-
دشمنان این وطن بسیار بودند از ازل
یکشنبه 9 دی 1403 11:59
دشمنان این وطن بسیار بودند از ازل ذاتشان بدخو ، شرارت منتها و بی مثل بر دهان هر کدامین قافیه شر و نفاق تشنه ی قدرت ، ستم ،درندگی بالاتفاق آریو برزن بود هریک ز ما شیر نبرد خواب خوش محروم با تصویر درد این وطن دارد اصالت ، با صلابت پر شکوه از تمدن گو سخن ، از نسل کوروش، رخش کوه حک شده در سینه هامان کوروش و منشور او آه و...
-
ما رعیت این سفره ایم اما بشرطی که
یکشنبه 9 دی 1403 11:58
ما رعیت این سفره ایم اما بشرطی که تو شیوه ی ارباب بودن را بلد باشی غم های عالم خواب از چشمت نمی گیرد شاعر اگر با عشق خفتن را بلد باشی از حس تنهایی برایت قصه نتوان گفت شاید تو هم افسانه گفتن را بلد باشی شب تابها خاموش و سرد و در سکوتِ مرگ باشند اگر تو دل شکستن را بلد باشی تو درّ ناب و گوهر نایاب خواهی بود در آتش محبوب...
-
افتاد دست این دل دیشب بهانه تو
یکشنبه 9 دی 1403 11:57
افتاد دست این دل دیشب بهانه تو شد گونه خیس ازاشک خواهد نشانه تو شاید نسیم اورد از تو خبر به همراه بر گوش او رسیده گویا فِسانه تو گوش دلم دگر هیچ نشنید غیر نامت پرشد شب از خیال و نَقل شبانه تو شد صبح ودل بهانه چون کودکی دوساله میرفت و می کشیدم او سمت خانه تو دل شد اسیر چشمت من هم اسیر این دل دنبال او به ناچار گشتم...
-
دریا
یکشنبه 9 دی 1403 11:56
-
یلدا هم گذشت و توفیری نداشت
یکشنبه 9 دی 1403 11:55
یلدا هم گذشت و توفیری نداشت جز آنکه یک دم بیشتر فکر چشمانت بودم آرین محمدزاده
-
در میان همهمه ، در میان ازدحام
یکشنبه 9 دی 1403 11:54
در میان همهمه ، در میان ازدحام خالیه آرامش و خستگی های مدام حجم سنگین فراق،بیکسی بین همه وسعت تنهاییم ، بی نهایت ، نا تمام چشم من در انتظار ، قلب من امیدوار تا رسد برمن ز او، یک خبر یا یک پیام همچویک رنگین کمان ازپس باران وباد آسمان سینه ام ، میشود ،، آبی و رام تا که چشمم روشن از، دیدن چشمان او آخ چشمانش چه بدکرده این...
-
مادر
یکشنبه 9 دی 1403 11:53
سوگند به چشمهایی که در خشکسالی مهر باراناند سوگند به آغوشی که هنگامهی توفان کشتی نوح تا سر بسلامت بر قلهی نامش پهلو بگیرد سوگند به سورهی عشق که آیه آیهاش مادر است ربابه حسینی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 9 دی 1403 11:52
-
به من بگو
یکشنبه 9 دی 1403 11:51
به من بگو از بوسه های کدامین باغ آمدی که همیشه طعم انار کنج لبانت می نشیند تا برهنه ی مهتاب در دقیقه موعود یلدا گرم شوم از آتش وجودت که از پچ پچ کلمات حافظ غزل تازه ای زاده شود معظمه جهانشاهی
-
روزگاری خانه ام یکرنگ بود
یکشنبه 9 دی 1403 11:51
روزگاری خانه ام یکرنگ بود مرد صاحبخانه مرد جنگ بود صد دلاری پیش او رنگی نداشت حُجره داری هم برایش ننگ بود سفره اش پر بود از مردانگی کوچه ها از بویِ عطرش منگ بود دوستی همسایه داری عشق هم در مرامش بهترین فرهنگ بود جنگ پایان آمد، اما مردِ ما بعد از آن مدهوشِ یک آهنگ بود آن صدا از شور جبهه دور بود عاری از هرگونه شوخ وشنگ...
-
در کمین صید بودم ناگهان طوفان به پا شد
یکشنبه 9 دی 1403 11:50
در کمین صید بودم ناگهان طوفان به پا شد صیدگاه غرق سکوت و آسمان غرق صدا شد مرغ زیبایی به سوی دام من آرام میرفت در دلم با خنده گفتم مرغ من بختت عزا شد سوی او کردم نشانه صید از جایش تکان خورد تا بدیدم غفلتش را تیر من سویش رها شد تیر بر جایی دگرخورد ، خورد بر سنگ سیاهی تیر دوم را کشیدم باز هم تیرم خطا شد با حواسی جمع باز...
-
آخه گناه را چه به مشتی خاک
یکشنبه 9 دی 1403 11:49
آخه گناه را چه به مشتی خاک خاک نداند دل فطرت چه پاک خاک نگیرد دل مرده به تن تن بگیرد دل مرده به خاک مهدی هاشمی نسب
-
با اینکه در تنهاییِ رویایِ من هم خانه ای
یکشنبه 9 دی 1403 11:48
با اینکه در تنهاییِ رویایِ من هم خانه ای بر حسرتِ لمسِ تنت ، شعرِ همیشه خوانده ای بر هر تپش از قلبِ مست ، آرامِ آغوشت به رقص شاید که با لبهایِ خود ، نامِ مرا میخوانده ای در خانه ای از واژه ها ، آنجا که معنایی نبود سوسویِ چشمانِ تو بر آغوشِ تاریکی نشست ای نیمه یِ پنهانِ من ، این خانه تاریکست هنوز شاید که این گمگشته ات...
-
نگاه کن که خاطره های تو
شنبه 8 دی 1403 12:47
نگاه کن که خاطره های تو چگونه درون من بنایی ساخت در نبرد تن من با خود من عاشقانه سوخت من و جان را باخت رفتنت فریاد زد بر سر من گفت دیدی که تمام شد ماجرا من زنده اما باور نکرد در سکوتش زجه میزد بی صدا چند روزی ام گذشت،نیامدی منِ زنده رو به آینه نبود میترسید از سپیدی های مو از صدا،مرثیه یا ساز و سرود شانه میزد بر سر و...
-
سلام خدایا
شنبه 8 دی 1403 12:45
سلام خدایا مسجدی که درش باز نیست به چه درد میخورد آسمان زیبایی که ستایشگر ندارد به چه درد می خورد زمینی که روی آن انسان های بزرگوار قدم نزنند به چه درد می خورد خدایا دلی که در آن یادتو و نور علم نباشد به چه درد می خورد سیدحسین احمدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 8 دی 1403 12:44
-
از دوست دشنه خوردن
شنبه 8 دی 1403 12:42
از دوست دشنه خوردن عین شراب و مستی است گر خیمه ات دریدن گو حق من همین است گر آتشی پرانند عین گلاب و بخل است وقت هجوم دشنه وقت حسد به دلهاست وقت ترحم او مثل نفاق و پستی ست اون جرعه جرعه نوشد از خون گرم پشتم من العطش که دائم سوزی به دل نشسته است ای آن کسی که دائم سوزی به ساز داری بر این دلم نظر کن چون دل همان هماییست...
-
آن چه کردی با دلِ ما با دِل دیگر مکن
شنبه 8 دی 1403 12:40
آن چه کردی با دلِ ما با دِل دیگر مکن صید آرامش سزایی قتلِ آن دیگر مکن قتلِ آرمش حرام گشت وادیِ دارالصفا حرمتِ دل ها نگه دار غیرِ آن دیگر مکن مکتب عشاقِ بی دل لابی ابلیسی است دلبَران محبوبِ یارند سیرِ کان دیگر مکن یافتی گر بی دلی را حاکم ناسوتِ کور دل فِکن یا رهگذر باش جز گذر دیگر مکن چون جزامَست مکتبِ اولاد آدم هوش...
-
باشهدا
شنبه 8 دی 1403 12:39
-
کودکی را در کنار مادرت ترسیم کن
شنبه 8 دی 1403 12:37
کودکی را در کنار مادرت ترسیم کن بر دلت آیات حق را اندکی تفسیر کن تو همان طفلی که روزی میوه بودی بر درخت باغِبانِ کودکیت را کمی تکریم کن میهمان مادرت بودی غذایت در برش بوسه بر دستان او زن اندکی تقدیر کن قد رعنایت ببین و قامت رنجور او تا کمر بر جانفشانی های او تعظیم کن گر شکستی قلب او را و ببخشیدت همی با محبت آن خطایت...
-
و انگار زنی سقوط کرده باشد لای انگشتانت
شنبه 8 دی 1403 12:36
و انگار زنی سقوط کرده باشد لای انگشتانت و انگار بُهت خنده میکند در التماس پیچ موهایت چشم به نتهایی دوختهام که دوخته است شب را به غمگیجهی چشمهایم که نت میریزی و نت ادامه میشوی اعدام کوچههای بنبست را راه به دو خط باریک لبهایت چه سرخ تنگ و تاریک است که باید جنون زد دیوار دیوار میان من تا به تو آجرهای لعنتی سر...
-
برای فروش
شنبه 8 دی 1403 12:34
برای فروش،،،، برای فروش،،انچه ظلالت آدمیان را نفروخته آند به تاراج.. آنچه فخرواصالت، از آن غافلند ومحروم. آنچه نه به زمان تکیه می کند،، ونه به دانش محتاج است.. برای فروش، فروش کینه وحسرت در دل آدمیان. هرآنچه رحم و محبت خالص، رشد و نمو نکرده در دل عاشقان.. برای فروش، برای فروش هر آنچه ایمان داریم، و اعتقاد راسخ به آن.....
-
عشق شاهی را برای رعیتی دستگیر سازد
شنبه 8 دی 1403 12:33
عشق شاهی را برای رعیتی دستگیر سازد تاج و تختش را بگیرد جای او را زیر سازد عشق بر دست وزیری که امیری میکند زنجیر سازد یا که بر فرق سر سرباز سرکش تیر سازد عشق گر نافذ شود در قلب مومٔن جای ایمان اندرون سینهاش تکفیر سازد عشق فرزندان آدم را برای والدینش شیر سازد جای ابراهیم، اسماعیل و جای خنجرش شمشیر سازد عشق گر حکمی کند...
-
غصه ی امشب دلم، قصه ی اون چشم تو
شنبه 8 دی 1403 12:30
غصه ی امشب دلم، قصه ی اون چشم تو تو شب بی ماه من، صورت تو ماه نو نرگس شیراز من، دلبر ناساز من کوک بکن سازتو، زجر نده این دلو خسته ی آواره من، در به در و بی وطن ای وطنم، خانه ام، از دل تنگم نرو از غم تو نازنین، پیر شدم من چه زود موی سرم رو ببین، خوشه ی گندم ز جو من که بلد نیستم شعر قشنگی بگم شعر قشنگم، غزل، حافظ قلبم...
-
قصه را غُصه چِشان می نویسند
جمعه 7 دی 1403 12:30
قصه را غُصه چِشان می نویسند و راویان می خوانند ... من آن غُصه هایی را قصه می کنم که روایتش را شما می شنوید ... بَهار دَر میان نَخلستانِ به سوگِ سَرما نشسته ، گُم شده بود ... ناخُدای این دُنیا دَر میان اُقیانوس بُلوری اَش به دیدَن مَهتابِِ زِمِستانی، نشس ته بود ... کِتابچهِ کُهنه نِگار سَر نوشت ها دَر دَستانش بود کِه...
-
هیچ کس مایه نابودی احوال دل ما نشود
پنجشنبه 6 دی 1403 12:18
هیچ کس مایه نابودی احوال دل ما نشود هیچ کس با نفس سکر به دریا نشود درد ما یک دم و درد دل ما یک دمن است سود را یک نفس از محکمه سودا نشود چشم سر بستم و چشم دل خود وا کردم تا که از بهر سری میکده غوغا نشود هر چه سرمایه خود خرج لیالی بکنم روح پر بسته در این جسم مهیا نشود قاف از قوت آن زاد دلش شوکت یافت بال ناسوخته این جان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 6 دی 1403 12:17
-
صدای عشق می آید،
پنجشنبه 6 دی 1403 12:15
صدای عشق می آید، از آن بالای دور و از ته دلتنگی یک نقطه ی کور و من اینجا درون ساعتی، هر لحظه پشت میله های عقربه گیر و گرفتارم کجایی مونس شبهای بیدارم ساراعلیشیر
-
سایه ای رو ی سرم بود نبودی چون مرد
پنجشنبه 6 دی 1403 12:13
سایه ای رو ی سرم بود نبودی چون مرد موج زد خاطره ها را لب دریا آورد دست بر دامن این شعر عزیزم بردم با قلم هم که نشد وصف کنم بازاین درد غزل وقافیه از داغ دلم سوخته اند مرهم شعر کمی زخم مرا درمان کرد. بی نقابی که خودش،مسئله ای شیرین است بی رفاقت شده دنیا چه عجیب و نامرد هم نشین صدف و قایق و دریا شده ام تا که مدفون نشدم...
-
با همه مودب رفتار کنید
پنجشنبه 6 دی 1403 12:11