-
حضرت پاییز
جمعه 15 مهر 1401 10:45
-
زندگی برای آدمِ بیفکر، همیشه راحت است!
جمعه 15 مهر 1401 10:43
زندگی برای آدمِ بیفکر، همیشه راحت است! خورد و خواب است؛ و رفتار بَهایم (چهارپایان)! امّا وقتی پای فکر به میان آمد، توی بهشت هم که باشی، آسوده نیستی...! جلال آل احمد
-
فرصتی نیست پیراهنت را تا صبح خشک کنی
جمعه 15 مهر 1401 10:41
فرصتی نیست پیراهنت را تا صبح خشک کنی ابری را از ذهن گلدانی عبور ودر سینه کش دیوار تراژدی آلوده ی شب باشی با این همه خیابانهای مریض نیاز دارم، تا حرام نشدیم کسی، سرمان را جای امنی بگذارد مریم_نوروزی
-
پاییز رسید! , شعرمن لرزید...
جمعه 15 مهر 1401 10:39
-
میان این بغض عمیق
جمعه 15 مهر 1401 10:37
میان این بغض عمیق زمزمه ای در بهت تنم می رقصید وباد با گیسوان بلند آخرین فرصت دوستت دارم را از پیراهن تب دارم دریغ می کرد باقر_اکبری
-
یاالله
جمعه 15 مهر 1401 10:35
-
غروب ها آه می شوم
جمعه 15 مهر 1401 10:35
غروب ها آه می شوم کوچ می کنم به سوی دردهای غلیظت سال هاست پنهان شده ام پشت مهربانی پلک هایت مثل روزهای طولانی که موقع رفتن چشمانت پشت سرم آب می ریختند؛ و مادرم را در خواب می دیدم آش پشت پایم را در کاسه ای پُر از اندوه برایت می آورد تا پائیز را فراموش نکنی! مرتضی سنجری
-
دُچار یعنی دو چشم داری
جمعه 15 مهر 1401 10:34
دُچار یعنی دو چشم داری اما حواست چهار چشمی پی کسی است رسول ادهمی
-
خدایاپناه مون باش
جمعه 15 مهر 1401 10:33
-
درجغرافیای عشق من
جمعه 15 مهر 1401 10:33
درجغرافیای عشق من تو آن آفتابی که با رفتنت آسمانم گم می شود نشسته ام میان بغض لحظه ها با چشم هائی درگیرِ یک دوردست و قطره اشکی بی صدا خودش را به من می رساند تا زیر لب بگوید دلم برایت تنگ ست بیا عشق من باش شاید این آخرین شعر غمگین من باشد پرویز صادقی
-
پنهان کردن بیفایدهست
پنجشنبه 14 مهر 1401 10:47
پنهان کردن بیفایدهست آدمی وقتی عاشق میشود چنان خواب که از چشمان کودکی جاریست نگاهش همهچیز را لو میدهد نیهات بهرام +بیشتر شعرشاعران جوان ومعاصر عاشقانه ست ... پس به پای شکست عشقی آدمها نگذارید
-
انرژی مثبت
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:13
-
در انتظار آمدنت
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:11
در انتظار آمدنت من پر از زمستان های دنیا چشم به راه بهاران نشسته ام پرویزصادقی
-
خدایاپناه مون باش
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:10
-
میان این همه
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:09
میان این همه ساختمان های مدرن وجود عمارتی قدیمی بهای سنگینی داشت فراموشی ... لیلا_مقدس
-
تو خود آواز بهاری
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:08
تو خود آواز بهاری پر شکوفه و سبزی وقتی از راه رسیدی برگهای خشک را تکاندی و پاییز غم انگیز سبز شد قلم افسرده من رقصید و دفتر شعر من شد شکوفه باران و روی طاق آسمان نشست رنگین کمان نسترن دانش پژوه
-
پاییز
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:06
-
بهار عطر احساس
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:05
بهار عطر احساس و نسیم ظهورش را سایبان بید مجنون کرد بی آلایش عشق را به رود داد که از پای درختان فراتر رود تا روییدن خود را به تماشا بنشیند. فاطمه دانشور
-
عشق بادبادکیست
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:04
عشق بادبادکیست در دست های باد و من همان کودک سرگردانی که هیچ وقت نمیرسد ... حسین_عربی
-
شیرین تر از رطب ، رطب نوبرانه ای
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:02
شیرین تر از رطب ، رطب نوبرانه ای گرمی پر از طراوت و شور ترانه ای خوش بو ، شبیه عطر خوش یاس و سوسنی در حس و حال باغ دلم چون جوانه ای می خواهمت همیشه کنارم بهار من گل میشوم برای تو با هر بهانه ای گفتم:گلم! زبان ترحم، ترنم است اما همیشه آتش دل را زبانه ای تو مرهمی ، جوانه ی هر زخم تازه را آشفتگی زلف زمین را تو شانه ای...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 14 مهر 1401 07:00
-
تو را چگونه بگویم ؟!
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:21
تو را چگونه بگویم ؟! که فکر هیچ واژه ای به ارتفاع تو نمی رسد پرویز صادقی
-
از فراوانی عشقت لاله رویید
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:19
-
پاییز است و عجب نقش و نگاری دارد دیدی که
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:18
پاییز است و عجب نقش و نگاری دارد دیدی که خزان به خود جهانی دارد؟ چَشم باز نگهدار و جهانی رابین کین جهانِ زیبا بَه که چه آنی دارد آنم همه اوست پاییز و خزانم همه اوست دیدی که جهان چه مهربانی دارد؟ پاییز رَسید و مبتلایم کرد این رنگ و نگار شعریست زیبا چه رُمانی دارد باد در گوشِ همه برگ و درخت ترانه ای زیبا خواند برگ فُتاد...
-
رفتن همیشه حقیقت تلخی نیست ...
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:15
رفتن همیشه حقیقت تلخی نیست ... گاهی برای آمدن آرامش... باید رفت ... سهیل ساسان
-
گلایه ی دلت را کجای دلم بگذارم نازنین؟!
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:13
گلایه ی دلت را کجای دلم بگذارم نازنین؟! که زیبایی ت لب به لبش کرده . بیهوده سربه سر دلت می گذاری گلایه را بیرون دلت بگذار تا من کمی جابه جا شوم . . راستی چشمانت را که به ناز از من می گردانی زیباتر می شوی رضا پریشان
-
آجرک الله یا صاحب الزمان
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:10
-
و من برای آمدنت تا فردای نیامده می مانم
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:04
با تکرارش خسته نمی شوم قوی می شوم دوست داشتنت را می گویم همان که هم نغمه های بهاری دارد و هم گرمای مرداد هم خنکای مهر هم زردی پاییز هم آغوش یلدایش باز است هم سفیدی زمستان هم جنب و جوش اسفند نواهای فرودین با تو بر پا می شود و زیبایی اردیبهشت در دستان توست خرداد بی بهانه برایت بهاری می کند و من برای آمدنت تا فردای...
-
صفر را دوست دارم
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:03
صفر را دوست دارم بی پروا بی رو دربایستی گرد چون روزگار یک هم اگاه است بی صفر تنهاست رضا شاه شرقی
-
یک عمر
چهارشنبه 13 مهر 1401 00:02