| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تنها
ساحل امنی
به وسعت شانه هایت
آرامشگر
دریای مواج
چشمان من است
Only a safe beach
AS wide as your shoulders are
the relaxation of
the raging sea of my eyes
محمود شیربازو
در آغوش این سکوت حزین
هنوز یاد تو سرمایهی حیات من است.
فریدون مشیری
از هم
به هم گریختهایم؛
از خاک
به زیر خاک؛
و انگار تمام جادهها را
با پرگار کشیده است!
و انگار مرگ نقطهای است
که به پایان تمام جملهها میآید...
گروس عبدالملکیان
کعبه منم، قبله منم سوی من آرید نماز
کان صنم قبلهنما خم شد و بوسید مرا
هوشنگ ابتهاج
" هَلْ رَأیْتُ
الْفَجر یَطْلَعُ
مِن أصابع مَن تُحبُّ؟ "
آیا ندیدی
خورشید از انگشتان کسی که،
دوستش میداری طلوع میکند؟
محمود درویش

