| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
وقتی به چشم هایت
نگاه می کنم
مثل این ست که باز
عاشق می شوم
تا به یاد آورم
چرا دوستت دارم
و راه دیگری وجود ندارد
وقتی تو وعدهگاه می شوی
و من پر از ملاقاتم !
پرویز صادقی
صدایت
در پیغامگیرِ تلفن ات مهربان است
تمام دلتنگى ام را
مو به مو گوش مى کند
هر از چند گاهى خانه نباش
تا سیر درد دل کنیم !
"بهرنگ قاسمى"
آنقدر زیبایی که سخت دیده میشوی
مانندِ شعری ناب
که کم خوانده میشود ...
"سید محمد مرکبیان"
کاری به کارِ شما ندارم
تکلیف این شبِ اصلا از ستاره خسته
که روشن است
من با خودم
به همین شکل ساده از چیزی که زندگیست
سخن میگویم...
سید علی صالحی
"جانم" ...
و این اسم کوچکت بود
که گاهی
"جان" هم کوچک است
برای لحظه ای
که میخندی
"حمید جدیدی"
بندِ دل من
به لبخندهای تو بند است!
برای دوست داشتنت اما
لبخندهایت را نه
دلت را لازم دارم
"مهدیه لطیفی"
دست ها راست تر می
گویند
تا چشم ها
..
من زنان زیادی را می شناسم
و مردانی را
که عشق به چشم ها می چسبانند
به گاهِ نگاه هایشان
و دست هایشان
مجسمه هایی ست فلزی
رها شده در سرزمین های قطبی ..
با دست هایت
هزارباره مرور کن مرا ..
مهدیه لطیفی
گاهی آدم نادانسته
دنبال چیزی می رود
وقتی آنرا پیدا نمی کند
اصلا خود را گم شده احساس می کند …
{ بزرگ علوی
}
... صیقلی خواهم داد دل رسوایم را
تا شود صاف و زلال
که بها یافت چنین، گوهر نایاب که دوش
بود سنگی که پسر بچه ای هر روز به آن ، لگدی میزد و خندان می رفت.
شعر می گویم چون، عمر من کوتاه است
و دلم می خواهد نام من گاه به خوبی به زبان یاد شود
شاید اینگونه خدا از گنهم درگذرد
وکمی آتش دوزخ به تنم سرد شود ...
{ بشیر امیدی }