به تو می اندیشم

به تو می اندیشم!
به تو ای دورترین خاطره ام.
چه سخت، چه طاقت فرسا، سپری شد؛
لمس نگاه تو، در کوچه ی ما
و دویدن پیِ تو
تا خانه ی عشق
چه شیرین نشست؛
آنجا
لب و لبخند تو بر چهره ی ماه
و
من خیره به تو
تو
خیره به ماه
چه شبی شد آن شب
هنوز
به تو می اندیشم،اما تلخ!
این سوالم باقیست
از چه گذر کردی؟!
بر من
بر ماه
و فرو رفتی در تاریکی
به تو می اندیشم
ای خاطره من، در دور...

ویرا بختیاری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد