سخت دلتنگم و این بار به آخر برسان

سخت دلتنگم و این بار به آخر برسان
جانِ لرزانِ مرا هم به برابر برسان

خسته‌ام، خسته از این زندگیِ تکراری
تیغِ تقدیرِ مرا تیز و مکرر برسان

همه رفتند و کسی پشتِ سرم هیچ نماند
شوکتی تازه به این قلبِ مکدر برسان

دردِ من درمان ندارد، گله‌ای هم نیست، نه
مرهمِ مرگ به این زخمِ سراسر برسان

بختِ من تیره شد و راه به جایی که نبرد
ناگزیرم، تو مرا نزدِ صنوبر برسان

«تو که در فکرِ منی مرگِ مرا سر برسان
انتظارِ همه را نیز به آخر برسان»


مهدی سلمانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد