| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دیگر حوصله ای نمانده است
راستی ،
مگر حوصله هم جزء آن چیزهایی بود
که تو آورده بودی
که موقع رفتنت همه اش را بردی ؟!
بهرنگ قاسمی
..........
..........................
........
بهجا خواهد ماند؛
چایمان ته فنجان
کودکىهامان در کوچهها
بغض سنگین شادمانىها در گلویمان
و معشوقههایمان
در دوردستها
| ناظم حکمت |
.........
........................
..........
من تنهایم بی تو
هیچ کاری نمی توانم بکنم
دیگر شعر هم نمی توانم بنویسم
و این تنهایی تلخ است
تلخ مثل نگاه نوازنده ای که
با دست های بریده به پیانو می نگرد
رسول یونان
......
....................
...................
..............................
...................
زندگی آنقدر هـم درهم نبود و
من فقط
سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام…
علیرضا بدیع
...................
.............................
مىگفتى: "شبت خوب جانِ من"
بیشتر از خوب بودنِ شب،
اندیشهى اینکه جانِ تو هستم
در من ریشه مىکرد و سبز میشد
| ازدمیر آصف |
روزی یک قدم جلو می آیم …
روزی یک آجر بالا میروی …
مــــــا
هیچوقت به هم نمیرسیم !
تـــــو
همیشه …
فراموش میکنی برای قلعه ات پنجره بگذاری !
(رضا کاظمی )
چگونه میخواهی حجم اندوهم را تخمین بزنم؟
اندوهم چون کودکیست،
که هر روز زیباتر میشود
و بزرگتر...
| نزار قبانی |
