-
ولی انتظار دست گرمای تو دارد تا ابد
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:21
در این زمستان میان برف و سرما یادم آید گرمی دستان تو میکشید از هر طرف یک سرکش دیوانه را تا بداند در میان این جهان او بود مجنون تر از مجنون ها حال من اکنون شبیه باد سرد می گریزد از تمام کوچه ها تا بگیرد یک سراغ از حال تو باز بنشیند کمی بر زلف تو سرد بود این دل کنار حامی تنها ولی انتظار دست گرمای تو دارد تا ابد سید حسین...
-
گفته بودم گر روی تب میکنم
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:20
گفته بودم گر روی تب میکنم یک دو روزی بعد تو دق میکنم گفته بودم ترک دنیا می کنم جان ناقابل فدایت میکنم زنده ماندم بعد تو ,کامم ولی تلخ تر از زهر افعی می کنم می گزارم رنگ مشکی بر سرم تا ک پنهان زلف برفی می کنم پیر گشتم در جوانی ام ولی روز و شب سر با خیالت می کنم گاه گاهی یاد ما کن ای پری درد دوری را تحمل می کنم امیر...
-
حال خوب
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:19
-
باز از طره گیسوی تو مجنون شدم
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:18
باز از طره گیسوی تو مجنون شدم قطره ای خون به رگم بود و چه دلخون شدم سیرت پاک تو ارامش دل گشت و باز صورت عشوه گرت دیدم و مجنون شدم آنچنان ناز دو چشمت به دلم لرزه فکند که چو برقش به دلم خورد بسی دون شدم محمدمهدی شایان فر
-
وقتـی که سیــم حکــم کـند، زر خــدا شـود
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:18
وقتـی که سیــم حکــم کـند، زر خــدا شـود وقتــــی دروغ داور هـــــر مــــاجــــــرا شـــود وقتـــی هـوا، هـوای تنفس، هــوای زیست، سرپوش مـرگ، بــر ســر صــدها صــدا شود وقتـــی در انتــظار یکـــی پـــاره اســتـخـوان هـنگـــامـــهای زجــنبـش دُم هـا بپـــا شـود وقتی به بوی سفرهی همسایه، مغز و عقل بــی اختـیـار...
-
چه کنم؟
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:16
چه کنم؟ دل به که بندم؟ به کجا روی کنم؟ باز گو ای به کنار دگری خفتهی من +سیمین بهبهانی
-
بلبلی گفت که تسبیح تو را کرده غزل
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:15
خلقت از کوثر لبخند تو آغاز شدست با کلید تو دَرِ گنجهی حق باز شدست از بهشت آمدهای تاج پیمبر بشوی حضرت ختم رسل با تو سرافراز شدست همه دیدند به فرمان نبی معجزه شد غافل از اینکه به دستان تو اعجاز شدست بلبلی گفت که تسبیح تو را کرده غزل قمریان شاد که تسبیح تو آواز شدست کهکشانها همگی حول شما میگردند عشق رازیاست که با...
-
از ﺁنان ﻛﻪ ما را ﺩﺭ ﻧﻴﻤﻪ ﯼ ﺭﺍﻩ
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:08
از ﺁنان ﻛﻪ ما را ﺩﺭ ﻧﻴﻤﻪ ﯼ ﺭﺍﻩ ﺳﺮﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺗﺎ ما ﻫﻢ به ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﯿﻢ. - محمود درویش
-
یاضامن آهو
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:06
-
بهترینم♥️
سهشنبه 4 بهمن 1401 08:06
بهترینم♥️ هر روز تو زیباتر اتفاق می افتی! و من دوست داشتنت را از نو شروع می کنم.. فرشته_رضایی
-
در من چیزی کم بود
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:18
در من چیزی کم بود و در این زندگانی هم چیزی کج بود میان ما و این زندگانی یک چیزی گنگ ماند ما دیر آمدیم، یا زود؛ هرچه بود به موقع نیامدیم…! #محمود_دولت آبادی
-
خرافات
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:17
ذهن نابالغ وقتی توجیه منطقی پیدا نمیکند، دست به دامن خرافات میشود. # کتاب شرلوک هولمز علیه دراکولا
-
من پر از نورم و شن
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:16
من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت پرم از راه، از پل، از رود، از موج پرم از سایه برگی در آب چه درونم تنهاست سهراب سپهری
-
کاری به رفتنت ندارم...
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:15
کاری به رفتنت ندارم... نمیخواهم بدانم تویی که انقدر ادعای وفاداری داشتی چرا بیخبر رفتی... کاری ندارم به بد شدنت وسط خوب بودن هایمان... فقط این را بدان در دنیای من دیگر جایی برای بودنت نیست.... تنها که شدی به دنبالم نیا.... سراغم را نگیر... از همان راهی که رفته ای برنگرد.... "اینجا دیگر کسی منتظرت نیست"...
-
یاضامن آهو
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:08
التماس دعا
-
بدون عشق موسیقی وجود ندارد،
دوشنبه 3 بهمن 1401 08:07
بدون عشق موسیقی وجود ندارد، بدون موسیقی، رویایی در کار نخواهد بود و بدون رویا، افسانه ای در کار نیست و بدون افسانه ها، از شجاعت خبری نیست و بدون شجاعت، هیچ کس قادر نیست بار غم را به دوش بکشد... +فردریک بکمن
-
بهــــــــــــــار تویی
دوشنبه 3 بهمن 1401 07:57
بهــــــــــــــار تویی که درخت خشکیده دهانم با آمدنت شکوفه سیب داد جبارفتاحی(رستا) *بهار تویی*
-
داد را در نای خود مجنون کنم
دوشنبه 3 بهمن 1401 07:43
داد را در نای خود مجنون کنم گوش عالم از غمش محزون کنم میزنم آتش به هیزم های دل جسم بی روح ستم افسون کنم عشق خفته بدل سرد زمین با صدای ناله ام بیرون کنم دٌر هستی که شده گم در زمین من برون از گنجه قارون کنم شد بنفشه زین شجاعت در عجب من همانم قلب شب در خون کنم فاطمه آقاخانی نژاد
-
حلول ماه رجب
دوشنبه 3 بهمن 1401 07:40
-
*تفهیم اتهام*
دوشنبه 3 بهمن 1401 07:31
در این محاکمه تفهیم اتهامم کن سپس به بوسۀ کارآمدی تمامم کن اگرچه تیغ زمانه نکرد آرامم، تو با سیاست ابروی خویش رامم کن به اشتیاق تو جمعیتیست در دل من بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن شهید نیستم اما تو کوچۀ خود را بهپاس این همه سرگشتگی به نامم کن شرابِ کهنه چرا..؟ خون تازه آوردم اگر که باب دلت نیستم، حرامم کن لبم به جان...
-
خردیگه
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:19
-
رو ندهید به غصه هایتان...
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:18
رو ندهید به غصه هایتان... رو که دادید، کارِتان تمام است... در قلبتان ریشه می کند؛ دَردش می زند به لبانِتان... و از کار می اندازد خنده هایتان را...! ➰حمیدرضا_عبدالهی
-
نمیدانم
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:17
نمیدانم آن یک نفر که همه ی ما نداریمش ! خودش چه کسی را ندارد ... ! . . . مریم قهرمانلو
-
انتظار که چیز بدی نیست ،
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:17
انتظار که چیز بدی نیست ، روزنه امیدی ست در ناامیدی مطلق من انتظار را از خبر بد بیشتر دوست دارم ... . . . عباس معروفی
-
پل
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:16
-
از شاخه ای می پری
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:12
از شاخه ای می پری زنده می شوم می نشینی بر دیگری باز میمیرم سالها در پیله نقاشی کردم سبز و آبی و ارغوانی پرواز را یاد گرفتم زیبا و آرام و بی حرکت شکارم کن! بهمن جهان تیغ
-
صبح که میشود
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:10
صبح که میشود برای کلاغها از عشقمان بگو بگذار یک کلاغ چهل کلاغ شود دوست داشتنمان! دلم میخواهد قصهی من و تو برسد به گوش تمام دنیا ... "حمیدرضا عبداللهی"
-
قول دادم شبها بهت زنگ نزنم
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:09
قول دادم شبها بهت زنگ نزنم و وقتی مریض شدی بهت فکر نکنم و نگرانت نباشم و بهت گل ندهم و دستانت را نبوسم اما شب بهت زنگ زدم و برایت گل فرستادم و میان چشمانت را بوسیدم تا سیر شدم قول دادم که... قول دادم... قول... و هنگامی که خنگیام را فهمیدم، خندیدم. "نزار قبانی"
-
توبه کردم , که دگر عاشق یاری نشوم
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:08
-
بعد رفتنت دیگر عاشق نشدم
یکشنبه 2 بهمن 1401 08:07
بعد رفتنت دیگر عاشق نشدم کوچه ها دیگر شعری نگفتند خاطراتت در لابه لای روزها خیالت در گرد خانه می گشت بعد رفتنت چه شعر ها که دلتنگ نماند چه عاشقانه هایی در پیله ی دل ماند و پروانه نشد بعد رفتنت دوستت دارم هایم را خاک گرفتند بعد رفتنت دیگر دلم بهر کسی دل دل نکرد یک تو در دل ماندی و قاب شدی بعد رفتنت دیگر این دل ,دل نشد...