-
بین خودمان باشد
دوشنبه 4 مهر 1401 01:55
بین خودمان باشد من تمام شعرهایم را از روی دستِ خیال تو می نویسم نگذار کسی بفهمد من شاعر نبوده ام بین خودمان باشد پرویزصادقی
-
با نگاهی ساده /
دوشنبه 4 مهر 1401 01:54
با نگاهی ساده / غرق شدم در مردمک چشمان سیاهت آری / به سادگی همین شعر عاشق شدم نیماهوشمند
-
در درونم دارد این دل باز عاشق می شود
دوشنبه 4 مهر 1401 01:28
در درونم دارد این دل باز عاشق می شود شهروند شهر رویایی سابق می شود تا نگاهت می کنم لبهای من با خنده ای بر غزلخوانی چشمان تو لایق می شود ماهی قلبم درون تنگ تنهایی خود باز با یاد تو عاشق مثل وامق می شود راهی دریای پر عمق نگاهت می شوم دستهای تو برایم لنج وقایق می شود ساعتم سرگیجه میگیرد بدون عطر تو عطر تو می پیچد و مست...
-
پاییـــــــــــز که بیاید
دوشنبه 4 مهر 1401 00:18
-
حال که از سادهترین چیزها متاثر میشوی،
دوشنبه 4 مهر 1401 00:11
حال که از سادهترین چیزها متاثر میشوی، بسی رنج خواهی برد دوستِ من، این جهان با آدمهای بسیار حساس، سر سازگاری ندارد. غادةالسمان
-
خواب دم صبح
دوشنبه 4 مهر 1401 00:10
خواب دم صبح آرامش پس از آزادی، آی عشق! سری به خانه من نزدی ومن سالهاست در انتظار تو تمام دلتنگی هایم را در آسمان خوابهایم، قطره قطره بر شیار گونه ام می بارم... سید مجید حسینی
-
سنگی پرتاب کن!
یکشنبه 3 مهر 1401 10:27
سنگی پرتاب کن! زخمی نمیشود روحِ رودخانهایام. (مریم اسحاقی)
-
پرهیزکن
یکشنبه 3 مهر 1401 10:26
-
از بهار تقویم می ماند
یکشنبه 3 مهر 1401 10:24
از بهار تقویم می ماند از من استخوان هایی که تو را دوست داشتند. (الیاس علوی)
-
سکوتِ پنجره
یکشنبه 3 مهر 1401 10:22
سکوتِ پنجره حنجره ای ست که در نهایتِ شب گشوده می شود (حسین سعیدی)
-
باشهدا
یکشنبه 3 مهر 1401 10:21
-
دوست دارم جایی بروم
یکشنبه 3 مهر 1401 10:21
دوست دارم جایی بروم دوستانم را ملاقات کنم اما هر بار بهانه ای برای نرفتن و ماندن در خانه پیدا می کنم دوست دارم به خیلی ها بگویم دوستت دارم اما به چشم هاشان که نگاه می کنم ناخواسته سکوت می کنم دوست دارم ساعت ها با خدا سکوت کنم اما مدام در گوشش پچپچ می کنم و با گلایه هایم حوصله اش را سر می برم خسته اش می کنم دلم برای...
-
تسلیت
یکشنبه 3 مهر 1401 10:19
-
بیهوده سرک می کشی
یکشنبه 3 مهر 1401 10:18
بیهوده سرک می کشی سپیدار بلند بسا پرنده ها که باز نمی آیند (سیروس نوذری)
-
همه ی شهرهای دنیا
یکشنبه 3 مهر 1401 10:16
همه ی شهرهای دنیا در نقشه ی جغرافیا به نظرم نقطه های خیالی اند مگر یک شهر شهری که در آن عاشق ات شدم شهری که بعد از تو وطنم شد... (سعاد الصباح)
-
پاییز
یکشنبه 3 مهر 1401 10:15
-
وقتی تو را دوست می دارم
یکشنبه 3 مهر 1401 10:12
وقتی تو را دوست می دارم بارانی سبز می بارم بارانی آبی بارانی سرخ بارانی از همه رنگ از مژگانم گندم می روید انگور انجیر ریحان و لیمو وقتی تو را دوست می دارم ماه از من طلوع می کند و تابستانی زاده می شود و چشمه ها سر شار می شوند وقتی به قهوه خانه می روم دوستانم گمان می کنند که بوستانم (نزار قبانی)
-
ایران
یکشنبه 3 مهر 1401 10:11
-
با هم در قهوه خانه بودیم
یکشنبه 3 مهر 1401 10:08
با هم در قهوه خانه بودیم و من در فنجان قهوه می نوشیدم: نگاه ها و لطافت هایت را آنگاه که زن فالگیر آمد و کف دست مرا گرفت تا طالعم را بخواند و من به او گفتم: طالعم را بخواند: اما در کف دست تو! (غادة السمان)
-
دلتنگی های آدمی را
یکشنبه 3 مهر 1401 10:06
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند. سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده. در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من. (مارگوت بیک
-
نخ نما شده انتظار دیدارت
شنبه 2 مهر 1401 03:00
نخ نما شده انتظار دیدارت دگر, تار وپود قسمت استحکام نمی بخشد, وصالت در آن سوی خیال دلتنگی هایم, پس می زند اشکان به راه نشسته را, تو, آنقدر بر دلم, شعله ی مهرت نتابید که فراموشم شد خورشید روزگار در هم منی اعظم حسنی
-
پشت به پنجره
شنبه 2 مهر 1401 02:58
پشت به پنجره در تنهایی تو با بودنت حرفی نیست سکوت می شکند شیشه ها را هجوم تند نسیم بیدار می کند حجم متراکم غصه ها را می شکند دیواره های نازک دل وقتی می داند که از اول نبوده ای نبودنت یک درد چگونه نبودنت بی پایان شماره می کند دردهایم را عبدالله عمیدی
-
این آسمان ها را بگیر و بیا
شنبه 2 مهر 1401 02:57
-
وقت رفتن تمام دلتنگی ام را در دل اناری کاشتم.
شنبه 2 مهر 1401 02:57
وقت رفتن تمام دلتنگی ام را در دل اناری کاشتم. به امید روزی که هر دانه اش هزار دانه گردد و دل پر خونش , سینه را چاک دهد, از دلتنگی آنگاه باز خواهم گشت برای چیدنش و از خونِ دل , دست شستنَش. چی ماه بخشنده
-
گاه طعمی می ماند
شنبه 2 مهر 1401 02:56
گاه طعمی می ماند می نشیند کنج لبت راه می بندد بر هر طعمی ـ طعم ها حسودند! ـ می دانم دهانم لبانم . . طعم تو می ماند گَس رضا پریشان
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 2 مهر 1401 02:55
-
دو خط سکوت برایت می نویسم
شنبه 2 مهر 1401 02:54
دو خط سکوت برایت می نویسم می دانم که آن را هم نخواهی خواند نه آن دو خط را و نه همه این دفتر خاطرات که بوی تو از هر ورقش زبانه می کشد خیلی راه دوری نیست تا بودن تو در همین حوالی هر روز خانه ات پیداست در میان چراغانی شهر باز خانه ات را می بینم این نامه آخر است فقط دو خط سکوت نوشتم احسان ناجی
-
چگونه تو را به دست بیاورم؟
شنبه 2 مهر 1401 02:53
چگونه تو را به دست بیاورم؟ چگونه؟! در کنج کدام دل نشسته ای رویای من مرا ببین چشمانم افسونگری را از بر است دریغا تو را گم کرده ام سالهاست چشم به راه نشسته ام که لحظه من و تو فرا رسد... چگونه تو را به دست بیاورم؟ چگونه؟! مریم_سپهوند
-
حال خوب
شنبه 2 مهر 1401 02:52
-
زیبای پر احساس کنار تو
شنبه 2 مهر 1401 02:48
زیبای پر احساس کنار تو ساحل امن و آرام ای دامنت پر یاس کنار تو لحظه شور و فریاد ای تو برای من خاص کنار تو تابش نور لای ابرها ای عشق تو بیهمتا کنار تو حوض بلور از آب ای رمز و راز هستی کنار تو گلهای سرخ و شاداب مهرداد درگاهی