گاهی... باید رفت ...

گاهی...
باید رفت ...
و آنچه ماندنی‌ست ...
را جا گذاشت ؛ مثل یاد ...
مثل خاطره ، مثل لبخند ، رفتنت ...
ماندنی و با ارزش می‌شود وقتی که...
باید بروی ، بروی و ماندنت پوچ و ...
بی‌ فایده است وقتی که نباید ...
بمانی ، بمانی ...!


#آنا_گاوالدا

همیشه از غمِ کسانی حرف می‌زنند

همیشه از غمِ کسانی حرف می‌زنند
که می‌مانند و می‌سازند.
اما هیچ‌وقت به غم آنهایی
که می‌گذارند و می‌روند
فکر کرده‌ای؟


آناگاوالدا

می‌خواهم مثل تو باشم

می‌خواهم مثل تو باشم
یعنی زندگی‌ام را بکنم 
و دورادور دوستت داشته باشم
نمی‌خواهم عشقم به تو دست و پایم را ببندد
مگر چه چیزی را از دست می‌دهم ؟ 
یک مردِ بزدل را ؟
و چی به دست می‌آوردم ؟ 
لذتِ گهگاهْ در آغوشِ تو بودن را

آنا گاوالدا

گریز دلپذیر

به آدم‌هایی که زندگی احساسی برایشان در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد

به گونه‌ای رشک می‌برم ..

آنان شاهان این دنیایند،
شاهانی رویین تن!

آنا گاوالدا
گریز دلپذیر

کافیست که روح خود را به تباهی نکشانیم

کافیست که روح خود را به تباهی نکشانیم
کافیست که خود را با آدم های تهی به زحمت نیندازیم
بگذار از خشم نفله شوند ...

زندگی از هر چیز دیگری قوی‌تر است ...

آدم‌هایی که از بازداشتگاه‌های اجباری برگشته‌اند دوباره زاد و ولد کردند.
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان
و سوخته شدن خانه‌هاشان را دیده بودند،
دوباره به دنبال اتوبوس‌ها دویدند،
به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند
و دخترهایشان را شوهر دادند.
باور کردنی نیست اما همین گونه است ،
زندگی از هر چیز دیگری قوی‌تر است ...

هربارکه میخواهم به سمتت بیایم ،

هربارکه میخواهم به سمتت بیایم ،
یادم می افتد"دلتنگی ؛
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست !

در خانه‌ی من،

در خانه‌ی من،
ابراز احساسات، بوسیدن و در آغوش گرفتن،
مانند نفس کشیدن بدیهی و ضروری است.

می‌خواهم بدانم می‌توانی حس کنی

می‌خواهم بدانم می‌توانی حس کنی
وقتی مدام به تو فکر می‌کنم...؟