-
قول دادم که پنجاه بار تو را ذبح کنم
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:07
قول دادم که پنجاه بار تو را ذبح کنم اما وقتی پیراهن آغشته به خونم را دیدم مطمئن شدم که خودم ذبح شدم مرا جدی نگیر وقتی عصبانی میشوم... وقتی از کوره در میروم... وقتی آتش میگیرم... وقتی خاموش میشوم من از شدت صداقت دروغ میگفتم و خدا را شکر که دروغ گفتم. "نزار قبانی
-
غروبِ که,
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:06
غروبِ که, در شهرم ریشه میدواند؛ بذرِ خیالت را میپاشم... حالا دارمت! لیلا طیبی
-
شازده کوچولو گفت:
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:06
شازده کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه گل گفت مث چی؟ شازده کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بیقراره و کاری نمیکنی... "آنتوان دوسنت اگزوپری"
-
من دیوانه را دیوانه تر کن مثل گیسویت
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:05
من دیوانه را دیوانه تر کن مثل گیسویت رها کن پشت سر در خوشه ای از خرمن مویت چه میشد بامدادی همدل و همراه هم باشیم تو جان از من بگیری من سری در شیب بازویت شبی در آسمان من بریزی نقره از ماهت برقصم لحظه ای در پیچ و تاب موج سوسویت به پیش هر نسیمی که بیابان زیر پا دارد بگیرم عطر و بوی گوشه های برج و بارویت تو کفتر چاهی جلدی...
-
حکایتِ منِ دور از تـــــو مانده
شنبه 1 بهمن 1401 08:24
حکایتِ منِ دور از تـــــو مانده اینگونهست: خُمار و خستهام و نیست قطـــرهای در خم ....!! حسین_دهلوی
-
زمستان
شنبه 1 بهمن 1401 08:23
-
چه رویای محال و غم انگیزی
شنبه 1 بهمن 1401 08:23
چه رویای محال و غم انگیزی بود, که اگر هزار شب هم از چیدن اولین بوسه مان بگذرد باز دلت بی قرار بودنم میشود. لعیا_قیاثی
-
مُردناز شوقِتو ایحضرت دلدار کم است
شنبه 1 بهمن 1401 08:21
مُردناز شوقِتو ایحضرت دلدار کم است با خـیال تو شدن از هـمه بیـزار کم است ذوقِ وصـلِ تو مـرا کُـشت هزاران دفـعـه مردناز ذوقِ رسیدن به تو یکبار کم است مـیل دارم کـه دلـم را بـه تـو تقـدیم کنم همه باشند به غیر از تو خریدار کم است ای کـه با یـک نظـرت رام کـنی عـالـم را بیـقـرارِ تـو شدن تا دمِ دیدار کـم است عمرِ...
-
به هوای تو دل از غیر بریدن چه خوش است
شنبه 1 بهمن 1401 08:18
به هوای تو دل از غیر بریدن چه خوش است عاشقانه غزل ناب شنیدن چه خوش است با تو در کلبه ی برفی وسط جنگل دور عشوه ی چشم قشنگ تو خریدن چه خوش است تو بخندی و من از زمزمه سرشار شوم عشق را در نفس پنجره دیدن چه خوش است چای آلاله و آتش به دل شومینه نقش لب های تو با عشق کشیدن چه خوش است آتش عشق فروزان و تو چون پروانه بی هوا در...
-
شبان آهسته می گریم
شنبه 1 بهمن 1401 08:10
شبان آهسته می گریم که شاید کم شود دردم؛ تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید... مهدی_اخوان_ثالث
-
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ،
شنبه 1 بهمن 1401 08:09
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است ...! سهراب_سپهری
-
حال خوب
شنبه 1 بهمن 1401 08:08
-
آشیانه
شنبه 1 بهمن 1401 08:05
وانمود می کنی که دیگربرایت مهم نیستم امّا به گریه هایم که می خندی دوستت دارم هایت را می شنوم نگران نباش پرنده ای که رها کرده ای غروب نشده به آشیانه برمی گردد حتّی اگر شکارچی ها قلبش را نشانه بروند شانه هایت را با تمام دنیا عوض نمی کنم می خواهم موهایم را کوتاه کنم مویی را که قرار نیست تو ببافی شانه می خواهد؟ آن قدر...
-
عشق شادی ست، عشق آزادی ست
شنبه 1 بهمن 1401 08:03
عشق شادی ست، عشق آزادی ست عشق آغاز آدمیزادی ست عشق آتش به سینه داشتن است دمِ همت بر او گماشتن است عشق شوری زِ خود فزاینده ست زایشِ کهکشان زاینده ست تپشِ نبضِ باغ در دانه ست در شبِ پیله رقص پروانه ست جنبشی در نهفت پردهی جان در بن جان زندگی پنهان . زندگی چیست؟ عشق ورزیدن ! زندگی را به عشق بخشیدن . زنده است آن که عشق...
-
حوصله ی ِپیله پروانگی ست
جمعه 30 دی 1401 08:39
حوصله ی ِپیله پروانگی ست سهم ِتو چیست؟ صبوری تا از پیله رَستن یا خزیدن و کرم ماندن؟ نیلوفرثانی
-
من سفر را
جمعه 30 دی 1401 08:37
من سفر را به التهاب ِدردمند ِدوباره دیدنت میخواهم .. نیلوفرثانی
-
مـــــا یک جمعیتیم ، کـــــه تنهاییــــم
جمعه 30 دی 1401 08:36
یادم بماند که مــــــن تنها نیستم مـــــا یک جمعیتیم ، کـــــه تنهاییــــم کتایون آموزگار
-
سال ها نگران دل آدم برفی ها بودیم
جمعه 30 دی 1401 08:31
سال ها نگران دل آدم برفی ها بودیم و چشم دوخته بودیم به دستان خورشید که دیرتر طلوع کند تا زمستان برای هیچ شالگردنی نفرت انگیز نباشد؛ کبوتران سرما زده ی روزهای برفی هم شبیه ما بودند در پی عبور از روزهای سخت و دل به جاده ای سپردیم که به غربت می رسد انگار پاهای یخ زده واژه ها توان راه رفتن نداشتند میان هجوم کوچ پرندگان...
-
انتظار
جمعه 30 دی 1401 08:24
-
برای عشق واژه کم ست
جمعه 30 دی 1401 08:20
برای عشق واژه کم ست جائی می رسد که از کلام سبقت می گیرد لب ها توقف می کنند و احساس بازیگر میدان می شود آنجا که هیچ کس حتی باران هم نمی داند پایانش کجاست پرویز صادقی
-
شعرهایم پیچیده شد به عطرِ تو
جمعه 30 دی 1401 08:16
شعرهایم پیچیده شد به عطرِ تو وقتی که دستم پیچیده شد لای موهایت تو اما چه باورنکردنی مرا پیچاندی! و شعرهایم , بی چاره! پیچیده شده اند به درد... علی رضا عزتی
-
حال خوب
جمعه 30 دی 1401 08:07
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 دی 1401 07:53
هرچه میبینم آبی ست دریای پیش روی چشمانم یا... دریای پیش رو چشمانت فرقی ندارند هردو غرقم خواهند کرد. "اکبر سامی"
-
تو را که نه،
جمعه 30 دی 1401 07:50
تو را که نه، ولی یک نفر را که میگفت تار مویم را با دنیا عوض نمیکند ؛ گم کردم... "فاطمه جوادی"
-
همیشه نمیشه زن ها رو با پول شاد کرد
جمعه 30 دی 1401 07:48
همیشه نمیشه زن ها رو با پول شاد کرد با ارزشترین هدیه که میشه به یک زن داد ؛ تـوجه است توجّهــی مداوم....! #پائولو_کوئیلو
-
این بخشی از زنده بودن است،
جمعه 30 دی 1401 07:47
این بخشی از زنده بودن است، هر کدام از ما چیزی را از دست میدهیم که برایمان عزیز است؛ فرصتهای از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمیتوانیم برشان گردانیم... این بخشی از آن چیزیست که به آن میگویند زنده بودن... #هاروکی_موراکامی
-
در غیاب تو
پنجشنبه 29 دی 1401 08:08
در غیاب تو گفتگو دارم با تو، در حضورت گفتگو با خویش... #عباس_کیارستمی
-
من برگ گلم باغ شبستان من است
پنجشنبه 29 دی 1401 08:07
من برگ گلم باغ شبستان من است وآن بلبل خوش لهجه غزلخوان من است نوباوهٔ شب که شبنمش می خوانند هر صبح به نیم بوسه مهمان من است "ملک الشعرای بهار"
-
کوچه ها هم شاعر می شوند
پنجشنبه 29 دی 1401 08:07
کوچه ها هم شاعر می شوند وقتی عطر خاطره ی قدم هایت مشام خیال شان را مستانه نوازش می کند "شیلا مسجدی "
-
حال خوب
پنجشنبه 29 دی 1401 08:06