یک روز که به فکر تو منتظر بودم من
دیدم که از آن دور کسی عین شما بود
گفتم چـه کنم بـا کـه بگویم سخنم را
رفتم تو نبودی فقط انگار خـدا بود
یک گـوشه نشستم کـه دمِ عیدی بیایی
اما تو که فکرت ز من انگار رها بود
دیدم تو نبودی و کسی وارد دل شد
گفتم برو از دل که فقط جـای شما بود
دلتنگ تـو بودم که به ضریح رضا (ع) رسیدم
صد ذکر منجی عالم بیاید بر دلم روا بود
ریحانه عاشوری
کنون که
گلهای باغچهٔ تو از تردید
غنچهها را وا میدارند به پژمردن
کنون که
بر بام تو برفها هنوز
به سخره میگیرند نوروز را
من اما در آوردگاه تند و تیز قلل منجمد
شکوه لالههای روییده
از نعش فرتوت خزان را دیدهام
که با سرهای سرخ
بی هراس از تیغ گلچین
برخاستهاند به پای بهار
دیدهام که
حتی نوزادانی نوپدید
انگشت در سمنوی سرخ سفرهٔ هفت سین
مزه میکنند نوروز نیاکانشان را
پیش تر از هر مزهای
دیدهام که
بر بلندای هر ده کورهای
پیرانِ خِرد آتشی میافروزند
برای زدودن سیاهی این سپهر
و می بینم که
منارههای معابد هم
نوروز را میخوانند
اگرچه به زبان یک اجنبی
علیزمان خانمحمدی
در اوقات شرعی نگاهت
اذان مغرب را به افق چشمانت میگویند
با شیرینی رطب لبهات، افطار میکنم
شال حریر بهارهات، سجّادهام میشود
لابلای جنگلزار موهات که در سکوت نمازم میرقصند، قبله را گم میکنم
و میفهمم که تمام عمر، روزه شکدار گرفته بودم...
حمیدرضا طاهری
خواستم دل بدهم، مثل زلیخا که نشد
یوسف مصر بیاید به دل آرا که نشد
خنده باشم به لبش تاج شوم روی سرش
دل من شاد شود از غم دنیا که نشد
همنشینم بشود خنده نشیند به لبم
یار نازم بشود دلبر رعنا که نشد
حسرت دیدن رویش به دل و دیده بماند
کاش می شد شعفی بر دل شیدا که نشد
عاشق خسته منم مرغ غزل خوان شده ام
بی وفا شد چه کنم همدم لیلا که نشد
خواستم مرهم زخمم بشود این همه وقت
تاشب تار رود، از دل تنها که نشد
ساحل خسته منم، کاش بیاید پی من
کی نشینم به کنارش ،لب دریا که نشد؟
لیلا رضاییان
خدایا به فرق شکافته اقام علی(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به پهلوی شکسته صاحب عالمین حضرت زهرا (س)
عجل لولیک الفرج
خدایا به غم دل امام حسن(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به سر بریده ارباب عالمین امام حسین(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به دستهای بریده اقام ابوالفضل(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق اقا علی اکبر (ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حنجر پاره علی اصغر (ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به قد کشیده شده قاسم ابن الحسن(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به دست بریده عبدالله ابن الحسن(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به ابله های پاهای رقیه خاتون (س)
عجل لولیک الفرج
خدایا به اسارت زینب(س)
عجل لولیک الفرج
خدایا به گریه های زین العابدین(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام محمد باقر (ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام جعفر صادق (ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به غربت امام موسی ابن الجعفر(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام رضا(ع) عجل الولیک الفرج
خدایا به حق اقا جواد الئمه(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام هادی(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام حسن عسگری(ع)
عجل لولیک الفرج
خدایا به حق امام زمان عجل لولیک الفرج
خنده از دل میبرد افسردگی را
خنده از جان میبرد دلمردگی را
من از عشق و وفا با تو نگویم
دهد شوقی و شوری زندگی را
همه شب خدا را صدا میکنم
تو را از ته دل دعا میکنم
تو را دوست دارم نگویم به تو
به جان و دل خود جفا میکنم
به خلوت نشستن سکوتت خوش است
از آن چشم آبی نگاهت خوش است
مرا دوست داری نگویی به من
به دل سر پنهان و رازت خوش است
نگاه بیگناهش چون کبوتر
دود گاهی به این ور گه به آن ور
پی آدم شده در روزگارش
بناگه میبرد تیری ورا سر
چو خورشیدی تن و جان را بیافروز
حقیقت را ز اطرافت بیاموز
مگو همچون شبم غرق سیاهی
که بعد از شب ببینی چهره روز
فروغ قاسمی
از کعبه تا میخانه بی تردید رفتم
از غربتم پیمانه تا پرسید رفتم...
در حسرتِ روزِ مبادا در شبِ هجر
از روزِ روشن خسته و نومید رفتم...
میخواستم پنهان کنم اشک از رقیبان
آنجا که باران بر سرم بارید رفتم...
در مجلسِ فرزانگان خویشی ندیدم
هرجا که مجنونی به من خندید رفتم...
محرابِ ابروی تو را گم کردم و بعد
تا ورطهی کفّارِ بی امّید رفتم...
بهتر یقینم شد ندارد عشقّ عیبی
مشتاقیام را برده با تشدید رفتم...
محضِ خبر، ردّی، نشانی از تو ای دوست
آسیمهسر تا کوچهی خورشید رفتم...
چون شمعِ در باد از جهان خیری ندیدم
در پیله تا پروانهای لرزید رفتم...
تنهاتر از یک عاشقِ شاعر که دیده
هرجا نگاهم سایهای میدید رفتم...
از خونِ سرخِ عاشقانِ بومِ میهن
از عشق هرجا لالهای روئید رفتم...
از مرگ زیباتر ندیدم بعدِ رویت
در عزلتم تا مهرِ او تابید رفتم...
حسن کریمزاده اردکانی
دختری هر شب در آیینه نگهبان من است
روز و شب در انتظارِ وقت دیدار من است
تازگی ها شعر میخوانم برایش بی دلیل
اون بدون پلک حتی محو اشعار من است
دست می بردم من از بهر نوازش کردنش
آینه شد مانعی ، آیینه دیواره من است
چند ماهی میشود در چهره اش خشم و غم است
گفت دیشب بی تعلل در پی جان من است
میچکد خون از نگاهش خنجری در دست او
قاتلی هر شب در آیینه به دنبال من است !
ریحانه فراهانی