-
زیباترین بانو تویی از فصل پاییز
دوشنبه 24 مهر 1402 11:06
زیباترین بانو تویی از فصل پاییز گرمای عشقی بعد بارانهای یکریز در چشمهایت حسِ پر مهریست دائم ارزش ندارد بی تو این دنیای ناچیز فریاد کردم عشق را با واژههایم من شاعرم با ذهن و رویایی غزل خیز عاشق شدم وقتی چنین از بادهی عشق پیمانهام را ساختی لبریزِ لبریز یک شاعر گیلانیام، اما به عشقت با کولهای از مهر میآیم به...
-
من بارها شنیده بودم،
دوشنبه 24 مهر 1402 11:06
من بارها شنیده بودم، که سیبِ سرخ نصیبِ شغال می شود، ولی امرز، در روشنیِ روز شاهدم باغی گشوده را که سیب های سرخ و سفیدش همه، فارغ از رنگ و بویشان نه نصیب، که اسیر و جویده می شوند، در مغز خوک ها و شالیزار پر از مترسکی که انهدام، در انتظارِ ساقه های نزارش، به زیرِ پایِ گرازان یکی یکی است عنایت کرمی
-
نقش بسته ست شبی تیره به پیشانی من
دوشنبه 24 مهر 1402 10:52
نقش بسته ست شبی تیره به پیشانی من عالمی بسته کمر بی تو به ویرانی من عنقریب است در این مخمصه طغیان بکند رودِ پنهان شده در روحِ بیابانی من من همانم که از آغاز هویدا شدنم با خبر بود جهانی ز گران جانی من منم آن دشت که از آتش حسرت همه عمر شعله ور بود نگاهِ شبِ بارانیِ من طاق ابروی تو را قبله گرفتم پس از آن می برد رشک...
-
یاضامن آهو
دوشنبه 24 مهر 1402 10:52
-
از عشق بگو تا که به ایمان برسانیم
دوشنبه 24 مهر 1402 10:51
از عشق بگو تا که به ایمان برسانیم یک آیه که تا منظر پیمان برسانیم هی جعل نکن آیه ی شیطانی و گمراه از خود بسرا تا که به درمان برسانیم از شیخ نگو رقص بکن ساز نسوزان سنتور بزن تاکه به سامان برسانیم افراخته از موی خودت پرچمی از نور خورشید بشو تاکه به پایان برسانیم تبعیدی ام و گم شده ای در شب و تنها دستی برسان تا که...
-
(زمزمه ی بهار)
دوشنبه 24 مهر 1402 10:49
(زمزمه ی بهار) ------------------------------------------------------------------------ به دلم از جنبش فروردین ، هوس ِ آن طرفه نگار آمد بزن ای مطرب، بزن ای مطرب! که زمستان رفت و بهار آمد همه جا زیبا، همه جا رنگین، همه جا گلبن، همه جا نسرین همه جا از جنبش فروردین، چمن پژمرده به بار آمد سر و صورت شسته گل از باران، چو...
-
هوای مهر پاییز
یکشنبه 23 مهر 1402 11:36
هوای مهر پاییز با چشمان مردادیت بهاری دیگر است گلی حسینی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 23 مهر 1402 11:30
-
به یک اندازه دلتنگیم در پاییز و تابستان
یکشنبه 23 مهر 1402 11:28
به یک اندازه دلتنگیم در پاییز و تابستان علاجی نیست میدانم براین بیمار بی درمان نمای شهر لبریز است از زندان و سنگستان بهاران می شود بعداز هوای سرد و یخبندان نترسانی مرا از غم که در آن ریشه ها دارم بیاویزان مرا از نرده های سرد این زندان شغال زرد را دیدی؟ نشسته در کمین امشب نمی خوابد کسی در وسعت تاریک این بستان کسی رویا...
-
چه آرامشی ست خیال تو !
یکشنبه 23 مهر 1402 11:26
چه آرامشی ست خیال تو ! نسیمی که حتی شکوفه های گیلاس را هم نمی لرزاند گوئی چکاوکی در من میان بنفشه های پنهان در علفزاران دوردست جفتش را صدا می زند زیر آسمانی که در غربش آفتاب غروب می کند و از شرقش ماه بالا می آید و من چون شمعی در شب با شعلهٔ تو روشن می شوم میان شکوفه های یاد تو که چون پروانه بر شانه های عشق می نشینتد و...
-
شربت و شیرینی
یکشنبه 23 مهر 1402 11:24
شربت و شیرینی مرگ تلخ بیگناهان از بشر تنها شر و از زمین تنها مین و بمب مانده است از انسانیت نیت پلید و از تاریخ یخ عبرت نمی گیرند مغزهای منجمد آرزوی انسان بی تو پرواز نیست آری دلتنگی آسمان ندارد. امیرحسین زمان
-
من واژه واژههای شعرم را از نگاه تو می گیرم
یکشنبه 23 مهر 1402 11:23
من واژه واژههای شعرم را از نگاه تو می گیرم مثل ناخدایی که عاشقانه در دل دریا سفر میکند و میخواهد خودش را به آغوش دریا برساند ولی فهمیدم که دریا فقط آغوش ساحل را میخواهد و شعرم بی قافیه و ردیف تمام میشود زهرا سلمانی هرمزی
-
خیالِ مرده ات همراه ِتابستان
یکشنبه 23 مهر 1402 11:21
خیالِ مرده ات همراه ِتابستان باز لغزید به درونِ خزان ِمن با شکوه ،اما سوگناک گذاشتم دزدانه باز هزار توی ِمرا آغشته سازد به آهنگ ِنفس های ِخسته ی ِعشق آهنگی تک هجا، شبیه ِبازدم که با صدای ِخرد شدن ِقلبینرم سمفونی باشکوهی خواهد ساخت برایِ رقص ِرنج ِجان نازنین رجبی
-
پاییز
یکشنبه 23 مهر 1402 11:19
-
مرا جواب می کند
یکشنبه 23 مهر 1402 11:18
مرا جواب می کند سکوت چشمهای تو و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو دوباره می زند به این سر جنون گرفته ام دوباره انقلاب من... دوباره کودتای تو... شفیعی_کدکنی
-
فصل خرمالو رسید
یکشنبه 23 مهر 1402 11:17
فصل خرمالو رسید فصل بوسه های باران و چترهای خیس بیا با قدم هایمان به استقبال برگ ها برویم بیا ما هم بوی باران بگیریم مجید رفیع زاد
-
گذشته را نمی شود پاک کرد
شنبه 22 مهر 1402 11:18
گذشته را نمی شود پاک کرد گذشته درد دارد زخم میشود می سوزد... مجتبی فرخی
-
گفتی رخ ما در همه جا بر شما نهان است
شنبه 22 مهر 1402 11:17
گفتی رخ ما در همه جا بر شما نهان است گویم که خود حجابیم و رنه رخ شما عیان است گفتی گر گیرید نشانی از ما بر همه نشان است گویم ما نشان ندانیم کوی تو همه نشان است گفتی در کوی ما نیست از غم همه شادمانی است گویم که یاد شما هست شادمانی ما خود پژمان هستیم گفتی انکه در ره ما اگاه گشته جانش سوخت از اتش دل گویم گه در ره شما...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 22 مهر 1402 11:16
-
عشقت ای یار،مرا دیوانه خود ساخته
شنبه 22 مهر 1402 11:15
عشقت ای یار،مرا دیوانه خود ساخته من مسلمان بودم اما، کافرم انگاشته دل برفت ونک مرا ایمان نمی آید ثمر چون سواری تیغ خود برگردنم افراخته شاعری هستم پریشان حال وافکاری غریب سوزعشقت سخت برجان و تن من تاخته غرق در دریای طوفانی، شکسته کشتیم ساحل امنی نمی بینم، امیدم باخته از نفس افتاده و دارد شماره قلب من لنگر خود را میان...
-
از تو گفتن سخت است
شنبه 22 مهر 1402 11:15
از تو گفتن سخت است صحبت از تو که می شود بی واژه ترین شاعر عالم می شوم با این ذهن نازیبا و حقیر و آن قاطعیت سترون شده ی نگاهم انگار شجاعتم را در سرداب احساساتم جا گذاشته ام و حتی عشق هم با تمام شکوهش برای روایت تو کم می آورد اما من جسارت می کنم و می گویم که: سراسر دشت ها جای پای امید است آنگاه که تو وزیده باشی بر سبزه...
-
کمک
شنبه 22 مهر 1402 11:13
-
روزگاریست که حربه نیرنگ است
شنبه 22 مهر 1402 11:10
روزگاریست که حربه نیرنگ است راست گویی چقدر بیرنگ است راست گو باش و هماره آماده چون بهای صداقتت سنگ است آه یادش به خیر صدق و صفا دل برای قدیم ها تنگ است جمله های قشنگ و بی احساس نغمه هایش چقدر بد آهنگ است در پس هر جمله ی فریبنده طرح صلحی ست کآخرش جنگ است صورتک های نهفته پشت نقاب چون درختیست که خشک وبی برگ است بارالها...
-
فراموش میشود دستانت
شنبه 22 مهر 1402 11:09
فراموش میشود دستانت در گریبان کسی و چشمانت وحشیتر از همیشه روی جادهها شب میگذراند آوازی در سکوت نیمه شب سدهها پیاده میشود که دستانت را بر گرداند تا ژرفناهای زمین خنده را در خودت پیچیدهای عاشقتر از همیشه کوزه هارا از خیام پرسیدهای و جای را برای خویشتن خوش کردهای همچنان در مستی همچنان در جنون. نصرالله نیکفر
-
نگاهم می کنی تا ، میپرد رنگم
شنبه 22 مهر 1402 11:03
نگاهم می کنی تا ، میپرد رنگم کنارم هستی اما باز دلتنگم تو ای آغوشِ گرمت کُلِ دنیایم شدی درمانِ نبضِ نا هماهنگم من آن تارم که بی گرمای دستانت شبیه تکه ای چوب است آهنگم بگیر از من خیالِ بی تو بودن را که بی تو هر چه باشم باز می لنگم به قدری عاشقت هستم که حتی با خودم هم بر سر عشقِ تو می جنگم امیررضابهنام
-
کبوتر بودم
شنبه 22 مهر 1402 11:00
کبوتر بودم دیگر پشیمان شدم دانه می شوم شهریار جعفری منصور
-
سال بغض و
جمعه 21 مهر 1402 11:15
سال بغض و سال درد دوران عجیبی است دَوَران عقربه ها به مذاق ثانیه های عبث خوشایند نیست و مکث دقایقی که تیشه به ریشه عمر می زند می شنوید؟ تیک تاک ها، پَر وا گشوده اند به سمت چرخشی معکوس در هبوط زمان بی پروا، چه محفل غریبی بین زبان عمر وغربت انسان محملی ازاشک که نشسته بر حنجر آدمی با خنجرصعود... و باز ترس وترس سقوط مبارک...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 21 مهر 1402 11:14
-
عشق وقتی مستی میکند
جمعه 21 مهر 1402 11:13
عشق وقتی مستی میکند جام را آغاز هستی میکند عشق بیمار در بستر بود عیسی مربم زندش نمود عشق یعنی جمعه های انتظار قلبها جمله ما قلب قرار گفتم این اخرین بیت و غزل عشق یعنی صاحب ما بود از ازل عشق جمعه غوغا میکند عصر جمعه را پیدا میکند ما همه منتظر عشق اخریم همچو کودک دنبال مادریم سیاوش دریابار
-
ما قصه ی خویش ساده گفتیم
جمعه 21 مهر 1402 11:12
ما قصه ی خویش ساده گفتیم از سرو ز پا فتاده گفتیم هشیار بدیم اگرچه گاهی در وصف شراب و باده گفتیم رضا کشاورز