-
باد آمد در قلب من آشوب خزان است
سهشنبه 14 فروردین 1403 11:46
باد آمد در قلب من آشوب خزان است چون سیل همی اشک غم از دیده روان است. یادی کنم از خاطره ی فصل بهاران آنروز که در وصف سخن چون چنان است. شیخی شده ام در طلب کوی تو هجران حالا که به پل حسرت ابروی کمان است. سوزیست مرا برده فراغی به تفلسف شوریست مرا فلسفه ی کون مکان است آری که نه انگار مرا طاقت دوریست چون وصل تو آن مرحم دل...
-
در آخرین صبحِ زمین، خورشید آرام
سهشنبه 14 فروردین 1403 11:45
در آخرین صبحِ زمین، خورشید آرام برای آخرین طلوع، آماده خواهد شد به وقتِ آخرین نسیم، غبارِ خاطرات از روی آخرین گیاه، تکانده خواهد شد محمدجواد رمضانپور
-
از عقیده ی کهنه به وقت نو شدن سال میترسم
سهشنبه 14 فروردین 1403 11:41
از عقیده ی کهنه به وقت نو شدن سال میترسم از انبوه نشخوار ذهن و حس ملال می ترسم از وحشی سر به مُهر حوری پرست ابایی نیست... از هیبت فرشته ی اسیر شکسته بال میترسم اصلا به پای من گناه حوا و سیب ممنوعه ... آخر از وسوسه ها یِ نگاهِ آدمِ کال میترسم از خلوت انفرادی و زندان و زخم تن هرگز سخت از عصیان سکوت واژه های لال میترسم...
-
دور این آدمکها رو خط بکش
سهشنبه 14 فروردین 1403 11:40
دور این آدمکها رو خط بکش وقتی از حال دلت بی خبرن ببین کی رفیق گریه هات می شه روزهای خوش که همه برادرن پیش هیچکی دلتو خالی نکن آدم از همین چیزا زخم می خوره اینجا شهر بی کلانتره رفیق اینجا چاقو، دسته شو سر می بره آدما شریک خنده هات می شن ولی دل نده به شونه ی همه هیچکی غیر تو نمی فهمه تو رو روزهای بد رفیقهاش خیلی کمه...
-
ای خدای بهار، بهار آمد
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:10
ای خدای بهار، بهار آمد یا مقلب القلوب و الابصار؛ یا مدبر اللیل و النهار؛ یا محول الحول و الاحوال؛ حول حالنا الی احسن الحال بهار درس های زیادی دارد، آسمانش آزاد بودن را یاد میدهد، نسیمش بخشنده بودن را؛ ملیحه محمدپور
-
این چنین از عالمی باشد خطاب
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:08
این چنین از عالمی باشد خطاب او نـدارد عقـل جانش در عذاب گـر کـه دیـدی عـاقلــی در انـزوا قلبِ عـالـم می شود بـر او کباب سلیمان ابوالقاسمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:06
-
آرام تر زِ چهره ی دنیا ندیده ام
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:05
آرام تر زِ چهره ی دنیا ندیده ام آن دم که با نگاهِ تو همراز میشود یکبارِ دیگر عمرِ از دستْ رفته ام با دیدنِ دو چشمِ تو آغاز میشود روزی که آسمان، تو را از زمین گرفت جان ازوجودِ خسته ام یکباره پرکشید گوئی تمام گشته تمامِ تمامِ من بیچاره دل، جامِ پُر از زهرْ سر کشید پاکیِ تو حُرمتِ آئینه را شکست وقتی به جرمِ بی کسی محکوم...
-
من قاصدک کوچک در دست
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:02
من قاصدک کوچک در دست بچه مغروق در آستانه تخیل تجلل پر هایم در چشم های معصوم خدای کوچک در میان خدایان و یا شیطانی کوچک در میان شیاطین نمیدانم نمیدانم کدام راه میرود در کدام خانه را میزند آیا میجوید و حرف واقعیت پس نمیزند سیاهی یا که سفیدی سایه یا که خورشید جام یا که خدا نمیدانم او هم نمیداند نمیداند رنگ قرمز نشانه...
-
یاعلی
دوشنبه 13 فروردین 1403 12:00
-
ای خوب من
دوشنبه 13 فروردین 1403 11:59
ای خوب من ای بهترین امید من در بدترین روزهای من ای شوق بیپایان من ای آنکه هستی تا ابد در قلب بیسامان من ای حال بیتکرار من ای شانههایت لانهای در وصف گنجشکهای من ای عشق پر معنای من ای عندلیب خوش صدا در دشت بیآهنگ من ای آخرین آغاز من ای مست تو چشمان من در آبی رویای من ای خندهات درمان من ای خوب و خوب و خوب من ای...
-
خوشا کافری که همه را به کیش خویش پندارد
دوشنبه 13 فروردین 1403 11:57
خوشا کافری که همه را به کیش خویش پندارد گر خوب و گر بد ، همه را به یک کیش پندارد نه آن مسلمانی که خود را ز همه پیش پندارد بد خویش خوب و خوب دیگری، نیش پندارد جهان پر شده از دیو و دد و گشته حیات وحش شهریارا منشین با آنکه مردی را به ریش پندارد شهریار یاوری
-
شهادت مظلومانه حضرت علی (ع) تسلیت باد
دوشنبه 13 فروردین 1403 11:55
قتل علی است خاک مصیبت به سر کنید همچون یتیم گریه برای پدر کنید ای نخلهای کوفه ببارید خون دل شب را به یاد غربت مولا سحر کنید شهادت مظلومانه حضرت علی (ع) تسلیت باد
-
لباس نو نمی خرم امسال به حرمت لباس های کهنت
دوشنبه 13 فروردین 1403 11:48
لباس نو نمی خرم امسال به حرمت لباس های کهنت جشن نمی گیرم عید امسالو به حرمت قلب ترک خوردت لطفا امسال شیرینی ندید به من تلخ کام افسرده لطفا از من نپرسید که چی شد، آرزوهام توی قلبم مرده من بمیرم که تو میهن خودت از زندگی عادی هم طردی هرچند پینه ی رو دستات میگه تو خیلی بیشتر از این ها مردی سالِ نو مبارکِ اونایی که،تو...
-
من با خودم سالهاست سر یاری ندارم...
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:23
من با خودم قرنهاست... سر یاری ندارم چراغ ندارم سر همراهی ندارم از عمق شبهای سیاه دخمه گان تا بلند آواز دیوانگان .... من آرام ندارم تاب ندارم قرار ندارم من اسیر خویشتنم زندانی تنم و تنم و تنم و تنم... من درین زندان حرام شدم تباه شدم تمام شدم آه آه باور کنید که آغاز ازین حصار گذشتن است و پایان درین حصار مردن... .... من...
-
سینه ام دارو میخواهد دوایش انفجار؛
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:22
سینه ام دارو میخواهد دوایش انفجار؛ لرزش دست های من از الکل و بی اختیار جان من بالی نداشت، سقوط میخواهد چکار؟ خیره به پایان دره، عاشقی چشم انتظار. نفسی بالا نمی آید از این سینه ی تنگ؛ ناگهان زل میزند به قفل زنجیرش به سنگ، نه امیدی دارد و نه فکر به فردایی سه رنگ، چشم به قبر میدوزد و دنبال راهی واسه مرگ تیک تیک بمب ساعت...
-
یاعلی
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:19
-
مدعی گفت به مجنون به عتاب
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:18
مدعی گفت به مجنون به عتاب صرف کن عمر به تفسیر و کتاب گفت مجنون: که بدان واعظ پیر عمر بی عشق نیاید به حساب رضا پناهی
-
نگاهم کن
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:16
نگاهم کن چشمهایت را نبند من شیفتهی مردمان توام نگاهم کن تا در سرزمین بینام و نشان آینهها ساکن شوم از من روی نگردان من نگران تبعید شدنم به سرزمین نومیدی تبعیدم نکن آزادی من پر زدنهای پروانهوار چشم توست زندانیام نکن بگذار به تو خیره شوم نگاهم کنی نگاهت کنم من محتاج غرق شدنم در اعماق تیلههای اقیانوسی تو...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:12
-
به نقطه ای رسیده ام
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:11
به نقطه ای رسیده ام که حتی مرگِ غریبانه پسرک کارتن خواب زیر خروارِ برف دلم رابه درد نمی آورد.. من پایانی مشابه با دو خروار برف؛ دیده ام .. سیده کبری شهنشاهی
-
... با گونه های خیس عمری
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:09
... با گونه های خیس عمری حیف آن همه گیس که برای او بریدم؛ اویی که جوانی ام را گرفت و پیری ام را دور انداخت... محمد ترکمان
-
شبی باران بر همه شهر
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:07
شبی باران بر همه شهر بر همه چشمه گل و سنگ فرو ریخت فرو ریخت دلم بر همه عالم سوخت و دلم سوخت که عشق را نمی دانند دلم سوخت که آنها آن گل بخارا را نمی گیرند تحویل بگو جانم به قربان ولی دیگر نگفتی از تو نشنفتم دگر حرفی نه چیزی من مانده ام تنها در این شهر در این شهر خدایا خدایا نرگس جعفری
-
در لحظه های تنهایی ام ، سکوتی مُبهم جاری ست...
یکشنبه 12 فروردین 1403 12:06
در لحظه های تنهایی ام ، سکوتی مُبهم جاری ست... و من ، غرق در فاصله های بی ذوق دلتنگی ... آوای نامت ، روحم را نوازش می کند... قلبم ، پیغام شگفتی می دهد... دایره المعارف ذهنم ، سکوت می کند... دلم ، در ناکجاآباد زمان ، گم می شود... و من : دلتنگی را مغلوب اشکهای بی تزویر خوبی ها می کنم ... نگاهم را به آسمان زُلال جاری شب...
-
پرنده ی نیمه جان تن می دهد
شنبه 11 فروردین 1403 11:34
پرنده ی نیمه جان تن می دهد به گرمی جان بخش برف در خواب خیس زمستان که به یک اندازه سرشار است از مرمر مرگ و سرسر زندگی کدام آواز ستمکار تر از خاطره هاست؟ بیا دست به دامانش شویم تا از حنجره ی خشک خاک بروید و به ریشخند این همه عشق پایان دهد. فریبا نوری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 11 فروردین 1403 11:32
-
سردِ سردم
شنبه 11 فروردین 1403 11:30
سردِ سردم تک درختی در غبارم من گلم،عطر اقاقی هم صدای روزگارم ننگم آید نشکفم اشک تلخِ هر جوانم ساده ام رنگ سپیدی حسرتی نامنتهایم کفرهای عهد و ایمان میکند هر دم صدایم مردمان افتاده بر خاک ه ر نگاه بر آسمانم میرود آرام،آرام روی ماهم،روی آبم اصل درد و رنج اینجاست من نگاهی روی خاکم ترانه حقیقی
-
در فصل بهاران همه جا رنگ به رنگ است
شنبه 11 فروردین 1403 11:23
در فصل بهاران همه جا رنگ به رنگ است عید است و تماملحظه ها سبز و قشنگ است با هل هله در تنگ چنین ماهی من گفت این نام پدر جد من است سال نهنگ است مهدی حاجیان پناه
-
لبخندِ تو شیرینیِ دنیایِ من است
شنبه 11 فروردین 1403 11:22
لبخندِ تو شیرینیِ دنیایِ من است چشمان تو هر لحظه در اغوای من است تقدیر خدایی که تو را هدیه نمود او خالق این عشق و غوغای من است سمیه مؤیدی
-
یاعلی
شنبه 11 فروردین 1403 11:19