ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
دوستت دارم
نه از آنگونه
که بلبلی
شاخه گلی
یا که
پروانهای
رقص کنان
دور شعلهای
دوستت دارم
آنگونه که
خاک خشکیده
قطره آب را
آنگاه که
لاله صحرایی
از دل خاک
بیرون میزند
آن خاک
من بودم
قطره باران
تو بودی
و آن
لاله صحرایی
عشق ما
پس از گذشت
سالها
مهرداد درگاهی
دیشب ماه پشت پنجره ام ، ایستاده بود
اتاق روشن شد
پنجره را بستم
تا همیشه ، ماه من باشد.. .
نوشین_درخشانی
کاش تو اینجا بودی
تا با تو از
مهر و ماه
میگفتم
کاش تو اینجا بودی
تا با تو
سبزه را
سبز میکردیم
گلهای باغچه را
آب میدادیم
رقص پروانه را
روی گل سرخ
به تماشا مینشستیم
کاش تو اینجا بودی
تا دست در دست هم
زیر باران
بوی نمناک خاک را
فرو میبردیم
و رقص قطرهها
روی گلبرگهای تشنه را
جشن میگرفتیم
کاش تو اینجا بودی
تا بیخیال نبض زمان
کوچ پرندهها را
نظاره میکردیم
کاش تو اینجا بودی
مهرداد درگاهی
نزن باران که امشب یاد او پررنگ پررنگ است
نزن باران تو میدانی چقدر امشب دلم تنگ است
صدای چک چک آرام باران های تابستان
فقط یاداور غم های عاشق های دلتنگ است
تماشای بخار و دیدن چشمان زیبایش
خیالم روی بوم پنجره مشغول نیرنگ است
به یاد ماجراهای غم انگیز دلش با من
نگاهم محو آغاز نزاع قطره و سنگ است
سپاس از این سکوت تاربسته روی لب هایم
قناری در قفس باشد صدایش هم بد اهنگ است
شب غمگین مردادی,خیابان خیس و چشمم خیس
زمین نم دارد و من غم برای هر دو این ننگ است
سفر کردن شروع قصه های تلخ و پر درد است
چه پایانی که عاشق با خودش همواره در جنگ است
امیر بهادر فروغی
میدانی؟!
قندی دیگر
به یکباره
در دلم آب نمیشود.
قندی اگر باشد
تنها
میتوانم تنها
چای بنوشم با آن.
و این جای خالی توست
که در دلم آب میشود.
آرمان سالمی لنگرودی