-
زندگی دقیقا
یکشنبه 24 مهر 1401 08:34
زندگی دقیقا همان جایی شروع میشود که یک نفر میخندد و خنده او با دیگران فرق دارد … "علی رجبی"
-
هر روز میرسم لب این سالخورده رود
یکشنبه 24 مهر 1401 08:33
هر روز میرسم لب این سالخورده رود بــا کـوزهای کـه بشنـوم از آبها سرود تقسیم میکنم عطشم را به ماهیان مـیریزم التهاب دلم را میان رود ایـن رود خــاطرات مـرا تازه میکند یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زود بــاران گـرفته بـود و تـو بــا چتر آمدی گلهای سرخ بر سر راهت شکفته بود روی سر تو چرخ زنان بال میزدند گنجشکهای...
-
باشهدا
یکشنبه 24 مهر 1401 08:32
-
تمام علمم را مدیون جهالت هستم!
یکشنبه 24 مهر 1401 08:31
تمام علمم را مدیون جهالت هستم! و تمام دانایی را مرهون حماقت ها هستم! غلامحسین افراس
-
از تو می نویسمُ
شنبه 23 مهر 1401 08:21
از تو می نویسمُ واژه هایم پرندگان کوچکی می شوند که دنبال آشیانه می گردند پرویزصادقی
-
حال خوب
شنبه 23 مهر 1401 08:19
-
در پرتوِ بادِ محقر
شنبه 23 مهر 1401 08:18
در پرتوِ بادِ محقر میروید به باغ ستارهی آبسال من میشوید جویبارِ خنک ساقهای پای ماه و کرمهای ابریشم در اندیشهی آسمانِ فردا سیر میکنند خود را با برگهای سبز. حسین صداقتی
-
دستانم را بعد از مدت ها دیدی
شنبه 23 مهر 1401 08:12
دستانم را بعد از مدت ها دیدی پینه بسته بود / اخم کردی / رفتی افسوس ندانستی من سال ها "کارگر" خیابان های چشمانت بوده ام نیماهوشمند
-
چشمهایت مرا بی خواب کرده است
شنبه 23 مهر 1401 08:11
-
چشم بگشا
شنبه 23 مهر 1401 08:10
چشم بگشا بتاب بر این دل خفته در حزن سینه مدفون شده در درد تا به انوار نگاهت سر برآورد جوانه زند و عشق را شکوفه کند آه... که اگر بوسه گرمی هدیه کنی... گلی زیبا می دهد... ...این قلب دفن شده در خاک سرد احساست مریم سپهوند
-
به رویایم همی آیی
شنبه 23 مهر 1401 08:08
به رویایم همی آیی شبیه تکه هایی از ... هزاران قصه پاییز و من مبهوت و حیرانم از این تصویرهایی که پر از ابهام و تردید است نمی دانم تو شاید پاسخ ... صدها سوال بی جواب ذهن من باشی و شاید روحمان در صبحگاه روشن پاییز همی دلتنگ هم باشد و تو شاید همی آیی به صدها علت معلوم و نامعلوم که رازش را فقط تنها خدا داند فقط این را...
-
پاییز
شنبه 23 مهر 1401 08:07
-
من یک عاشقم !
شنبه 23 مهر 1401 08:05
تو آمدی و قافیه ی همه ی شعرهایم بهم ریخت عشق امد میان دفترم عاشق شدم گلدان قلبم گل داد , نزدیک رفتم دیدم نام گل هایش نام تو بود عطر گل هایش عطر تو بود عشق عجیب است شاید هم غریب هر چه هست و نیست من یک عاشقم ! عاشق چشمت عاشق برق نگاهت عاشق دستان پاکت عشق عجیب است شاید هم غریب …. مثل یک رویای شیرین که پایانی ندارد .......
-
آه ای پرندۀ صبح
شنبه 23 مهر 1401 08:03
آه ای پرندۀ صبح نگاهِ ملایمت چه فرمان میدهد خون گریه کنم یا برقصم؟! فریبا نوری
-
تیری که رها کردی از کمان
جمعه 22 مهر 1401 11:01
تیری که رها کردی از کمان دیگر متوقف نمی شود. همان مسیری را طی خواهد کرد که چشمانت هدایتش کرد. خواه قلبِ من , یا سیبِ سبزی به روی سرم... علی رضا عزتی
-
هربار که تورا میخوانم
جمعه 22 مهر 1401 10:58
هربار که تورا میخوانم لابلای قطعه به قطعه ی سروده هایم حریص تر میشوم برای بیشتر دوست داشتنت تو تنها حسی هستی که نه کهنه میشوی نه ازیادم میروی لیک دردلم جای تازه تر باز میکنی. لعیاقیاثی
-
ای جانم
جمعه 22 مهر 1401 10:58
-
این روزها عطر مهرت می پیچد
جمعه 22 مهر 1401 10:57
این روزها عطر مهرت می پیچد لابلای ریشه های شعرم با آرامشی گلدان ِ آغوشت به نگاهم بوسه می زند قطعهِ مهر تو این روزها آرام آرام بر حضور زیبایت برای با تو بودن می نوازد... سراغ مرا گاهی از شعرهایم بگیر و بگیر سراغ مرا در امتداد روز در انتهای شب فراتر از هر روز که به یاد چشمان عاشقت خمار است چشمانم ندید روشن تر از چهره...
-
از چشمانت که می نویسم
جمعه 22 مهر 1401 10:53
از چشمانت که می نویسم قلم لکنت می گیرد وای به حال دل غم دیده ی من, بگو چگونه لال نشوم در این جهان که گوش های زمین لاله گون شده میان هزاران درد زمان های فراموشی انگار آواز گنجشک های روی شاخه ها به گوش هیچ باغبانی نخواهد نرسید که اینگونه تبرهایشان جیغ می زنند برای بریدن قامت بلند و سر درختان پیر! مرتضی سنجری
-
باورهای نادرست
جمعه 22 مهر 1401 10:52
-
چشم به گنجشکان که می دوزی
جمعه 22 مهر 1401 10:41
چشم به گنجشکان که می دوزی قفس را در خیالت نبند بند کن پرنده را به آزادی... فروغ گودرزی
-
حال خوب
جمعه 22 مهر 1401 10:41
-
من مسافرم...
جمعه 22 مهر 1401 10:39
در کدام گاه بنشینم در این دریا... که مسافر باشم قایق سهراب را... آنکه انداخت به آب... دور شد زین خاک غریب... در کجایی که کسی نیست درآن... در همان بیشه ی عشق... تا خفتگان را کند بیدار بنشین و گوش کن تا خلاصه کنم: من مسافرم... مسافری جا مانده از قایق سهراب, گفتی تو یادت باشد, که مرا نیز با خود ببری نه در آن بیشه که...
-
نارنگی
جمعه 22 مهر 1401 00:56
-
بیا با ساغر چشمت,بنوشم من شراب عشق
جمعه 22 مهر 1401 00:55
بیا با ساغر چشمت,بنوشم من شراب عشق بیا تا در ره عشقت,شوم جانا خراب عشق چنان ماهی مردابم,که دل را می زند دریا سپارم دل به موجهایت,بیفتم در رکاب عشق کویری ام که می جویم,نشانی از شب ابری تو باران شو ببار بر من,ببار بر این سراب عشق تمامم کن مرا در خود,که تا در تو رها گردم دخیل بستم به لبهایت,که تا گیرم جواب عشق کشیدم از...
-
نمی خواهم یک مثنوی بلند بگویم
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:24
نمی خواهم یک مثنوی بلند بگویم فقط این را بدان که: نشد... ابوالفضل رعیت پیشه
-
میترسم
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:23
میترسم من از فردای بدون تو میترسم من از این همه ادم غریبه میترسم من از این همه ادم خندان پر از کینه میترسم من از شب های بدون تو میترسم من از فکرناخودآگاه دم خواب به تو میترسم من از کسی جای توی میترسم من از جاهای که بودی و نیستی میترسم من از سوال دیگران به تو میترسم از تنهاتر شدن میترسم از عطر آشنای تو از لباس غریبه...
-
سخن ناب
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:22
-
رؤیا
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:22
رؤیا جائی ست که با تو دلم رفتُ آمد دارد پرویز صادقی
-
در اندوه تنهایی
پنجشنبه 21 مهر 1401 11:21
در اندوه تنهایی در غباری از بی کسی ایستاده ایی. سرگشته , دمی آسودن با عشق , را می جویی فراموش کردی؟... کسی این سوی غبار , پر از دلدادگی , چشم به سایه ات دوخته و لحظه های انتظارش برای تو , سال می شوند مریم سپهوند