-
و قلم افتاد
پنجشنبه 7 مهر 1401 11:00
و قلم افتاد برای این همه درس جبر و هندسه از بس تراشیدم و استاد فریاد می زد : گوش کن من چه می گویم چشم ستاره کور شد رویا قرنطینه بر چهره محبوب فرو پاشید جوهر ِ هستی... و کوله پشتی ام افتاد در خیابان خیال از شانه های افتاده از غم یک قدم مانده به دست های گرم تو باز شد و افتاد نرسیده به آغوش یک جبر از تمام زوایای قطرهای...
-
من به پایان زمستانی
پنجشنبه 7 مهر 1401 10:59
من به پایان زمستانی چنین سوزنده و سر سخت, خوشبینم من نوید یک بهار سبز را در رستن صدها جوانه زیر تاریکای ِ برف ِ شاخسار ِخشک می بینم.. ایمان روشندل
-
راه افتادم راه برخاست
پنجشنبه 7 مهر 1401 10:58
راه افتادم راه برخاست هوشیار شد آرام, آرام مرا به زمین زد! غلامحسین افراس
-
بیاو این خانه را آباد کن
پنجشنبه 7 مهر 1401 10:56
-
به این دنیا آمدم
پنجشنبه 7 مهر 1401 10:55
به این دنیا آمدم تا دلتنگی روی زمین نماند پری کوتی
-
بیا با هم خوب گفتگو کنیم
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:33
بیا با هم خوب گفتگو کنیم برای هم نیک آرزو کنیم همیشه حق نیست آن چه پیش تو است حقیقت گم گشته جستجو کنیم دگر حرف مرد یک کلام نیست بیا با لحن زنانه خو کنیم به عمق این فاصله ها نگاه کن بیا فرش پاره را رفو کنیم برای حفظ طنین یک سرود به حوض آبی بیا وضو کنیم عباس رحیمی
-
حال خوب
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:32
-
باز پاییز میرسد از راه
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:31
باز پاییز میرسد از راه من هستم چشم به راه تو جان من باز میشود آرام باز هم به عشق نام تو می شود گرم خاطر قلبم با قدم هایم به سوی تو باز عشق میشود جریان با دیدن روی ماه تو بهاری شد پاییز این قلبم از بهار سبز چشمان تو علی قهرمانی
-
دلم خون شد از این افسرده پاییز
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:29
دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه ی درد است و با دل کار دارد فریدون مشیری
-
هر مرد یک بار برای همیشه عاشق می شود
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:28
هر مرد یک بار برای همیشه عاشق می شود و تا همیشه در انتظار می گیرد و همیشه ی او همیشه ی بی پایانی ست سعید سبک رو
-
تو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزی
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:26
تو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزی چو میپیچد میان شاخههایت هوی هوی باد به گوشم از درختان های های گریه می آید مرا هم گریه میباید؛مرا هم گریه میشاید مهدی سهیلی
-
پاییز رسید! , شعرمن لرزید...
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:21
پاییز رسید! , شعرمن لرزید... ... .. قلم افسرده شده , روی دفتر جوهر پس داده... ... .. شاعر کجاست؟ , در کوچه خاطرات حلق آویزشده... ... .. علی تعالی مقدم
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:20
-
در آغوشِ
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:19
در آغوشِ این سکوت حزین... هنوز یاد تو سرمایهی حیات... من است..
-
مگر شعر هم میمیرد؟
چهارشنبه 6 مهر 1401 10:18
نمی دانم! , ولی خشک میشود چشمه جوشان روزی سراب میشود در دشت سبز عشق سراب خاطرات نمایان میشود هرجا کهبنگری خیال است خاطره است رویاست ... .. . علی تعالی مقدم
-
یاضامن آهو
سهشنبه 5 مهر 1401 00:12
-
زندگی دقیقا
سهشنبه 5 مهر 1401 00:12
زندگی دقیقا همان جایی شروع میشود که یک نفر میخندد و خنده او با دیگران فرق دارد … "علی رجبی"
-
بگذار بعد از تو تمام آدمها را با تو مقایسه کند
سهشنبه 5 مهر 1401 00:11
وقتی قرار است از زندگی کسی خارج شوی؛ با شکوه چون رنگینکمان برو ... بگذار بعد از تو تمام آدمها را با تو مقایسه کند بگذار عیار خوبیها شوی! یقین بدان بعد از تو کسی به چشمش نخواهد آمد، و این تنها جزای آدم قدرناشناس است... "نسرین بهجتی"
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 مهر 1401 00:10
هر روز میرسم لب این سالخورده رود بــا کـوزهای کـه بشنـوم از آبها سرود تقسیم میکنم عطشم را به ماهیان مـیریزم التهاب دلم را میان رود ایـن رود خــاطرات مـرا تازه میکند یادش بخیر تلخی آن روز، صبح زود بــاران گـرفته بـود و تـو بــا چتر آمدی گلهای سرخ بر سر راهت شکفته بود روی سر تو چرخ زنان بال میزدند گنجشکهای...
-
تسلیت
سهشنبه 5 مهر 1401 00:09
-
بارها دلم خواسته است
سهشنبه 5 مهر 1401 00:08
بارها دلم خواسته است بروم به قهوه خانه روستایی دور خیره شوم به جماعت و ناگهان بپرسم از آنها: برادران! قبل از کشت تنباکو پیش از کشف توتون پدرانمان چه می کردند با اندوه هایشان... "حسن آذری"
-
گل را تو گل گفتی و
سهشنبه 5 مهر 1401 00:07
گل را تو گل گفتی و گل، گل شد؛ ورنه گل گیاهی بیش نبود! حجت سوری
-
پاییز
سهشنبه 5 مهر 1401 00:05
-
زمستان بهانهاند
سهشنبه 5 مهر 1401 00:04
باران باد برف زمستان بهانهاند این خانه را نبودن تو سرد میکند "آزاده سیاحپور"
-
انتظار
سهشنبه 5 مهر 1401 00:02
-
قلعهات را از خانه سفید بردار
سهشنبه 5 مهر 1401 00:00
قلعهات را از خانه سفید بردار بگذار نزدیک وزیرت فیل سیاه را کج کن به سمت راست تمام پیادههایت را بفرست جلو حالا ملکه زیبای من یک قدم که جلو بگذاری شاه درماندهای در محاصره کامل تو است.. کیشم نکن وقتی این همه مات توام "کاظم خوشخو"
-
صبح یعنی
دوشنبه 4 مهر 1401 10:34
صبح یعنی وسطِ قصه تردیدِ شما، کسی از در برسد نور تعارف بکند ... سهراب سپهری
-
منطقِ پاییز
دوشنبه 4 مهر 1401 10:34
منطقِ پاییز مثل بیمنطقیِ زنی ست که وقتی دارد از زندگی مردی می رود موهایش را رنگ میکند کامران رسول زاده
-
بعضی ها شعر می گویند چون شاعرند
دوشنبه 4 مهر 1401 10:32
بعضی ها شعر می گویند چون شاعرند من چون نتوانستم دردهایم را روی بوم نقاشی کنم شاعر شدم من شعر می گویم چون تنها هستم نیماهوشمند
-
وزیدن گرفتهست باد خزان
دوشنبه 4 مهر 1401 10:30
وزیدن گرفتهست باد خزان به گوش آید از دور داد خزان گل و سبزه و برگهای قشنگ مباشید غافل ز یاد خزان نخواهد ز بین شما هیچ یک برد جان بدر از جهاد خزان به سویی فتد هر یک از جمعتان ز توفان تند ز یاد خزان کنونی که هستید بر شاخهها به دور از گزند و عناد خزان از این بزم جانبخش سودی برید که محوش کند انجماد خزان مهدی رستادمهر