کسی را دوست داشتن بدین معناست که روحش را از او بگیری

کسی را دوست داشتن بدین معناست که روحش را از او بگیری
و به او در ازای همین ربایش بیاموزی روحش تا چه حد بزرگ، زوال‌ناپذیر و روشن است.
همه‌ی ما از همین رنج می‌بریم: عشق، روح ما را به اندازه‌ی کافی ندزدیده است.
از نیروهایی رنج می‌بریم که درونمان محبوس مانده‌اند.
نیروهایی که هیچکس قادر به غارتشان نیست تا آن‌ها را بر ما کشف کند

سرگرم خاطراتِ توام بعدِ رفتنت

سرگرم خاطراتِ توام بعدِ رفتنت‌
بی‌تو بهار؛ مثل زمستان جهنّم است‌

تاریخ بی‌حضور تو یعنی دروغِ محض‌
هر فصل سال؛ از تو چه پنهان؛ جهنّم است‌‌


امید_صباغ_نو

آخرین‌باری که قدرت دستم بود مبصر کلاسمون بودم

آخرین‌باری که قدرت دستم بود مبصر کلاسمون بودم

که به دلیل فساد درباریان،

دخالت بیگانگان

و خیانت همکلاسی‌ها...

سرنگون شدم

از در دوست چه گویم به چه عنوان رفتم

از در دوست چه گویم به چه عنوان رفتم
همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم...

در نقاشی،لحظه‌اے هست ڪـہ نقاش می‌داند دیگر تابلویش تمام شدہ ،

در نقاشی،لحظه‌اے هست ڪـہ نقاش می‌داند دیگر تابلویش تمام شدہ ،
چرایش را نمی‌داند ،
فقط بـہ ناتوانے ناگهانی‌اش در ایجادِ هرگونـہ تغییر در تابلو،اعتراف می‌ڪند.
تابلو و نقاش،
وقتے از هم جدا می‌شوند ڪـہ دیگر بـہ هم ڪمڪے نمی‌ڪنند ؛
وقتے ڪـہ تابلو دیگر نمی‌تواند چیزے بـہ نقاش ببخشد ،
وقتے ڪـہ نقاش دیگر نمی‌تواند چیزے بـہ تابلو اضافـہ ڪند !

بگذار بگویم بغض که می کنی، گریه ام می گیرد.

بگذار بگویم
بغض که می کنی،
گریه ام می گیرد.

خنده ات که بگیرد،
حالم از همیشه بهتر است...

می بینی زندگی ام را؟
به دلت بند است؛
بند دلم...


#عادل_دانتیسم