ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
عشق تو یکه وتنها قد میکشد
آنسان که باغها گل میدهند
آنسان که شقایقهای سرخ
بر درگاه خانهها میرویند
آنگونه که بادام و
صنوبر بر دامنهی کوه سبز میشوند
آنگونه که حلاوت در هلو جریان مییابد
عشقات ، محبوب من
همچون هوا مرا در بر میگیرد
بی آنکه دریابم
جزیرهایست عشق تو
که خیال را به آن دسترس نیست
خوابیست ناگفتنی
تعبیر ناکردنی
نزار قبانی
می گویی
بی آنکه اتفاقی افتاده باشد
دلشوره داری
دستت می لرزد
می گویی
مدام به من فکر می کنی
مگر فکر کردن به من
اتفاق نیست ؟
مگر لرزش ِ دستت
از لرزش ِ دلت نیست ؟
آنقدر ساده ای
که جوابهای ساده را
نمی بینی
من
همین سادگیَت را
دوست دارم
افشین یداللهی
یک فرشته در همسایگی من است
او نگهبان رویاهاست
چنین است که
دیر به خانه میرسد
صدای قدمهای آهستهاش
خشخشِ بال های جمع شدهاش را
بر پلهها میشنوم
صبح
او ایستاده
بر درِ تمام گشودهام
و میگوید
پنجرهات دوباره
درخشید
طولانی
به هنگامِ شب
هالیناپوشویاتوسکا
در ابتدای سفر گفت بی سبب نگرانی
به بوسه گفتمش اما تو نیز چون دگرانی
به یوسف تو هزاران عزیز دست به دامان
تو مثل برده فروشان به فکر سود و زیانی
گل شکفتهء خود را سپرده ام به تو ای رود
به شرط اینکه امانت به آشنا برسانی
مرا در آینه می بینی و هنوز همانم...
تو را آینه می بینم و هنوز همانی
هزار صبح توانستی و نخواستی اما
رسیدنی ست شبی که بخواهی و نتوانی
فاضل نظری
مرداب زندگی همه را غرق می کند
ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر
فاضل نظری
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
قیصر امین پور