| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ما دو همزادیم،
هر دو از پیوند زر افشان صبح
خط گرفتهایم؛
اما خطها
هیچگاه به هم نرسیدند،
چون رودهایی
که در نقشهی تقدیر
به دریاهای جدا ریختهاند
چه سود از همزاد بودن،
وقتی جهان
در سکوت بیپایانش
مرز میکشد
میان دو آینهی یکی؟
و شاید راز همزاد بودن همین است،
که هرگز به هم نمیرسیم؛
ما دو خط موازیایم
در کتابی که نام ندارد،
جاودانه کشیده شدهایم
بیآنکه هرگز
نقطهی تلاقیمان
بر صفحهی هستی نوشته شود
و جهان،
فقط گورستانیست
برای رؤیای دیدار ما
نازنین رجبی