ست...
خندیدم و گفتم
تو چه میدانی؟؟
از من
از منِ عاشق...
به حرف آمد
چشم گریانش ،
تو چه میدانی؟؟
از رفتنِ معشوقه یِ یک عاشق...
حالت بارش چشمانش
نحوه ی گفتن حرفهایش
یادم انداخت مرا
روزی که شدم بی دل و دلدار
روزی که مرا
حال مرا
گریه بود و گریه بود و گریه بود...
روزِ رفتنِ معشوقه یِ یک ، عاشق بود...
خنده ام ساکت شد
گریه اش آرام شد
درد بی درمان را
عاشق بی یار را
دل بی دلدار را
آدم تنها را
درد و دل ،
درمان شد...

علی_رجبی

شاید همه‌چیز در خوابِ یک نفر می‌گذرد

شاید همه‌چیز
در خوابِ یک نفر می‌گذرد
و تنهاییِ واقعی
آن زمان پیش خواهد آمد

که او
بیدار شود...

شهرام شیدایی

در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎی ﺳﻴﺎسی،

در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎی ﺳﻴﺎسی،
ﺁن که ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک‌ تر ﺍﺳﺖ !
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت ﺑﺮ زمین، همیشه جهنم به بار آورده .

من چرندیات بسیاری در مورد اینکه آدم های بد

من چرندیات بسیاری در مورد اینکه آدم های بد
به صورتت نگاه نمی کنند شنیده ام
این تصور قدیمی را باور نکن
ریاکاری و دروغگویی مستقیما به صورت تو زل می زند

لبانت

لبانت
به ظرافت غنچه
دستانت
به صداقت گلدان هاست
پای در دشتوارِ جانم گذار
آمدنت را
بهانه کرده ام
تا بایستد بهار

حمیداسلامی

چون دوستت می دارم

چون دوستت می دارم
می توانی آنچه هستی باقی بمانی
و آنچه نیستی بشوی

مسافرنامه

بعضی وقت‌ها هجوم فکر و خیال مثل سیلاب گل‌آلود است. همه‌چیز را تکه پاره توی گودال سر می‌ریزد.

اول مثل باد و دود شکل ندارد، می‌وزد و می‌پیچد و داغ می‌کند.

کم‌کم شکل می‌گیرد به صورت شبح مواج و پریشانی درمی‌آید و در صحرای تب‌آلود باطن جولان می‌دهد...


شاهرخ مسکوب
مسافرنامه