دلبری کن ت موهایت

دلبری کن ت موهایت
که من مست آن مویتم
که کشیده زلفت مرا
از سوی جوی آبی
به قنات پر آبی

امیرمحمدفرهنگ فر

عطر خوش گوشواره های گیلاس

عطر خوش گوشواره های گیلاس
در باغ پیچید
تیر ماه از راه رسید
و تابستان پر انرژی لبخند زد

آفتاب گرم رو
و رنگ های قرمز ، لیمویی و زرد
مهمان باغ ما شدند

قناری نغمه خواند
و پروانه ها شادی کردند
و من در میان رقص پروانه ها
شعر نوشتم
رو تپش قلب نسترن ها

نسترن دانش پژوه

انباشته نور

انباشته نور
نور تر
و به زلالی
سر برآورده از من
از حنجره ام
روشنایی
نام تو!
که اکنون
پا در آن خورشید گذاشته ام.
ومی توانم بتابم
بر پیله ی خود
تا پروانه ای شوم
در جانت...!


مرضیه رشید پور

تنها چند روز مقرر باقی است

تنها چند روز مقرر باقی است

دیگر چیزی به وحشتم نمی اندازد.

اما چگونه فراموش کنم

صدای تاپ تاپ قلب تو را؟

درون آن می یابم با آرامش

آتشی را که نمی میرد.

بگذار همدیگر را ببینیم

اما چشم در چشم هم ندوزیم.

(آنا آخماتووا)

از مجموعه سایه ای در میان شما/ ترجمه احمد پوری/ انتشارات نگاه

کوتاهیِ عمر اگرچه محنت باشد

کوتاهیِ عمر اگرچه محنت باشد
نگذار که بَرده‌ی حماقت باشد
راهی به وصال لبِ معشوق بجوی
حتی اگر از راهِ خیانت باشد

مریم جلالوند

در این صبح زیبا

در این صبح زیبا
آمده ام آفتاب را
بر شانه ات بنشانم
دیرست می ترسم
از وسوسه های شب


منوچهر پورزرین

چه شد در من

چه شد در من
خدا داند
پس از آن شب
که گم بودم
میان عشق و دلتنگی
میان رفتن و ماندن
و من تنها
پریشان حال و درمانده
و در خلسه
به زیر نور آن ماه درخشان
آن ور دیوار تنهایی
و عهدی تازه با دلدار
طلوع عشق در وقت سحر، در من
چه شد در من
خدا داند


محسن هروی

عجب لبخندِ با حالی، تو با لبخند می باری...

عجب لبخندِ با حالی، تو با لبخند می باری...
مونالیزا شدی در بغض خود لبخند میکاری 

کنارت هر کجا باشم، کمی عالی تر از خوبم
بگو بی حاشیه، یک جمله: "من را دوستم داری!"

مرا آرام کن با جمله هایت ؛ من تو را دارم
بگو از هر کسی غیر از خودم بیزارِ بیزاری 


بمان تا آخرش؛ مرسی که هستی پیش من عشقم!
در این دنیا ندارم غیر تو مبنا و معیاری

اگر باشی در این دنیا عجب آرامشی دارم!
برای کل غم هایم در این دنیا تو غمخواری

چشم‌هایت

چشم‌هایت
چون دریچه‌ای
رو به آفتاب
دل تو پاک
و بی‌قرار
دست‌هایت
گرم و مهربان
خنده‌ات
زیباترین
شعر جهان


مهرداد درگاهی