گرده ای سنگ

گرده ای سنگ
زمین بر
دوش من می نشاند
ماه خونین
درافق
سنگ فرش رویایم
اشک گل‌های ناز و سپید
به تصویر می کشاند.

نعره ای دهشتناک
آن فروغ
بی کم و کاست
زخم
شانه هایم را ستود
سودایی جانفرسا
به قلبم می رساند.

من بیمار و
ناخوش
آن طبیب خوشنام
شانه گیس
زخمهایی شد،
تیغی بس
سوزناک و آتشین
در خراش گرده ام
به یادگار می‌گذارد.


حجت جوانمرد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد