-
نوشتم:
یکشنبه 10 مهر 1401 00:29
نوشتم: از روزها ماهها سالها از تکرارها از شلوغی از شمار بیشمارها از این انزوا از این تنهایی بیانتها از این دنیا خستهام تو آمدی با لبخند پرسیدی چایی میخوای؟ خندیدم سید مرتضی سیدی
-
وقتی دلم برایت تنگ می شود
یکشنبه 10 مهر 1401 00:28
وقتی دلم برایت تنگ می شود برای هیچ کاری وقت دیگری نمی ماند پرویز صادقی
-
سخن ناب
یکشنبه 10 مهر 1401 00:27
-
تو ماه منی
یکشنبه 10 مهر 1401 00:26
تو ماه منی ماه من با تسبیحی از عاجِ ستارگان که گِرد صدای تو میچرخد تو ماه منی ماه من که برگهای کاج سوزنت میزنند در آب رود با قطرههای قلب سِحرانگیز صیقلخورده با رویا و بلور تو ماه منی ماه من؛ بوسهای که میشکافد شب درد ر ا. حسین صداقتی
-
عاشق نبودی حال شیدا را نمی فهمی
یکشنبه 10 مهر 1401 00:25
عاشق نبودی حال شیدا را نمی فهمی بی خوابیِ شبهای تنها را نمی فهمی دیوانگی هم عالمی دارد نمی دانی ! وقتی که عاشق نیستی ما را نمی فهمی فصل بهار از شوق گلها رنگ و بو دارد اما تو این حسِ دل آرا را نمی فهمی دریا نبودی تا بدانی راز موجش را احساس گرم لمس شنها را نمی فهمی تو شب نبودی تا بدانی صبح یعنی چه خورشید عالمتاب و گرما...
-
قهرمان دوی سرعت بودم
شنبه 9 مهر 1401 10:30
قهرمان دوی سرعت بودم وقتی برگشتم همه ی دونده ها به آرزوهای من رسیده بودند من برده بودم که ببازم فرزانه کوتی
-
هر روز عاشقانه تر مینویسمت...
شنبه 9 مهر 1401 10:29
هر روز عاشقانه تر مینویسمت... تا تمام مردان این سرزمین... تب کنند در حسرت... معشوقه ای... شبیه تو... سهیل ساسان
-
حضرت پاییز
شنبه 9 مهر 1401 10:29
-
در زندگانی من
شنبه 9 مهر 1401 10:27
در زندگانی من نه جمله ی معترضه باش و نه فاصله ی میان دو جمله تو تمامی زندگی منی نقطه ی آخر خط و تنها کلمه در آغاز خط: دوستت می دارم (غاده السمان)
-
آسمان هم به اشکِ چترها ایمان آورد
شنبه 9 مهر 1401 10:25
آسمان هم به اشکِ چترها ایمان آورد چشمانت به چشمانم نه !! آرمان پرناک
-
دلتنگی
شنبه 9 مهر 1401 10:24
-
تعریف زیبایی تو با شعـر هـم ممکـن نبود
شنبه 9 مهر 1401 10:23
تعریف زیبایی تو با شعـر هـم ممکـن نبود تا اینکه از گل واژه ها بیت المقدس ساختم پیام قاسمی
-
به قبیله اجازه نمی دهم
شنبه 9 مهر 1401 10:23
به قبیله اجازه نمی دهم که در کار من و تو دخالت کند چرا که قبیله ی من، تویی! (سعاد الصباح)
-
امیدواربودن
شنبه 9 مهر 1401 10:21
-
گفتم مالک پر جمعیت ترین قلب جهانم...
شنبه 9 مهر 1401 00:00
گفتم مالک پر جمعیت ترین قلب جهانم... باور کن... اغراق نیست جانم... جهان من یعنی "تو"... سهیل ساسان
-
عقلم از عشقت گریزان است اما دل،
جمعه 8 مهر 1401 00:41
عقلم از عشقت گریزان است اما دل، واژه را برعکس می خواند پاسخ "سرد" تو را هم "درس" میداند. اصغر_بهرامی
-
در اعماق سیاهچاله ای
جمعه 8 مهر 1401 00:39
در اعماق سیاهچاله ای که پیچکهایش درهم تنیدهاند, به دیواری نامرئی, پوست ما پیوندی دارد ناگسستنی. و در ورای کشش سیاهی جهانمان ناباورانه از این پیوند خونی, در حجم سینه هایمان عشق و نور جوانه میزند. از خورشید نگاهمان کهکشانی متولد می شود, از آسمان دست هایمان بذر ستاره می روید. و دیری نخواهد گذشت که سیاره ها را در...
-
حالِ خرابِ حضرتِ پاییز، مالِ من
جمعه 8 مهر 1401 00:37
-
نکند مهر دلت با دل من سر برسد
جمعه 8 مهر 1401 00:33
نکند مهر دلت با دل من سر برسد نکند قصه ی عشق تو به آخر برسد بیقرارم که تورا باز درآغوش کشم مثل آن گم شده طفلی که به مادر برسد منم آن کهنه شرابی که تو پروده ای اَش در تنت ریز مرا تا که به ساغر برسد چشمِ تو مایه ی آرامش و مستی من است نگهم کن که دلم باز به باور برسد دل من در هوس دیدن تو بی تاب است وای از آن روز که پاییز...
-
رویا هایم هیچ گاه بیست نشد
جمعه 8 مهر 1401 00:31
رویا هایم هیچ گاه بیست نشد تجدید پی در پی از نو این بار پُست می کنم پستچی بخواند شاید مقصد بداند ؟ رضا شاه شرقی
-
حال خوب
جمعه 8 مهر 1401 00:30
-
عاشقت گشتم بدان ای مهربان
جمعه 8 مهر 1401 00:29
می شود با من بمانی هر زمان معنی اسمت مرا دیوانه کرد سرنوشت مارا بهم وابسته کرد با صدایت دل چه سازی می زند موج عشقم دل به دریا می زند منتظر ماندم که کی بینم تورا گو ببینم لایقم بینم تورا مهربانی را تو یادم داده ای عشق من را در دلت جا داده ای بوی عطرت بر مشامم می رسد روزی آید این جدایی سر رسد زندگی را با تو معنا میکنم...
-
از گذشته بگذر
جمعه 8 مهر 1401 00:28
از گذشته بگذر به آرامش می رسی فرزانه کوتی
-
هم نوای باد وباران
جمعه 8 مهر 1401 00:27
-
از دوری و اجبار از تنهایی ممتد
جمعه 8 مهر 1401 00:25
از دوری و اجبار از تنهایی ممتد چیزی نگو بنَشین برایت چای آوردم فرزانه کوتی
-
حال خوب
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:04
-
' تو ' یک واژهٔ ۲ حرفی ست
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:03
' تو ' یک واژهٔ ۲ حرفی ست که در باره اش تا آخر دنیا می شود حرف زدُ نقطهٔ پایانی آن 'ادامه دارد' باشد پرویز صادقی
-
برای این که بدون تو بتوانم...
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:02
برای این که بدون تو بتوانم... باید خودم را می بردم به قبل از تو نمی توانستم دوباره بمیرم فرزانه کوتی
-
از آن گه که قامت رعنایت بدیدم
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:02
از آن گه که قامت رعنایت بدیدم قبله ام کج شده و قبله نما بیتاب ست سوی کوی تو , دائم , قائم بر نمازم زینهار که پریشانم و حالم خراب ست قد قامت چشم تو , حی الا لب تو عبادت روی تو , عین صواب ست سجده می کنم بر خاک کوی تو نام تو, در ذکر سجودم خطاب ست نظری کن به این بنده حیرانت گرمی آغوش تو,مرا محراب ست مدهوشم از میخانه چشمان...
-
حضرت پاییز
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:01