تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد

"صائب جان تبریزی"

خواب دیدم ما را

خواب دیدم ما را
بُریدند و به کارخانه‌ء چوب‌بری بردند!
آن‌که عاشق بود پنجره شد،
آن‌که بی‌رحم، چوبه‌ء دار،
از من اما دری ساختند
برای گذشتن ...!

پل_الوآر

چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم،

چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم،
حتی اگر در تاریک‌ترین و دلگیرترین حال خود باشم...

جسیکا_کاتوف

و جز اینم هنری نیست

و جز اینم هنری نیست
که آشیانِ تو باشم
تختت و تابوتت

احمد_شاملو

همیشه فاصله‌ای هست

همیشه فاصله‌ای هست
دچار باید بود

سهراب سپهری

دلم می خواست تا یک شب بگویم “

دلم می خواست تا یک شب بگویم “
دوستت دا…” نه
امان از عقل مغروری که ما را تا جنون برده

رهروانِ سپیده‌دمان و بامدادانیم

رهروانِ سپیده‌دمان و بامدادانیم
رهروانِ خورشیدها و سحرگاهانیم.
نه از شب‌مان پروایی‌ست
نه از روزگاران غمزده و
نه از ظلمات
ما را که رهروان خورشید‌ها و سحرگاهانیم...

زندگی همه‌ی مردم آن چیزی

زندگی همه‌ی مردم آن چیزی
نیست که خودشان ساخته‌اند ؛
زندگی بعضی افراد چیزی است
که دیگران برای آن‌ها ساخته‌اند !

آیا عشق مطلق به این معنی نیست که

آیا عشق مطلق به این معنی نیست که
اول آدم بتواند دیگری را درک کند و او را با تمام چیزهای درون و بیرونش ،
حتی با سایه هایش دوست داشته باشد؟