بی قرار ِ دوستت دارم ، فقط اظهار کن

بی قرار  ِ دوستت دارم ، فقط اظهار کن
عشق را با بوسه بر لبهای من تکرار کن

در سحرگاهان که می ریزد ز سر فکر فراق
چون شراب ناب شیرازی کمی رفتار کن

تا بر آید صبح دولت در دل مجنون من
خواب ِ غم از چشم من گیر وُ مرا بیدار کن


زخم خورده روحم از این روزگار نامراد
با بغل آغوش ِ عاشق پیشه ای دیدار کن

سالها دل طالب مِهر تو بوده بیقرار
دل بسوزان و کمی راه مرا هموار کن

تو مرا داری وُ من تو ، زندگی این است و بس
می توانی ؟ عشق را در قلب خود انکار کن

خدیجه محمودی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.