سراغم را بگیر

سراغم را بگیر
که دلم برای شنیدنِ صدای تو
و شنیدنِ اسمم از زبان تو
تنگ شده
با من حرف بزن
از حالت
از روزمرِگی هایت
اصلا از خبرهایِ روز بگو
اما بگو
اما باش...
که بدونِ تو
چیزی شبیه زندگی؛
تویِ گلویم گیر می‌کند!


نرگس_صرافیان_طوفان

می‌خواهی گردن بگیر

می‌خواهی گردن بگیر
می‌خواهی کتمان کن
تنهایی‌ام حاصل ماندن تو در من است!
ماندن روحت
ماندن آغوش‌ات
ماندن بوسه‌ات
ماندن عطرت
ماندن صدایت
ماندن حرف‌هایت
می‌بینی؟
تو رفته‌ای اما من تنها نیستم
تو...
تو چرا نمی‌روی از من؟
.
.
.
علی سلطانی

قهوه می ریزم برایت

قهوه می ریزم برایت
نیستی آنسوی میز
هی شکر می ریزم
و تلخ است جای خالی ات...


معصومه صابر

از پیراهنت دستمالی می‌خواهم

از پیراهنت
دستمالی می‌خواهم
که زخم عمیقم را ببندم
و از دهانت
بوسه‌ای
که جهانم را تازه کنم...


حسین منزوی

ای مرغ گرفتار، بمانی و ببینی

ای مرغ گرفتار، بمانی و ببینی
آن روز همایون که به عالم قفسی نیست

هوشنگ ابتهاج

ما چون دو دریچه روبروی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم

ما چون دو دریچه روبروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرارِ روز آینده
عمر آینه بهشت، اما آه..
بیش از شب و روزِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته‌س
زیرا یکی از دریچه‌ها بسته‌س
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر
که هرچه کرد او کرد..


مهدی اخوان‌ثالث

ای فردا! من سوی تو می‌رانم

ای فردا!
من سوی تو می‌رانم
رنج است و درنگ نیست، می‌تازم
مرگ است و شکست نیست، می‌دانم

هوشنگ ابتهاج