-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:19
-
آمدی تا دل و جان با تو پر از عشق شود
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:18
آمدی تا دل و جان با تو پر از عشق شود فصل غمگینِ خزان با تو پر از عشق شود آنچنان عاشق من باش که تا آخر عمر در دلم هر ضربان با تو پر از عشق شود باز هم عطر تو را معنیِ شعرم کردم تا که این شعرِ روان با تو پر از عشق شود عطر اندام تو در کل جهان میپیچد که زمین یا که زمان با تو پر از عشق شود تا که بانوی منی مستی من بسیار است...
-
دل ما شوره زارنبود
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:14
دل ما شوره زارنبود که درآن غرق شوی دل ما تونل وحشت نبود که فریادکشان از آن رد شوی دل ما کوچه باغ فصل میوه بود چون تندباد شاخ و برگ شکسته جا گذشتی .. پرشنگ بابایی
-
برگهای پاییزی میریزد
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:13
-
نه او حرفی برای گفتن داشت
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:09
نه او حرفی برای گفتن داشت نه من می توانستم در چند کلمه تمام وجودم را بیان کنم هوا تاریکبود با سکوتی سخت هوا هم سرد بادی وزید و او را به آغوشم چسباند دست هایم را روی شانههایش گذاشتم و او را محکمبه آغوشم فشار دادم تا بدنش از لرزش بایستید خدا لبخندی زد و گفت.. بهترین لحظهست برای خلق بهار ساسان مردوخی
-
تو را من
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:26
تو را من یک کویر باران تشنه ام ترک خورده از دوری ات پرویز صادقی
-
دلا دردی زدردم چاره کردی؟نه نکردی
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:24
دلا دردی زدردم چاره کردی؟نه نکردی درد من دارد هوایی سر به کوی اشنایت؟ نه ندارد یا که دارد من ندانم گویمت بشنو زمن این شرح درد بی قرارم که من این یکدانه دختر می ربایم می ربایم زدلت حال و هوایش زسرت خواب و خیالت زدریچه ی نگاهت می کنم نام و نشانت خواستم این را بدانی من نه اینم و نه انم من همانم که ندانم. صدف پیلتن
-
چنین یک صحنه یی هست آرزویم
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:24
چنین یک صحنه یی هست آرزویم سر یک میز تو باشی رو برویم تو هی با ناز قهوه نوش جان کن ومن در وصف چشمت شعر گویم شریف رها
-
عشق
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:21
-
با من باش
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:16
با من باش که بی تو من هیچ ربطی به عشق ندارم پرویز صادقی
-
:))))))))))
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:14
-
امروز میخواهم
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:13
امروز میخواهم بادبادک خیالم را هوا کنم و آنقدر رهایش سازم تا به دور ترین نقطه از زمین برسد آنگاه بند خیال پاره کنم و به تماشای رقص آرزوها بنشینم. خسرو امینی
-
ازدحامی ست دنیای من !
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:06
ازدحامی ست دنیای من ! نبودنت همه جا هست پرویز صادقی
-
تو
چهارشنبه 20 مهر 1401 11:00
تو به شعر کوتاه می مانی که در آن هر واژه اش به حساب می آید و پشت آن دلیلی نشسته است که با دقت و صرف وقت انتخاب می شود پرویز صادقی
-
ای زرد و سرخ و سبز
چهارشنبه 20 مهر 1401 10:58
ای زرد و سرخ و سبز ای رنگ خرمایی روزم تو رنگی کن ای فصل زیبایی یک روز می آیی یک صبح مهتابی تو رنگ دریایی ای مهربان آب ی آغاز روییدن یک خواب طولانی فردا تو مهمان کن آن ابر بارانی ایرج خدارحمی
-
تو بگو جانم
چهارشنبه 20 مهر 1401 10:56
-
چقدرزیبا
سهشنبه 19 مهر 1401 11:41
-
رویایی که به لبخندی عمیق
سهشنبه 19 مهر 1401 11:40
رویایی که به لبخندی عمیق بر لبان زیبایت نقاشی میشود همان خوابیست که مرا از هر چه در بیداری میبینم جدا میکند من در گوشهای از این منظره که همه چیزش تویی محو چشمان دلربایت نشستهام من به خندههایت برای تداوم این رویا دلبستهام میلاد مردی
-
آن امواج گیسوان توست
سهشنبه 19 مهر 1401 11:40
آن امواج گیسوان توست که نوازش میکند سواحل آرام دلم را قاسم احمدی
-
خدایاپناه مون باش
سهشنبه 19 مهر 1401 11:39
-
من شاعر شبگرد
سهشنبه 19 مهر 1401 11:38
من شاعر شبگرد مرزهای تاریک شب را هنگامی که کرم ها در آستانه پروانه شدن بودند به پرتوهای آفتاب دوختم من واژههایی به ظرافت یک زن را در قلمی با جوهر امید ریختم و زیباترین شعرهارا سرودم شعری که ,زن را میفهمد و شعری که, زن اورا میفهمد من لطافت یک رویا را در ذهن کودکی معصوم و سکوت سنگینی را در حنجرهی ظریف یک دختر دیدم من...
-
گاه کوچ میکردم
سهشنبه 19 مهر 1401 11:36
گاه کوچ میکردم باهوایت خنده های عاشقانت گاه دور میگشتم از این خانه ی بی درز وسقف لانه ی تنهایی درد وستبر گاه میخندیدم به ناز بر هیایوی نگاه آخرت بر سبکبالی و حس آخرم بر شکوه بی نظیر خنده ات گاه میترسم زخود از تو دیدن با تو تا اوج خدا سر به محراب نگاهت سجده ی آخر زدن حسین حصاری
-
حال خوب
سهشنبه 19 مهر 1401 11:34
-
از خیابان پائیز گذر می کرد
سهشنبه 19 مهر 1401 11:34
از خیابان پائیز گذر می کرد شعر ناتمام من تا درمان شود غصّه های بی شمارش, نمی دانم در کدام فصل بر واژه هایم باریدی و مرا سیراب کردی؛ گویی خم اَبروی تو مثل کوچه ای ست بن بست که قلبم در آن می ایستاد و تمام روزهای دلتنگی اَم را با نگاهت ورق می زدی میان اندوه های بسیار معشوقی که در چشمانش همیشه اَبری اندوخته بود! مرتضی...
-
خیالـم دائـم
سهشنبه 19 مهر 1401 11:33
خیالـم دائـم آغشتـه بـه دلِ تنـگ و مـرگِ وصـال و امیـدِ بـر بـاد دانستـی کـه بعـد از تـو کوچـه هـایِ شهـر بـه بن بسـت رسیـد!؟ حیدر ولی زاده
-
حال خوب
سهشنبه 19 مهر 1401 11:29
-
حکم سایه
سهشنبه 19 مهر 1401 00:55
بعضی از آدمها در زندگی حکم سایه را برای ما دارند؛ اگر همراهشان بروی از تو دور میشوند و تو را به دنبال خودشان تا ناکجا آباد میبرند... اما اگر نسبت به آنها بی توجه شدی و راه خود را رفتی، میبینی ساکت و آرام پشت قدمهای تو در حرکتند ....! #محمد_امیری
-
بــه قـاب خواهــم گرفـت
دوشنبه 18 مهر 1401 10:52
بــه قـاب خواهــم گرفـت خــشِ خــشِ آن بـرگ پاییـزی را کـه از آمدنــت خبــر دهــد حیدر ولی زاده
-
اللهم صل علی محمد وآل محمد
دوشنبه 18 مهر 1401 10:51
-
بی تو زنده ام
دوشنبه 18 مهر 1401 10:50
بی تو زنده ام و این صدهابار سخت تراست از مردن برای تو این روز ها از کاغذ های سپید چشم هایم نام تو چکه میکند و دلتنگی ام بوی جوهر میدهد فاطمه نادریان