به این پائیز حالی کن

به این پائیز حالی کن
عشوه و رقص برگ ها
غم خیابان ها را دو چندان کرده
انگار غروب پنجره ها
غم داغ تابستانی که گذشت را
نقاشی کرده اند
بر تن دیوارهای روسیاه,
و کلاغان شوم خیره مانده اند
به تقدیر شاخه های تنها
که مبادا روزی پرنده ای
روی دامن درختان جنگل
هنگام مهاجرت لانه کند!


مرتضی سنجری

من به تو چیزی نخواهم گفت

من به تو چیزی نخواهم گفت
اما
از معصوم بودن باران
چیزی را که نمی‌دانی چیست
احساس خواهی کرد.
خدا از غربتِ عشق
غروب و باران
را آفریده است.

الهه فرحی

به من فراموشی هدیه کن...

وقتی میخوای یه نفر که خیلی دوستش داری رو فراموش کنی،

مثل این می مونه که با خودکار نوشته باشی‌

 و بخوای با پاک کن پاکش کنی یا بخوای غلط گیر استفاده کنی،

 شاید با پاک کن کم رنگ بشه، یا اونقد بکشی رو کاغذ که حتی کاغذ پاره بشه

 یا با غلط گیر روش رو بگیری که دیگه اون نوشته رو نبینی

یا یه تیکه از کاغذت کنده میشه یا یه لکه روش می مونه اما بازم اثرش هست

هیچ وقت نمیره..

شهریور ماه

شهریور ماه
گندم زار عاشقانه های ام..
چه دلنواز نشسته ای بَر ,
دار قالی رویای ام..
سه تار می نوازی بَر
رج رج دلتنگی ام..!!

بوسه بر دستان ات می زدم ..,
تا پیله ابریشمی عاشقانه های ام
پروانه شود

جان ام برفت
صنما.. نقش گندم بَر
فرش چشمهایت من ام
نمی بینی این تار و پودِ
چله عشق مرا ..چرا..!؟


سمیه میرزایی

روی صورتم جای زخمی است

روی صورتم جای زخمی است

که تنهایی ام به جا گذاشته

گاهی التیام می یابد

با یاد تو

وگاهی در هیاهوی افکارم

گم می شود

چه عمیق است

شب های بی قراری

احمد شِکری

من به انتظار ِ تو قدم زدم

من
به انتظار ِ تو
قدم زدم
شهر ِ دلتنگ را
فقط ماه ِ شب
می داند ؛
که آب از آب
تکان نخورد
چشمم از آب ...!!!


محبوبه برونی