ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سد ها ، بسته می شوند
گناهکاران
زندانی می شوند
برف
گردنه های برفگیر را
می بندد
اما هیچ نیرویی نمی تواند
پنجره ای را ببندد
که همیشه
به رویای تو باز می شود
محمدرضا_خوشنواز
خیلی از چیزها آنقدر که در واقعیت قشنگند ،
توی عکس قشنگ نمی افتند .
مثل گلدون های شمعدونی ،
روی طاقچه ی خونه ی مادربزرگ
مثل ماهی قرمز های حوض آبی رنگ وسط حیاط .
مثل طرح لبخند روی لب های سرخ تو !
مرا بُرد...
صدایش مرا برد...
به آنسو...
به آنسوى دور از غم این جهانى...
به آن باغ باران...
به آن ارغوانى...!
محمدرضا_عبدالملکیان
هربارکه میخواهم به سمتت بیایم ،
یادم می افتد"دلتنگی ؛
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست !
هیچ کس کاش نباشد
نگهش بر راهی
چشم بر در بُوَد
و دلبر او دیر کند ...
صائب_تبریزی
دلچسبی
مثل خواب سر صبح
باران هم که ببارد
مگر میشود دل کند
از آغوشت..
حمیدرضا_عبداللهی
چیزهایى که دلمان مىخواهد به هم بگوییم اما نمىگوییم ،
گاهى دقیقا همان چیزهایى هستند که مىتوانند زندگى ما را تغییر دهند !
مشت میکوبم بر در پنجه میسایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان من به تنگ آمده ام ازهمه چیز
بگذاریدهواری بزنم هان با شما هستم این درها را بازکنید
من به دنبال فضائی میگردم لب بامی سرکوهی
که درآنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد چاره درد مرا باید این داد کند
ازشما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند.....
فریدون مشیری
هر کجا هستی خیالت آسوده...
ما باهم خوشبختیم؛
"من" و خاطرههایی که "تو"با خودت نَبُردی!
فریبا_مهر