-
اندر دل من
دوشنبه 18 مهر 1401 10:50
-
میخوابم معمولی نه خاص
دوشنبه 18 مهر 1401 10:49
میخوابم معمولی نه خاص سرم روی ران پای توست در آرامشی خاص هستم بوی تو را استشمام میکنم همزمان چشمانم را میبندم با لبخندی بر لب... میخوابم. هژبرسلطانی خراجی
-
تنها تو را کم دارم
دوشنبه 18 مهر 1401 10:48
همه چیز برای گفتن یک شعر درست حسابی آماده است مداد کاغذ پنجره و کمی باران تنها تو را کم دارم روی صندلی روبه رو بنشینی گاهی به من لبخند بزنی (مجید یاری) از مجموعه سیب قهوه ای/ بوتیمار/1390
-
نوشتم نکنه نوازش خیالت راههای رسیدن
دوشنبه 18 مهر 1401 10:47
نوشتم نکنه نوازش خیالت راههای رسیدن به اغوشت رو مسدود کرده . نوشتی اخه من باوردارم تو شب رویاهات قشتگ ترم عزیزترم. نوشتم توبیا قول میدم خسته ات نکنم با دوست داشتنم. لعیا قیاثی
-
اینم تبریک به مهرماهی های مهربون
دوشنبه 18 مهر 1401 10:46
-
به سیاهیِ این شب
دوشنبه 18 مهر 1401 10:45
به سیاهیِ این شب تا دم دمایِ شفق با رقصِ گیسویت بِکشانم!! بِنشانم!! بر اریکهٔ عشق بخوانم!! دست در دستِ تو بزمِ رهیدن از ظلمتِ دنیا علیزمان خانمحمدی
-
پنهان پشت بوته ها
دوشنبه 18 مهر 1401 10:45
پنهان پشت بوته ها به عکست نگاه می کردم سربازها مترسک را تیرباران کردند باران می بارد. (مجید یاری) از مجموعه سیب قهوه ای/ انتشارات بوتیمار
-
تو کاش دیوار زندانی
دوشنبه 18 مهر 1401 10:44
تو کاش دیوار زندانی بودی که سال هاست من در آن شکسته ام! * * * * پژواره
-
دلم راربوده اند......
دوشنبه 18 مهر 1401 10:42
دلم راربوده اند...... ازمن چیزی نمانده هرچه هست تویی مرانگیرازخودم چون تویی درونم.... دنیایاسمی
-
خیالم وبال آسمان ابری ست
یکشنبه 17 مهر 1401 11:06
خیالم وبال آسمان ابری ست چقدر کرگدن باشم تا شب را زیر دندان پتو صبح کنم حمید صراف
-
آرزویم را در گوش قاصدک
یکشنبه 17 مهر 1401 11:04
افسانهای هست که میگه گل قاصدک دختری با موهای سفیده که شبها لب پنجره رو به روی ماه میشینه و آرزو می کنه صبحها با طلوع خورشید تبدیل به گل میشه و منتظر شب میمونه به همین خاطره که ما قاصدک ها رو میچینیم و رو به آسمون فوتشون میکنیم تا آرزوهامون به گوش ماه برسه و برآورده بشه
-
حرفحساب
یکشنبه 17 مهر 1401 11:00
-
آدما وقتی که میخوان برن،
یکشنبه 17 مهر 1401 10:52
آدما وقتی که میخوان برن، شروع میکنن به کمرنگ شدن، هی رنگشون میره، تا آخر میشن مثل یه نوشتهی قدیمی لای یه کتاب قدیمی که حرفی عاشقانه بوده، ولی اینقدر کمرنگ شده که دیگه نمیشه بخونیش...
-
باری من و تو بی گناهیم
یکشنبه 17 مهر 1401 10:49
باری من و تو بی گناهیم او نیز تقصیری ندارد پس بی گمان این کار کار چهارم شخص مجهول است! قیصر امین پور
-
جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر
یکشنبه 17 مهر 1401 10:49
جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر منور قلب عالم گشت از میلاد پیغمبر بده ساقى مى باقى که غرق عشرت و شادى دل اولاد آدم گشت از میلاد پیغمبر +هفته وحدت مبارک
-
من در تو جه می بینم ؟
یکشنبه 17 مهر 1401 10:47
من در تو جه می بینم ؟ تمام آن چیزهائی که دلم را به لبخند می نشاند و رؤیاها را از زندان خوابُ خیال ها نجات می دهد در تو منی را می بینم که چه خوشبخت دست در دست چشم هایت زندگی را قدم می زند من در تو چه می بینم ؟ تنها اوئی که مرا به انتهای عشق می برد و دیگر بر نمی گردد پرویز صادقی
-
پنجره را که باز کردم نسیم از پنجره آمده بود
یکشنبه 17 مهر 1401 10:45
پنجره را که باز کردم نسیم از پنجره آمده بود جیب هایش بوی نارنگی می داد آه رستاخیز پاییز است من مست پاییزم عاشق این فصل شور انگیزم در التهاب روزهای پاییزی از همه سر خوشی ها لبریزم من مست پاییزم... لاله رمضانپور
-
تو بگو از غم هِجرَت
یکشنبه 17 مهر 1401 10:44
تو بگو از غم هِجرَت چگونه شبم به صبح برسانم تو بگو این همه درد را چگونه از تن برهانم تو بگو دل پریشانم را چگونه چاره کنم تو بگو تو بگو چه کنم سارا دودانگه
-
تاشقایق هست
یکشنبه 17 مهر 1401 10:44
-
عینک بیمارم را شکستم
شنبه 16 مهر 1401 10:53
عینک بیمارم را شکستم بیچـاره چیزهایی میدید که نباید میدید! علیرضا ایمانی فر
-
ای باغبان که
شنبه 16 مهر 1401 10:51
ای باغبان که نشسته ایی بی خیال ومست تیغ خزان نشسته برگلوی باغ تو آتش بریز بر خزان این خزان تا گل دهد این باغ به وقت سال نو فاطمه آقاخانی نژاد
-
شبی کاش با خدا تنها بودم!
شنبه 16 مهر 1401 10:39
شبی کاش با خدا تنها بودم! کمی تا برایم از درد تنهایی می گفت و دمی نیـز از, سختـی خدایی! محمد ترکمان
-
برای دور کردنت از من
شنبه 16 مهر 1401 10:38
برای دور کردنت از من فاصله ها فقط خودشان را خسته می کنند باران که سرخی گل را نمی برد پرویز صادقی
-
برگهای پاییزی میریزد
شنبه 16 مهر 1401 10:37
-
گاهی در باغ احساسم
شنبه 16 مهر 1401 10:35
گاهی در باغ احساسم بالا چنان گل می کنی که دست هیچ واژه ای به چیدنت نمی رسد و از تو من با خودم حرف می زنم پرویز صادقی
-
امروز پائیز است
شنبه 16 مهر 1401 10:34
امروز پائیز است چه کسی می داند ؟ لرزش برگ درختان را جدایی ! واژه ای غمگین در سرودِ سرد جنگل از بهار تا امروز رقص کنان خندیدیم آه ای هم سفر پایان رقصمان در کف این برگریزان چگونه خواهد بود؟! بیا دست در دست هم دهیم بیا تا گوناگونی رنگمان زمین را به وجد آوَرَد بیا تا بهاری دوباره شادی را رقص را در زمین بکاریم. تا فردا در...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 16 مهر 1401 10:30
-
به چشم هایت بگو
شنبه 16 مهر 1401 10:28
به چشم هایت بگو هر قطره گل سرخی که از اندوه عشق بر گونه ات می چکد جائی در من پروانه ای بی صدا می میرد پرویز صادقی
-
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید
شنبه 16 مهر 1401 00:54
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید انگار نه انگار... نه! انگار نفهمید فریاد زدم داد زدم دوستتان دا... یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید جلیل صفربیگی
-
هرگز..
شنبه 16 مهر 1401 00:15