| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دوست دارم شبِ بیابان را
آسمانِ ستاره باران را
ماه جان! جان ببخش این جان را
میهمان تو ام.
محمدعلی رضاپور
چشمم پی تو با دگری کار ندارد
آه این دل بشکسته خریدار ندارد
گویند حریفان که نخوابیم زهجران
افسوس که این بادیه بیدار ندارد
من چشم بدوزم پی تو بهر تماشا
صد حیف که او طاقت دیدار ندارد
باز آی و گذر کن به دل خون شدی ما
این قلب پر آشوب که آزار ندارد
کالای دلم اشک بود بر سر بازار
صد شکر کنم جز تو خریدار ندارد
ماجمله اسیران ندامتگه عشقیم
این قلعه عشاق که سردار ندارد
با دفتری از میکده عشق سخن بود
جایی که در آن راه به اغیار ندارد
حسین دفتری
هر لحظه تو را فراموش میکنم به یادت میافتم
هر بار نگاهت میکنم انگار تازه می بینمت
همیشه عقربه های عمرم در یک راستا حرکت
می کرد تا زمانی که تو را دیدم
بند بند وجودم تو را فریاد میزند نه به اسم بلکه
به احساس گرم جریان, در رگ ها
با تو خودمو گم میکنم بی تو لحظه ها
جانم را در آتش میسوزانم تا دود ان را استشمام کنی
خاکم را به باد می دهم تا به تو رسد ذرات وجودم
زندگی نیست به جز تابلوی نقاشی, که به اعماق وجود, در خاطره ها, رنگ می شویم با دست همدیگر
زندگی لحظه نزدیک بودن است در فاصله ها
زندگی لذت خواندن شعری است که تو را وصف دهد
زندگی باز دمی است که دم تو را در دل فرو می برد
زندگی عقربه رو به جلوست تا ضربان نفس های تو را شرح دهم
زندگی شور نفس های تو در ثانیه هاست
زندگی فرصت جاری شدن جریان است در رگ تو
زندگی فرصت با هم بودن است این لحظه را از من مگیر
مهدی عمرانی
به دم دمایِ وصال
هزاران بلورِ عشق شدم وُ ریختم به پیشِ پایت
یاقوتِ سرخیست به آن میان
سخت بی تابِ تو
بنواز وُ بیاویزش به بلندایِ گردن
تا برقصد با صدایِ سرشارِ قلبت
علیزمان خانمحمدی
در جستجوی چهره ماه توام عزیز
دلبسته دو چشم سیاه توام عزیز
از من نگیر برکت باران دیده را
من عاشق دوقطره نگاه توام عزیز
بگذار تا بیویمت ای عطر عاشقی
جامانده ای به نیمه راه توام عزیز
شب را به ابتدای سحر میزنم گره
در آرزوی صبح پگاه توام عزیز
نبض دلم بخاطر شوق تو می زند
چندی اگر به دام گناه توام عزیز
علی معصومی
تو
ممنوعه ای هستی
که
خاطرت را...
در ممنوعه ترین دفتر خاطرات دنیا
به ثبت می رسانم!!
این
سر به مهر نامه
را
ناگشوده
تا ...
واپسین ضربان قلب !!
مریم مینائی
آنقدر تو زیبای که زیبایی ات را حد نیست
چیزی به اندازه ی زیبایی تو بی حد نیست
مجموعه ی زیبایی را که در تصرفت داری
به هیچ اندام و سر و روی تن و قد نیست
چیزی که از کسی بخواهی در آن لحظه
برای او دیگر فرصت اما و شاید نیست
آن چه تو پنهان به میان لبان خود داری
در شیشه های الکل هشتاد در صد نیست
گر چه تلاشش را نموده باز هم این شعر
باید به آن خوبی که از تو گفته باشد نیست...
محمد خوش بین

