-
شعر من
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:26
شعر من پرچم سفیدی ست که دلم به نشانهٔ تسلیم برای چشم هایت بالا برده است پرویزصادقی
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:25
-
در این زمین و زمان روزه ام برای تو بود
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:25
در این زمین و زمان روزه ام برای تو بود خدای من همه کارم برای رضای تو بود شبانگاه به سراغم بیا تو ای مه رو هلال روی تو دیدن برای من عید بود امیرحسین جبارزاده
-
دوست داشتم... کسی جایی منتظرم باشد..
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:24
دوست داشتم... کسی جایی منتظرم باشد.. سراغم را بگیرد زنگی بزند... پیامی بفرستد چشم انتظارم باشد... بعد وقتی که مرا دید، بغلم کند مرا ببوید... به چشمانم نگاهی کند و عاشقانه ترین.... جمله ی دنیا را به من بگوید ... چقدر دلم برایت ... تنگ شده بود... خوبی؟ مریم پورعظیمی .
-
بهار
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:23
-
خسته ام،
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:23
خسته ام، آنقدر که باید بهار و تابستان و پاییز و زمستان را بجای من بگذرانی و بعد شمع دیگری بیاوری فوت کنم... نگین_رساء
-
عیدتون مبارک
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:29
-
ماه را؛
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:28
ماه را؛ من بر میدارم, و تو, سبدی ستاره بچین در وعدگاه به کارمان میآید! لیلا طیبی
-
شب های بسیاری که تو را نمیبینم
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:27
شب های بسیاری که تو را نمیبینم وشاید هم نه؛ خاطره حک میکند, سایه ام بر پوست این دیوار... به دلم مینشیند؛ تکثیر این نشاید های شیرین جفت شش تصادفی حضورمان ماریا _انصاری
-
چــه کنم درون ریشم چه کنم با این حکایت
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:26
چــه کنم درون ریشم چه کنم با این حکایت شده ام اسیـر چشمت بـــه کجا برم شکایت تو بــه جای بدسگالی نظری به میل دل کن بـــــه گـدای چشمهــایت بنما کمی عنایت بــه هــوای آشنایی بـــــه امیـــد دلربـایی سرِ کـوی تـــــو بیایم صنما بـــــده رضایت به طلوع بامدادان غم خواب شب به دوشم تو بیا سپیده جانم! کـــه نیاز دل بـه غایت...
-
باشهدا
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:24
-
به که گویم غم هجران تو ای شاه بتان
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:20
به که گویم غم هجران تو ای شاه بتان که دگر می نتوانم کشم این بار گران نه رهی مانده به پیشو و نه رهی مانده به پس چه کنم با غم عشقت منِ بی نام نشان چو برویت نظر افتاد مرا روز نخست به نظر وصل تو سهل آمد و هجرت به گمان خبرام نیست چه سان صید تو صیاد شدم دل و دینم بربودی و ستاندی سر و جان به یکی لحظه شدم کشته ی تیر نگه ات نه...
-
کاش تا برکه شبی ماه، قدم رنجه کند
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:17
کاش تا برکه شبی ماه، قدم رنجه کند گاه چشمک بزند، گاه قدم رنجـــه کند راه را گم بکند کاش کسی سوی دلم کاش یک آدم گمــــراه قدم رنجه کند چشم هایم به در خانه گره خورده، مگر بعد از آن دوری جانکاه قدم رنجه کنــد حسرت و درد دو تا یار قدیمی هستنــد "آخ"میخواست که با "آه"قدم رنجه کند به دلِ پادشــــه مصر...
-
طبیعت هرمزگان
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:17
-
آسمان را باید بوسید!2/2
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:14
آسمان را باید بوسید! در فراسوی ابرهای بی پناه در بحبوحه ی دلتنگی های بی شمار اینجا یک آسمان همیشه؛ بارانی ست.. زینب احمدی
-
آنگاه که آفتاب
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:13
آنگاه که آفتاب خودش را در دل سخره های تاریک بر تیغهء کوه فرو میبرد پیچک ام گلی شگفته بود پیچکی بالا رفته از درخت وجودم دیدم... آفتاب بی رحم در میان شعله هایش چگونه گلش را به آتش کشید اماا وعده سپردم برای اووو سیارهء خواهم ساخت که دیگر... آفتاب پشت نقاب نور گلی پیچکی را نسوزاند فاطمه یوسفی
-
عیدتون مبارک
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:12
صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک
-
ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:08
ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻛﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﻢ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻛﺴﯽ ﺷﻨﻴﺪﻩﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﯽ ﺩﻳﺪﻩﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﻛﻪ ﺗﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻩﺍﻡ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩﺍﻡ ﻧﻪ ! ﺁﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ "ﻋﺸﻖ " ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ" ﺯﻧﺪﮔﯽ " کند محمود_دولت_آبادی
-
خدایاشکرت
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:06
-
روز عید فطر,غم را میدهم بهر زکات
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:05
روز عید فطر,غم را میدهم بهر زکات غم میان مسلک عشاق قوت غالب است محمدمهدی ندری
-
:))))))))))
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:04
-
من در خیالم که تو را میبافم !
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:04
من در خیالم که تو را میبافم ! تار و پود دلم میشکافد گره میافتد به لبم لال میشوم باید بیایی با دست ,نه , با دندان بازش کنی ! شاعرانگی بس است بیا ببوسمت ! نادر داوری
-
دل من در قفس یاد کسی زندانی است
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:02
دل من در قفس یاد کسی زندانی است مقتل دل شده این بزم و نگو مهمانی است چه فضاییست پلنگی شده مقتول غزال عاشقی در ید معشوقه خود قربانی است نتوانم دگر از خنده سرایم شعری چه بگویم که هوای غزلم بارانی است دیده ودل شده بیمار طبیبی ناشی که رها کرد و گمانش تب بی درمانی است سحر آمدنش ثانیه ای بود گذشت شب یلدای فراقش شب بی پایانی...
-
روزمبادا
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:01
عمـــــــری است لبخنـدهایِ لاغـرِ خــود را در دل ذخــیره میکنــم ، باشد بـــرای روز مبـــادا امّــا در صفحههای تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هــــــر چــــــــه باشــــــد ، روزی شبیــــهِ دیـــــــروز روزی شبیهِ فـــردا ، روزی درست مثــلِ همیـن روزهــای ماست امّــا کســــی چــــه میدانــد؟ شـایــد...
-
آنقدر دوستت دارم که
جمعه 1 اردیبهشت 1402 08:59
آنقدر دوستت دارم که یادم نمی آید از کجا شروع شد داستان ما نه شروع دارد و نه پایان .. تو یکهو پایت را همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری... مگ ر میشود جلوی راه اقیانوس ها را بست؟ مگر میشود جلوی خورشید چیزی قرار داد که دیگر نتابد برای دوست داشتن های من هیچ پایانی وجود ندارد اگر تو...
-
اگر دانی که دنیا غم نیرزد
جمعه 1 اردیبهشت 1402 08:53
اگر دانی که دنیا غم نیرزد بروی دوستان خوشباش و خرم غنیمت دان اگر دانی که هر روز ز عمر مانده روزی می شود کم منه دل بر سرای عمر سعدی که بنیادش نه بنیادیست محکم برو شادی کن ای یار دل افروز چو خاکت می خورد چندین مخور غم اول اردیبهشت بزرگداشت سعدی
-
نگاه گرم پشت پنجره
جمعه 1 اردیبهشت 1402 08:49
نگاه گرم پشت پنجره با صدای جانم برخواسته از لبخند ها شعله کشید آتش حضورمان نفس ها داغ و دستها ، آغوشی شدند گرم بودن ها جان گرفتند و با صدای عزیزم از اتفاق بوسه ها گل مریم رویید "مریم ...شیرین ناز"
-
زندگی یعنی
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:52
زندگی یعنی امیدوار بودن عشق من زندگی مثل دوست داشتن تو، کاری ست جدی.... ناظم حکمت
-
بی نجوای انگشتانت
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:50
بی نجوای انگشتانت جهان از هر سلامی خالیست « شاعر : احمد شاملو »
-
خنده هایت
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:49
خنده هایت انگار آب سردی ست روی دلتنگی های گُر گرفته ام تا آرامم کند تا بگوید که تو هم از دور بودنمان ناراحتی تا لباس عاشقی را بپوشد و معنا کند یک عمر با هم بودنمان را خنده هایت خنده معمولی که نیست جانم تمام زندگی من است... #میلاد_میرزایی