ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
باران
باد
برف
زمستان بهانهاند
این خانه را نبودن تو سرد میکند
"آزاده سیاحپور"
قلعهات را از خانه سفید بردار
بگذار نزدیک وزیرت
فیل سیاه را کج کن به سمت راست
تمام پیادههایت را بفرست جلو
حالا ملکه زیبای من
یک قدم که جلو بگذاری
شاه درماندهای در محاصره کامل تو است..
کیشم نکن
وقتی این همه مات توام
"کاظم خوشخو"
منطقِ پاییز
مثل بیمنطقیِ زنی ست
که وقتی دارد از زندگی مردی می رود
موهایش را رنگ میکند
کامران رسول زاده
بعضی ها شعر می گویند چون شاعرند
من چون نتوانستم دردهایم را روی بوم نقاشی کنم
شاعر شدم
من شعر می گویم چون تنها هستم
نیماهوشمند
وزیدن گرفتهست باد خزان
به گوش آید از دور داد خزان
گل و سبزه و برگهای قشنگ
مباشید غافل ز یاد خزان
نخواهد ز بین شما هیچ یک
برد جان بدر از جهاد خزان
به سویی فتد هر یک از جمعتان
ز توفان تند ز یاد خزان
کنونی که هستید بر شاخهها
به دور از گزند و عناد خزان
از این بزم جانبخش سودی برید
که محوش کند انجماد خزان
مهدی رستادمهر
بین خودمان باشد
من تمام شعرهایم را
از روی دستِ خیال تو می نویسم
نگذار کسی بفهمد
من شاعر نبوده ام
بین خودمان باشد
پرویزصادقی