-
باشهدا
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:47
-
یک گوشه ی چشمت به جهان می ارزد
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:46
یک گوشه ی چشمت به جهان می ارزد کنج قفست به آسمان می ارزد با تو به جهنم بروم.. حرفی نیست آغوش تو هست,بی گمان می ارزد نیلوفر_سلیمانی
-
کوتاه مانده دستِ تمنا در آستین
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:45
کوتاه مانده دستِ تمنا در آستین داریم گریه بیتو چو مینا در آستین تا صبحِ حشر، پردهنشین است همچنان از شرمِ ساعدت یدبیضا در آستین ثابت نمیشود به تو خونِ شهیدِ عشق خنجر به دست داری و حاشا در آستین منت خدای را که در این خشکسالِ دهر دارد کفم ز آبله دریا در آستین روشن چراغِ مسجد و میخانه از من است در دست سبحه دارم و...
-
پنجره ای بر دیوار کشیدم
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:39
پنجره ای بر دیوار کشیدم پرده را کنار زدم تو پشت پنجره بودی ! منوچهر پورزرین
-
انتظارفرج
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:34
-
آنکه میگوید دوستت میدارم
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:33
آنکه میگوید دوستت میدارم خنیاگرِ غمگینیست که آوازش را از دست داده است. ای کاش عشق را زبانِ سخن بود هزار کاکُلی شاد در چشمانِ توست هزار قناری خاموش در گلوی من. عشق را ای کاش زبانِ سخن بود □ آنکه میگوید دوستت میدارم دلِ اندُهگینِ شبیست که مهتابش را میجوید. ای کاش عشق را زبانِ سخن بود هزار آفتابِ خندان در خرامِ...
-
نگاه از صدای تو ایمن می شود
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:31
نگاه از صدای تو ایمن می شود چه مومنانه نام مرا آواز میکنی ... "احمد شاملو
-
صد بوسه به رفتار نکویت ای عشق
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:30
صد بوسه به رفتار نکویت ای عشق ناب است همیشه رنگ و بویت ای عشق وقتی بِرَوی کل جهان بی معناست یک شهر فدای تار مویت ای عشق مهدی ملکی الف
-
خدایاپناه مون باش
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:29
-
با خدا حرف زدن
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:21
-
چاره دلتنگی باران نیست
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:27
چاره دلتنگی باران نیست در آغوش کشیدن ست آخر میدانی؟ ابرها آنقدرها هم شاعر نیستند منوچهر بابایی
-
جاده را پیمودم
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:26
جاده را پیمودم پاهای گردانم می دوید راه کوتاه می شد و دلم آشووووب هر آیینه رسیدن . به مقصد معنی میداد چون تو آنجا بودی هر ابتدای هفته ساحل تاریک بود و سرد اما دستانت گرم بود و با حرارت چشمانم را چهره ات غباری میکرد و لبخندت گره دل باز ماسه ها . سایه ها را در خود محو میکردند تا سایه ها عشق را رنگ دهند ساعت میدوید و شب...
-
زندگی
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:21
-
بگذار زیبایی را معنا کنم
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:20
بگذار زیبایی را معنا کنم جنگی نباشد آسمان؛ گنجشکها را ببیند شهر؛ بوسهها را و بهار؛ رنگِ سبز را… محمدرضانعمت پور
-
از پل چوبی نگاهم
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:19
از پل چوبی نگاهم عبور که میکنی فرو میریزند گل های بابونه از دامن اشعارم عاطفه_عسگری
-
ایستادهام به استقبالت
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:19
ایستادهام به استقبالت کنار جاده جادهای که کز کرده گوشهی اتاقم چقدر این راه طولانیست رابعه_شمس
-
بهار
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:18
-
چه بی انتهاست شعاع کوه
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:17
چه بی انتهاست شعاع کوه در آغوش آفتاب وقتی دست هیچ سایهای به پرتگاه دره نمی رسد فاطمه_امینی
-
در مهربانیِ نگاهت
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:15
در مهربانیِ نگاهت ذوب می شود یخ احساسم با تو می توان آسود در انتهای راهی که به بن بست رسیده است و بالا رفت از دیوار روزمرگی ها و نترسید از آنچه پشت دیوار است! فریبا عرب نیا
-
خبر خوب این است که روزی کسی میآید...
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:12
خبر خوب این است که روزی کسی میآید... در میان روزهای خاکستریتان! دست هایتان را خواهد گرفت؛ گرمتر... صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر... کسی که شبیه به آفتابِ بعد از یک روز برفی، به تن روزهای سردتان میچسبد کسی میاید از جنس محبت که مرهم تمام زخم هایتان میشود و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد کسی...
-
گل
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:10
-
هرچه بیشتر دوست بداری
چهارشنبه 30 فروردین 1402 09:10
هرچه بیشتر دوست بداری کمتر میاندیشی در راه عشق میبایست همهچیز را به فراموشی سپرد « لوئیجی پیراندلو »
-
جاده هاى بى پایان را دوست دارم
سهشنبه 29 فروردین 1402 10:06
جاده هاى بى پایان را دوست دارم دوست دارم باغ هاى بزرگ را رودخانه هاى خروشان را من تمام فیلم هایى که در آن ها زندانیان موفق به فرار مى شوند دوست دارم دلتنگ رهایى ام دلتنگ نوشیدن خورشید در من یک محکوم به حبس ابد پیر و خمیده با ذره بینى در دست نقشه هاى فرار را مرور مى کند رسول یونان
-
گر خشت من و تو
سهشنبه 29 فروردین 1402 10:05
گر خشت من و تو از گل و خاک است هر کجای این جهان که باشم می روید روزی درختی از تن من چه انبوه زیبایی از بذرهای خفته در خاک من از ارزش بی ارزش خود گفتم حتی از کمترین بذر روزی گلی خواهد روئید تا تو تماشایش کنی علی ابرم
-
عجب سکوت بلندی ، عجب تب سردی
سهشنبه 29 فروردین 1402 10:04
عجب سکوت بلندی ، عجب تب سردی عجب حدیث غریبی ، حکایت مردی تو رفته ای که نیایی و حسرتم این است نه می شود که بمیرم ، نه اینکه برگردی نیلوفر جهانگیر
-
بهار
سهشنبه 29 فروردین 1402 10:03
-
ارتفاع خواستنت
سهشنبه 29 فروردین 1402 10:02
ارتفاع خواستنت از قامت انتظار من بلند تر است طلوع کن قلبم آماده ی ظهور یک اتفاق روشن است زیتا رضایی
-
کلیدر
سهشنبه 29 فروردین 1402 09:58
ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻋﻘﺮﺏ ﺑﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ؛ ﻣﺜﻞ ﻋﻘﺮﺏ! ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﻭﺭﻣﯽﺩﺍﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺳﺮ ﻣﺮﮔﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ، ﻣﺪﺍﻡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺰﯾﻢ. ﺑﺨﯿﻠﯿﻢ؛ ﺑﺨﯿﻞ! ﺧﻮﺷﻤﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﻨﮓ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﻢ؛ ﺧﻮﺷﻤﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﻓﻠﺞ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ. ﺍﮔﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺳﻖ ﺑﺰﻧﺪ، ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺗﻦ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ. ﺗﻨﮓ...
-
شاعر روزگار"
سهشنبه 29 فروردین 1402 09:56
شاعری را می شناسم با واژه ها شعر نمی گوید با احساس ناب خویش به بازی نمی گیرد روح سرکش لیلی را ، اشک نمی نشاند بر دیدگان مجنون ، شاعری را دیدم کنار خیابان عدالت شعرهایش را می فروخت ارزان به لبخند عابری بی اعتنا به نگاه ابرهایی که نباریدند آن روز شعرهایش را دوست دارم عجیب طعم زلال مردانگی می دهند نامش را گذاشته اند :...
-
روز ارتش
سهشنبه 29 فروردین 1402 09:54