قد علم کرده گلی

قد علم کرده گلی
در باغچه ی دل
عشق است نامش
به جان می پایمش


فرشته سنگیان

دیریست که مرده ام

دیریست
که مرده ام
چرا که وقتی
کوله بارم را می بستم
سیب ِشیرین را , آب برده بود
حالا که دیگر
درخت زیتونی نمانده است
تا از شاخه های امیدوارش
برای همه ی
باقی مانده هایم
تمثیل دیگری برای زندگی بچینم .


مجیدفربد

دلتنگی من


برای تو
به وسعت دریاست
همانقدر
بی انتها وخروشان
وموجهای.سهمگین
بی قراری ها
با خود می برد
ماسه های کم جان طاقتم را


مریم ابراهیمی

من تو را بارها در زندگی دیده‌ام

من تو را بارها در زندگی دیده‌ام
مثل عشق در کنارِ تپش‌هایم
خدا در کنارِ نفس‌هایم
من تو را بارها در خواب دیده‌ام
تو هستی
در بیداری من رخنه کردی
مثل نور در روز

سمانه فربد

از فراوانی عشقت لاله رویید

از فراوانی عشقت
لاله رویید
دست سبزه
بر دامن دشت
گشت بسی
ابر بارید
از فراوانی عشقت
بلبل نغمه‌سرا
رقص پروانه

به روی گل سرخ
را به تماشا بنشست
و تمنای نگاهم
به نگاهت بنشست
از فراوانی عشقت
انگار همه جا پاییز است
رنگ زرد و طلایی
قرمز و نارنجی
خش‌خشی می‌کند
آن برگ
با هوسبازی
نم‌نم باران
از فراوانی عشقت
لبریز شد آن
جام وجودم
و مرا مست و غزل‌خوان
افتان و خیزان
به سحرگاه نگاهت برساند
از فراوانی عشقت دگرم
هیچ نماند
هیچ نماند


مهرداد درگاهی